کد خبر : 215

بخش خصوصى بایستی در راستاى عمل به مسئولیت‌هاى اجتماعى خود، بر فعالیت‌هاى اولویت‌دار توانمندسازى و تسهیل‌گرى فرهنگى و آموزشى که شامل محیط‌زیست و میراث فرهنگی است، تمرکز بیشترى کرده و فعال‌تر ظاهر شود.

یکى از علل ثبات و استحکام ساخت درونى هر جامعه، توجه به رشد و بهینه‌سازى وضعیت رفاه اجتماعى در آن جامعه است. در واقع جوامعى که به درجه مناسبى از توسعه رسیده‌اند؛ مسئله رفاه اجتماعى خود را به عنوان یک پیش نیاز اساسى در مسیر توسعه پایدار حل کرده و در سایه حل آن است که به رشد و بهره‌ورى در زمینه‌هاى دیگر رسیده‌اند. چنانکه امروزه توسعه اقتصادى و فرهنگى را نمى‌توان در نظر داشت و به رفاه اجتماعى فکر نکرد. خانواده‌اى که از تأمین حداقل‌هاى زندگى و معیشت خود ناتوان است نمی‌تواند به رشد فرهنگى و ارتقاى شرایط محیطی و پیرامون خود بیندیشد.

 

در این میان، هرچند دولت‌ها کارکرد مهم تسهیل و تأمین رفاه اقشار مختلف جامعه را بر عهده دارند، اما با توجه به گستردگى وظایف نهاد دولت باید گفت در برخی از حوزه‌ها، بخشى از این مهم باید به دوش بخش خصوصى و سایر نهادهاى مردم‌مدار باشد. همان‌گونه که در سیاست‌هاى کلان توسعه کشور و برنامه ششم نیز تأکید شده است؛ بخش خصوصى بایستى در فعالیت‌هاى اجتماعى و فرهنگی نقشى پررنگ و مولد ایفا کند. در این شرایط است که می‌طلبد بخش خصوصى در راستاى عمل به مسئولیت‌هاى اجتماعى خود، بر فعالیت‌هاى اولویت‌دار توانمندسازى و تسهیل‌گرى فرهنگى و آموزشى که شامل محیط‌زیست و میراث فرهنگی است، تمرکز بیشترى کرده و فعال‌تر ظاهر شود.

با نگاهى به گذشته جوامع بشر و یک بررسى تحلیلى گذشته‌نگر در می‌یابیم که در جهان پیشامدرن و در عصر پیشاصنعتى که اقتصاد بیشتر جوامع بر مبناى کشاورزى و دامپرورى و بعضاً تجارت شکل گرفته بود، چیزى به عنوان بیمه‌هاى اجتماعى و یا سایر نهادهاى مربوط به رفاه اجتماعى وجود نداشت و بیشتر این اقدامات در قالب پیوندهاى قومى و قبیله‌اى و مبتنى بر روابط غیر رسمى انجام می‌شد. اما با ظهور عصر صنعتى در حدود ۲۰۰ سال پیش است که کم کم روابطى چون کارگر و کارفرما شکل گرفت و دولت‌ها موظف به تأمین رفاه اجتماعى جامعه و همچنین طبقه فرودست جامعه شدند. بعد از آن و با گذشت زمان در نیمه ابتدایى قرن بیستم شاهد ظهور سازمان‌هاى مردم‌نهاد که در قالب بخش خصوصى و در هیئت نهادهاى خیریه فعالیت دارند، بودیم. این سازمان‌ها همانگونه که گفته شد در کنار دولت و حاکمیت در راه تأمین رفاه طبقه کم‌درآمد و همچنین تولید و همکاری در ارتقای سطح دانش برای برخورد با گردشگران، حفاظت از آثار تاریخی و طبیعی تلاش کردند تا با استفاده از سرمایه‌هاى مردمى افراد خیر و نیکوکار و به‌کارگیرى امکانات موجود خود، بارى از دوش تهیدستان جامعه بر دارند و بتوانند با حفظ منابع خود - تاریخی، فرهنگی و طبیعی- زمینه را برای بهره‌وری اقتصادی به صورت غیرمستقیم فراهم کنند. در این خصوص گفت‌و‌گویی با عباس محمدی، رییس انجمن کوهنوردان ایران و همچنین مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجام دادیم که به شرح زیر است. او در این گفت‌و‌گو با تاکید بر حفظ جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، بر حفظ این منابع از راه آموزش توسط گروه‌های داوطلب و خیریه تاکید می‌کند.

اصولا چه وجه مشترکی را می‌توان بین محیط‌زیست و میراث فرهنگی از یک سو و فعالیت‌های خیریه‌ای و داوطلبانه یافت؟

 «خیریه» یا کار نیکوکارانه، در جامعه ما معمولا به کارهایی گفته می‌شود که در آن به افراد نیازمند، کمک مالی می‌شود. در دو موضوع محیط‌زیست و میراث فرهنگی، نزدیک به سه دهه است که در ایران کار داوطلبانه سازمان‌یافته (در قالب سازمان‌های غیردولتی) انجام می‌شود که البته در ۵- ۴ سال اخیر دامنه بسیار وسیعی یافته است. حفاظت از میراث‌ طبیعی و فرهنگی، بدون کار داوطلبانه و دقیق‌تر بگویم بدون حمایت بی‌چشمداشت مردمی، ممکن نیست. ذات کار برای این دو امر، از آن‌جا که نفع فوری برای کسی ندارد، عاشقانه است و به این دلیل در آن از حسابگری‌های متداول خبری نیست. با این ملاحظه، می‌توان گفت که کنشگران محیط‌زیست خیّرینی هستند که سرمایه مادّی و عمر خود را در این راه صرف می‌کنند و در واقع به نوعی عمل خیریه مشغول هستند.

اما، در معنای مشخص کار خیریه یا نیکوکارانه، ما جلوه‌های بسیار روشنی از این نوع کار را در موضوع محیط‌زیست ندیده‌ایم. یعنی، جمع‌آوری کمک مالی برای حفاظت از طبیعت و دیگر بخش‌های محیط‌زیست، خیلی انجام نشده است یا دست‌کم من خیلی از آن اطلاع ندارم. البته در گوشه و کنار کشور، کارهایی مانند همیاری برای احیای یک تالاب (مثلا کانی برازان) به دست گروه‌های مردمی صورت گرفته، ولی فکر نمی‌کنم که هنوز یک صندوق به معنای امروزین آن (found) برای حمایت از محیط‌زیست راه‌اندازی شده باشد. شاید «گنجه پشتیبان زیست‌بوم» برای تبدیل شدن به یک چنین صندوقی جهت‌گیری کرده، اما آن هم هنوز به آن مرحله نرسیده است؛ گو اینکه توانسته با جمع‌آوری مبلغ قابل توجهی پول، دو محیط‌بان را که محکوم به قصاص شده بودند، از زندان آزاد کند، و کارهای کوچک‌تر دیگری هم انجام داده است.

با توجه به اینکه گردشگری اصولا عملی اقتصادی است، آیا می‌توان برنامه‌ریزی‌ای داشت تا هم به توسعه گردشگری منجر شود و هم جوامع بومی و محلی، به منافعی دست یابند؟

طبیعی است که باید این‌گونه باشد! البته در ایران تا همین ده دوازده سال پیش، هیچ برنامه‌ریزی یا فعالیت هدفمندی برای منتفع ساختن جامعه‌های محلی انجام نشده بود؛ هر سودی هم که شامل حال مردم محلی شده بود، به صورت خود بخودی، مثلا در پی رفت و آمد زیاد مسافران حاصل شده بود. در چند سال اخیر، با بیشتر شدن فعالیت سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد یا غیردولتی) موضوع شریک ساختن جامعه‌های محلی و بومی در منافع گردشگری، جایگاه تعریف‌شده‌تری یافته است. اگر مردم یک منطقه ببینند که با حفظ آثار طبیعی و تاریخی آن منطقه به درآمدی دست می‌یابند، حتما در حفظ آن آثار خواهند کوشید. البته بیشتر مردم هنگامی این کار را می‌کنند که سود قطعی و دم‌دستی که ممکن است با تجاوز به یک محدوده تاریخی یا طبیعی به دستشان بیفتد، در کار نباشد! از این‌رو، بسیار ضروری است که یک سازوکار قانونی موثر برای جلوگیری از تخریب طبیعت یا میراث‌های فرهنگی وجود داشته باشد، و قانون  بدون ‌تبعیض در مورد همه اجرا شود.

آیا توسعه گردشگری می‌تواند به نحوی برنامه‌ریزی شود که فعالیتی خیرخواهانه تلقی شود؟ چگونه؟

فکر می‌کنم که گردشگری، همان‌گونه که معمولا گفته می‌شود، یک «صنعت» (در معنای کلی آن، یعنی یک کار تولیدی که به خلق ثروت می‌انجامد) است، و نه یک فعالیت خیرخواهانه. اما، این «صنعت» می‌تواند مانند هر صنعت و فعالیت بازرگانی دیگر، به فعالیت‌های نیکوکارانه هم کمک کند. همچنین ممکن است که هدف اصلی یک سازمان گردشگری، کمک خیرخواهانه به یک هدف محیط‌زیستی یا فرهنگی باشد.

 

وضعیت محیط‌زیست ایران اکنون در چه جایگاهی است. آیا با توجه به آثار مخرب حضور گردشگران و بهره‌برداری نادرست از میراث طبیعی و فرهنگی، این بخش‌ها نیازمند فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد هستند؟

وضع محیط‌زیست ایران در یک کلام «فاجعه‌بار» است! امروزه، گردشگری در کشور ما خود بدل به یک مصیبت برای طبیعت و محوطه‌های تاریخی شده است. به نظر من، دولت باید از تبلیغ برای فراگیر کردن سفر دست بردارد و در عوض به آموزش شیوه‌های «سفر مسوولیت‌پذیر» بپردازد. از سوی دیگر، سازمان‌های مردم‌نهاد باید برای افزایش «سرمایه اجتماعی» بکوشند تا آن احساس تعلق به سرزمین پدری که لازمه حراست از آن است، شکل بگیرد.


 

 

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3