کد خبر : 314

هفته نامه "شهر امید" در سیزدهمین شماره خود نوشت:

یک کویر خشک، با نیکومنشی واقفان سیراب می‌شود.

مردم کویرنشین ایران، آب را بسیار قدر نهاده، برای بخشش آن، فراوان گشاده‌دستند. این خوی نیکومنشانه در تاریخ اجتماعی و فرهنگی کویر به‌ویژه در مناطقی همچون یزد، نمودی ویژه دارد. این کار، گونه‌ای همکاری و تعاون را در زمینه حفر قنات‌ها و چاه‌ها پدید آورده و شیوه‌ای از زندگی اجتماعی را در اندیشه اجتماعی ایرانیان شکل داده است. وقف آب برکه، نهر، سنگاب، کوزه، آب‌انبار و قنات در چنین فرهنگی، نشانی روشن از کوشش یاریگرانه ایرانیان در مناطق کویری به شمار می‌آید. همدلی‌ها به این ترتیب، تا بدانجا پیش می‌رود که دست‌های یاریگر مردم در منطقه زارچ یزد در نگهداری، تعمیر، تخلیه، لجن‌کشی و پاکیزگی آب‌انباری، نام آن را تعیین کرده است؛ آب‌انبار خلق‌الله!

 

در چنین فرهنگی که مردمانش، عابدان و مومنانی مثال‌زدنی‌اند، نگاه‌ها به بارش رحمت خدا نیز هست. دست‌ها به دعا برداشته می‌شود و آن زمان که باران می‌بارد، گونه‌ای دیگر از همدلی‌ها زیر بارش این نعمت آسمانی شکل می‌گیرد. حکمت یغمایی در کتاب «بر ساحل کویر نمک در اطراف یزد» اینگونه روایت کرده است: «در گذشته اگر ابر ایثارگری بر مردم تشنه می‌بارید و سیلی جاری می‌شد افرادی رسیدن سیلاب را بانگ می‌زدند آهای سیلاو دیگران بیل بر شانه می‌نهادند، شلوارها را بالا می‌زدند و بی‌درنگ به سوی آب‌انبارها خیز برمی‌داشتند تا قطره‌ای از آب هدر نرود. آب‌انبارها چشم به راه ایثار ابرها بودند و در خشکسالی‌ها جز کاسه‌های تهی نبودند.»

 

جایی که وقف، آبادش کرده است

چنانکه از نام وقف‌آباد برمی‌آید، وقف در منطقه وقف‌آباد یزد، پیشینه‌ای دراز دارد. رگه مهم و حیاتی آب‌انبارها در یزد در دوران قاجار، وقف‌نامه قنات وقف‌آباد یزد است که سیدرکن‌الدین محمد حسینی یزدی، بانی مدرسه رکنیه آن را در سده هشتم هجری جاری کرده است. مستوفی بافقی در کتاب «جامع مفیدی» در این‌باره می‌نویسد: «تا در فراشاه قناتی جاری نموده چند آب از سهام قنوات دیگر به عنوان ملکیت خریداری کرده، به یکدیگر ممزوج ساختند و از میان شهر و محلات در مسجد جامع آورده، از آنجا به مدرسه رکنیه و میدان وقت و ساعت گذرانده از درب کوشک نو بیرون برده و به خانه‌ محمدیعقوب معلم خود جاری ساخت و آن را آب وقف‌آباد نهاد.» گفته شده است سیدرکن‌الدین آنگاه که رنج استادش را در هنگام پایین رفتن و بالا آمدن از پله‌های پایاب می‌بیند، برآن می‌شود آب قنات فراشاه را از خانه معلم خود جاری کند. این وقف تا دوره‌های بعد نیز تداوم می‌یابد. وقف‌نامه قنات وقف‌آباد در زمان قاجار تمدید می‌شود و در کنار دیگر منابع آبی این منطقه، منبع تامین آب یزد می‌شود. سند مربوط به این دوران، یکی از مهم‌ترین وقف‌نامه‌هایی است که زندگی و زمین‌های مردم را سیراب می‌کند و یاد واقف و متولیانش را در ذهن‌ها زنده می‌دارد. این وقف‌نامه به سال 1259 قمری بازمی‌گردد. در این وقف‌نامه با مقدمه‌ای همچون دیگر وقف‌نامه‌ها که با ستایش خدا و نعمت‌هایش آغاز شده است، دار دنیا، جایی برای استراحت و راحتی تلقی نشده، این جهان گذرگاهی برای ورود به بهشت دانسته شده است. اختصاص اموال و املاک برای آبادانی دنیا و انجام کار خیر به منظور رضایت پروردگار، با آبادانی آن دنیا و خریدن بهشت برابر دانسته شده که نجات انسان به آن وابسته است.

الگویی برای آب‌رسانی به مردم بی‌آب

آجودان‌باشی، والی یزد نیز در پی چنین کار نیکومنشانه‌ای، به وقف آب در این منطقه دست زده است؛ جایی که بر اساس متن وقف‌نامه، مردم در اثر کمبود آب در سختی بوده و مسافران و قافله‌ها برای تهیه آب در رنج می‌افتاده، برای آب دادن به چهارپایان خود و رفع نیاز روزانه‌شان باید مسافت‌هایی دور را می‌پیموده‌اند. کمبود آب در چاه‌ها و برکه‌ها در این منطقه تا بدانجا بود که مردم از تنگ‌دست و ضعیف تا ثروتمند و قوی مجبور بودند از آب موجود کم مصرف کنند تا رشته حیات‌شان نگسلد. آجودان‌باشی در چنین وضعی برآن می‌شود برای تامین آب مردم یزد و رفت‌وآمدکنندگان از این شهر، آبی بر زمین جاری کند تا مردم از آن سود ببرند و برکه‌ها، مسجدها، حمام‌ها و خانه‌ها از آن استفاده کنند. او بدین‌ترتیب سه هزار جره از آب قریه اهرستان از روستاهای توابع یزد را بدین کار اختصاص می‌دهد. آب، از این‌رو، به شهر یزد وارد می‌شود. حتی کشاورزان هم می‌توانستند این آب را در زمین‌های خود به مصرف برسانند.

متولی نیز بر اساس وقف‌نامه می‌توانست سود به دست‌آمده از آن را پس از وضع مخارج قنات‌ها و نهرها، برای تعزیه‌داری امامان علیهم‌السلام خرج کند. آجودان باشی که نیم‌نگاهی نیز به زمان پس از مرگ خود و سرنوشت موقوفه‌اش دارد، در وقف‌نامه اشاره کرده که تا زمانی که شهر یزد حیات دارد، موقوفه نیز برپا خواهد بود و پس از مرگ واقف، تولیت آن بر عهده حاکم جدید و حاجی محمدطاهر از عالمان نیک‌نام آن دیار است.

 

دل سپردن به آینده و آخرتی آباد و از سرگذراندن پستی‌ها و بلندی‌های زندگی با همدلی‌ها و خیرخواهی‌ها در یزد، داستانی دراز است. نیکومنشی و نیکوکاری مردمان این سرزمین، برشی از جریان نیکوکاری و خیرخواهی است که از پسِ سده‌های پیاپی، جان و دل مردم کویرنشین را سیراب می‌کند؛ مردمانی که در اندیشه خود، آب را همچون طلا می‌دانند، آن را بسیار ارج می‌نهند و در پناه همدلی‌ها روزهای زندگی‌شان را نقش می‌زنند.

روزبه رهنما/ تاریخ‌پژوه

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3