کد خبر : 254

هفته نامه "شهر امید" در هشتمین شماره خود نوشت:

از عنوان مجموعه «تجربه زمستانی» برمی‌آید که نمایشگاه‌گردان قصد دارد نشان دهد نقاشان روزگار ما از زمستان 57 تا به امروز انسان‌های دور و بر خویش را چگونه دیده‌اند، تحلیل‌شان از موقعیت انسانی جامعه چه بوده و در هر دهه‌ چه تحولاتی بر مفهوم انسان رفته است.

«تجربه زمستانی» عنوان کنجکاوی‌برانگیز نمایشگاهی است که به کارگردانی زرتشت رحیمی در گالری ایوان به تماشا گذاشته شده است. قرار است عواید حاصل از تجربه زمستانی به خیریه دهش‌پور اختصاص داده شود. حضور 22 هنرمند صاحب‌نام نقاش که در این سال‌ها با محوریت انسان، اثر آفریده‌اند و مخاطب را با معناهای تازه اجتماعی رو در رو ساخته‌اند، انگیزه دیدار از این نمایش گروهی را صد چند چندان می‌کند؛ به ویژه آنکه معماری خاص گالری ایوان و طراحی آن در چهار طبقه، سالن‌های نمایشی که هم به هم ارتباط دارند و هم از یکدیگر مستقل‌اند، مبحث چگونگی چینش آثار و نوع روایت نمایشگاه‌گردان را نیز به خصوصیت دیگر این تجربه زمستانی در دل داغ تابستان علاوه می‌کند.

از عنوان این مجموعه برمی‌آید که نمایشگاه‌گردان قصد دارد نشان دهد نقاشان روزگار ما از زمستان 57 تا به امروز انسان‌های دور و بر خویش را چگونه دیده‌اند، تحلیل‌شان از موقعیت انسانی جامعه چه بوده و در هر دهه‌های 60،70 و پس از آن چه تحولاتی بر مفهوم انسان رفته است؛ من، تو، ما چه دیده‌ایم و بر اثر آنچه تجربه کرده‌ایم چه شکلی شده‌ایم؛ زرتشت رحیمی این پرسش‌ها را روی دیوار «ایوان» می‌پرسد اما بدین جهت که از میان انبوه نقاشان فیگوراتیو دست به انتخاب زده و هنرمندانی را برگزیده و کارهایی از آنها منتخب کرده، لاجرم پاسخ‌هایی هم داده است؛ اتفاقا فصل خوب این اجتماع نقاشانه این است که نمایشگاه حکمی صادر نمی‌کند و در به روی برداشت‌های مخاطبان باز است، هر کس از ظن خویش و بنا به تجربه زیسته خود می‌تواند با آن هم‌داستان شود.

 

تجربه زمستانی، همنشینی نقاشان فیگوراتیو نیست، بلکه دورهمی زاویه نگاه نقاشانی مدرنیست و معاصر است که انسان دغدغه همیشگی‌شان بوده است، برخی سال‌هاست انتزاعی به این موضوع می‌نگرند مانند نصرالله مسلمیان و خیلی‌هاشان حتی پا از بوم فراتر گذاشته و با آفرینش های NEW ART شناخته می‌شوند مانند بهنام کامرانی؛ به همین سبب ساحت تاویل‌پذیری این آثار گسترش هم یافته است، به لطف این گردآوری ما در کنار نقاشانی مانند منوچهر معتبر، افشین پیرهاشمی، معصومه مظفری، داریوش قره‌زاد، شهره مهران و ... که هر یک وجوهی از انسان را در این سال‌ها رک و پوست کنده زیر ذره‌بین برده و بزرگ و آگراندیسمان شده به ما نشان داده‌اند، آدمی را از پنجره‌های دیگرتری هم می‌بینیم؛ پنجره‌هایی که شاید حتی در نگاه اول انسانی آن میان پیدا نباشد مانند آثار محمد خلیلی، حامد صحیحی، فرشید ملکی و حتی خسرو خسروی و نیز حسین خسروجردی که  آدمی را مومیایی شده می‌بیند. در میان این پنجره‌ها، قاب بهنام کامرانی هم غریب است: اثری از مجموعه «لبه» که آدمی بر تیزی می‌سرد؛ گویا سرنوشت انسان این روزگاران است که بر لبه‌ها راه رود و بندبازی بداند تا بماند؛ انسان و تیزی لبه‌های همه امور که شاید مرصع و مزین و آراسته باشد اما برنده و گزنده و ترساننده است.

اگر چه 17 نقاش مرد و تنها پنج نقاش زن برای بازگویی این تجربه زمستانی منتخب شده‌اند اما مرکز ثقل اکثریت آثار و سوژه محوری‌شان زنان هستند؛ در طول تاریخ هنر هم زنان بیش از مردان بوم‌ها را به سیطره خود درآورده‌اند؛ نکته حائز اهمیت این است که اکثر زنان این مجموعه نقاشی، ما به‌ازای بیرونی دارند، ایرانی‌اند و می‌توان ردشان را در کوچه پس‌کوچه ها گرفت، چه زنان چادری معتبر که دسته‌ای عزاداری را همراهی می‌کنند، چه زن چادر سفید پیرهاشمی که مخاطب از حضور نگاهش دست و پا گم می‌کند، و حتی چه دختران قره‌زاد که دور تازه آثار او چهره پنهان می‌کنند و باید از روی دیوار نوشته‌های شهری و آرایه‌های محیطی بازشان شناخت. روایت‌های معاصرتری هم از زنان در این نمایشگاه هست که اتفاقا نقاشان زن نمایشگاه به نمایش گذاشته‌اند: مثل سمیرا اسکندرفر، و یا رزیتا شرف جهان که برشی هویت‌گرایانه دارند؛ و در این میان صدالبته نمی‌توان به حضور اثری زنانه از مکرمه قنبری اشاره نکرد که در عین فی‌البداهگی و رهایی شاد است و الوان؛ بوی روستا می‌دهد، بوی ناب انسانیت، که شاید از یادها رفته باشد و چه خوب که در این نمایشگاه هست و یادی می‌کند از بخشی از زنان جامعه ایرانی که این روزها کمتر از همیشه در آثار هنری بازتاب دارند.

ارائه اثری از افشین پیرهاشمی که این سالها کمتر آثارش به دیوار گالری‌های تهران رفته است هم از نکات جالب این رویداد تابستانی با طعم زمستان است؛ اثری از دوره‌های سیاه سفید پیرهاشمی به تماشاست که چون همیشه زنی در مرکز ثقل تابلو ایستاده است، چادر بلند و سپید او در تضادی آشکار با محیط تیره و سیاه اوست، زن مثل همه پرسوناژهای کنشگر پیرهاشمی نگاهی نافذ و خطاب‌گر به مخاطب دارد، اثر مانند همه آثار این نقاش که حالا دیگر 40 سالگی را پشت سر گذاشته نگاهی کمینه‌گرا اما تاویل‌گرا دارد.

با دیدن آثار این نمایشگاه و هجوم تاویل‌ها واقعا ضروری است در انتهای راه، سری به ایوان زیبای «ایوان» بزنید و در آب نمای دلنشینش نفسی چاق کنید و اندکی بیندیشید که فردا نقاشان از روزگار ما چه نقشی به یادگار می‌گذارند؛ ایوان، انرژی مثبتی دارد، و به حتم بخشی از آن را مرهون زاویه نگاه خیرخواهانه‌اش است، چشم‌پوشی یک گالری از درصد خودش از محل فروش آثار و اهدای آن به خیریه‌ها و حتی نقاشان کم‌بضاعت، ارائه یک تصویر دلپسند از انسان امروز است که حتما چنین رویکردهای انسان دوستانه‌ای از چشم قاضیان روزگار ما دور نخواهد ماند.

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3