کد خبر : 312

هفته نامه "شهر امید" در سیزدهمین شماره خود نوشت:

رسیدگی به حال گرسنگان و پناه دادن به فراریان و تهیه آب و نان برای آنان، از مضمون‌های پرتکراری است که از گذشته‌های دور در دل قصه‌های مردمی جای گرفته است.

«سربازها همیشه در پی قوت لایموت به خیابانها می‌آیند کنار گذرها چمباتمه می‌زنند و نان و خربزه و چیزهای دیگر که از مردم گرفته‌اند را می‌خورند. در سفر و طی طریق هم چنین است.» هنگامی‌که روایت فوروکاوا، از اعضای نخستین هیات سفارت ژاپن در ایران دوران ناصرالدین شاه قاجار، در سفرنامه‌اش درباره کمک مردم به سربازان را می‌خوانیم، بیش از آن که وضعیت دردناک سربازان در آن زمان یا نگاه نیک‌اندیشانه مردم را به آنان نشان دهد، به آیینی کهن در تاریخ دیرینه ایران اشاره دارد؛ نان‌بخشی به آنان که نیازمند نانند و با تکه‌ای نان می‌توانند روزگار بگذرانند.

نان بده، نام برآر

نان در سفره ایرانیان به گونه سنتی جایگاهی ویژه دارد و قوت غالب برخی به ویژه طبقه تنگ‌دست و فقیر به شمار می‌آید. سفره بی‌نان در وعده‌های غذایی در این فرهنگ، چیزی مهم کم دارد. در گذشته می‌گفتند «نان است که بند جان است.» این معنی در بیتی از مسعود سعد سلمان شاعر سده پنجم هجری نیز آمده است «که همه آرزوی من نان است/ نان چو شد منقطع نماند جان.»

گستردگی اهمیت این ماده غذایی تا بدانجا است که می‌توان برای شیوه پخت و فرهنگ بهره‌گیری نان و نیز حرمت آن در مناطق گوناگون کشور بسیار سخن راند و نوشت. بخشی از این فرهنگ، به نان دادن و نان رساندن به دیگران اختصاص می‌یابد. «نان دادن» در این جا با دایره مفهومی روزی رساندن و تامین معیشت دیگران برابری کرده، رویاروی مفهوم «نان کسی را بریدن» جای می‌گیرد. نان دادن در ادبیات ایران بازتابی ویژه یافته است. چند نمونه از اینگونه شعرها و جمله‌ها «نان دهی از بهر حق، نانت دهند/ جان دهی از بهر حق جانت دهند» مولوی، «به فضل و خوی پسندیده جست باید نام/ دگر به دادن نان و به بذل کردن زر» فرخی، «بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت/ شب از بهر درویش شبخانه ساخت» سعدی، «نان همه کس مخور و نان خود را از هیچ‌کس دریغ مدار» خواجه عبدالله انصاری، می‌تواند چنین مدعایی را بیانگر باشد. در این فرهنگ است که نام نیک داشتن، در بخشندگی و نان دادن و روزی رساندن خلاصه می‌شود؛ ضرب‌المثلی معروف نیز این مساله را مهر تایید می‌زند «نان بده، نام برآر».

هر که در این سرا درآید نانش دهید

جمله‌ای معروف از زبان شیخ ابوالحسن خرقانی، از مشایخ بزرگ ایران در سده چهارم هجری روایت شده است که «هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» گفته شده است شیخ ابوالحسن در بیرون شهر بسطام مهمان‌خانه‌ای داشت و در آن مسافران و نیازمندان را اطعام می‌کرد. شیخ اما در پی دعواهای فرقه‌های گوناگون و شکاف‌های عقیدتی، دستور داد بر بالای مهمانخانه آن جمله را نوشتند؛ از آن‌رو که به تعبیر وی، «آن کس که نزد خدا به جانی ارزد نزد ابوالحسن به نانی ارزد.» جمله شیخ ابوالحسن بر این اساس، در هر جا که اختلاف مذهب و مسلک، در راه اطعام نیازمندان و گرسنگان مانعی پدید می‌آورد، کاربرد یافت و انفاق‌کنندگان را به یاری همه کس فرامی‌خواند. رسیدگی به حال گرسنگان و پناه دادن به فراریان و تهیه آب و نان برای آنان، از مضمون‌های پرتکراری است که از گذشته‌های دور در دل قصه‌های مردمی جای گرفته است. این مساله در میان عارفان و متصوفه ایران، زمانی که چهره‌هایی برجسته از میان آنان در میان مردم نفوذی پردامنه داشتند نیز قابل توجه است. در کتاب «فتوت‌نامه سلطانی» نیز ذیل آداب طعام دادن که با روزی رساندن و نان دادن پیوند دارد، می‌خوانیم: «گر پرسند که شش ادب کدام است؟ بگوی اول از مهمان سوال کردن که میل او به کدام نوع طعام باشد. دویم طعام بهتر پیش او ﻧﻬادن. سیّم در خوردن تکلیف بسیار ناکردن. چهارم چون بیرون رود مشایعت کردن و کمتر آن هفت قدم است. پنجم عذر خواهی ننمودن که از آن بوی خودپرستی آید. ششم منّت ناﻧﻬادن بلکه منت فراوان داشتن که خدای تعالی توفیق داد تا آن شخص روزی خود را بر سر سفره او تناول نمود چنانچه استاد گفته است: هرکه را بینی به عالم روزی خود می‌خورد/ گر ز خوان تو است نانش ور ز خوان خویشتن ... پس ترا منّت ز مهمان داشت باید بهر آنک/ می‌خورد بر خوان احسان تو نان خویشتن.»

راز جوانمردی

در روزگاری که دسته‌های جوانمردان در بدنه جامعه، پویا و فعال بودند، مهم‌ترین اصل اخلاقی‌شان یعنی نان دادن را همواره پاس می‌داشتند. «سرّ جوانمردی‌ها نان دادن است»؛ این جمله‌ای است در داستان عامیانه سمک عیار که سده‌ها است بر پیشانی فرهنگ ما می‌درخشد. نان دادن اما تنها به گروه‌های جوانمرد اختصاص نداشته و ویژه این طیف از جامعه ما نبوده است. بنابر آنچه از پیشینه این اندیشه و کردار انسان‌دوستانه و نیک می‌دانیم، این مهم همزاد فرهنگ ما و برگرفته از وجدان آدمی و سفارش شده در ادیان گوناگون است.

آمنه ابراهیمی/ تاریخ‌پژوه

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3