کد خبر : 321

هفته نامه "شهر امید" در چهاردهمین شماره خود نوشت:

دیدن تعداد زیاد کارتن‌خواب‌ها که غذای ما کفاف همه آن‌ها را نمی‌داد به این فکر افتادیم که برای این کارتن‌خواب‌هایی که گاهی حتی چند روز گرسنه هستند، کاری کنیم.

دلش می‌خواهد دنیای بهتری بسازد؛ آن‌طور که خودش می‌گوید در آستانه چهل‌سالگی با علامت سوال بزرگی روبه‌رو شده و سرانجام در شب 21 ماه رمضان، جواب تمام سوال‌های 40 ساله‌اش را در میان کارتن‌خواب‌های میدان شوش پیدا کرده است.

علی حیدری خود را مبدع دیوار، یخچال و کلبه مهربانی می‌داند و با اینکه مدیرعامل شرکت تبلیغاتی بزرگی است اما روزها و شب‌هایش با فکر به معتادان و کارتن‌خواب‌ها می‌گذرند، فکر اینکه مبادا گرسنه بخوابند؛ برای کارتن‌خواب‌های رانده‌شده، در پارک‌ها سفره غذای گرم می‌اندازد و گاهی برایشان سیب‌زمینی و املت درست می‌کند. معتقد است با روشش پایانی برای کارتن‌خوابی 15 هزار نفر پیدا خواهد کرد. در ذیل مصاحبه ما با مدیرعامل جمعیت پایان کارتن‌خوابی را خواهید خواند.

در مورد جمعیت پایان کارتن‌‌خوابی توضیح دهید؟ چه شد که شما و خانواده‌تان تصمیم گرفتید به کارتن‌خواب‌های شهر خدمات دهید؟

شب21 ماه رمضان  سال گذشته (94) به همراه فرزند و همسرم تصمیم گرفتیم که شب قدر را در میان افراد نیازمند بگذرانیم؛ به همین دلیل، به اندازه 15 نفر غذا تهیه کردیم و برای معتادان میدان شوش بردیم؛ بعد از دیدن تعداد زیاد کارتن‌خواب‌ها که  غذای ما کفاف همه آن‌ها را نمی‌داد به این فکر افتادیم که برای این کارتن‌خواب‌هایی که گاهی حتی چند روز گرسنه هستند، کاری کنیم. به همین علت از طریق فضای مجازی موضوع را با همسایه‌ها، دوستان و آشنایان در میان گذاشتیم و از آن‌ها خواستیم در این راه به ما کمک کنند. به دوستانمان گفتیم که زیر آسمانی که آن‌ها زندگی می‌کنند افرادی هستند که صدایشان به کسی نمی‌رسد و آنقدر گرسنه می‌مانند که طعم غذا از یادشان می‌رود.

من مدیرعامل یک شرکت تبلیغاتی هستم؛ سال گذشته در آستانه تولد 40 سالگی‌ام، به خاطر یک سانحه مدتی در بیمارستان بستری شدم؛ شنیده بودم که هر فردی در سن 40 سالگی مورد هجوم سوال‌های زیادی قرار می‌گیرد، سوال‌هایی درباره زندگی‌ای که پشت سر گذاشته، یا اینکه در مورد چیستی، اهداف و دلیل زندگی‌اش دچار تردیدهای بزرگی می‌شود؛ این سوال‌ها با دوران نقاهت من همزمان شد، بطوریکه فرصت کافی برای فکر کردن به آن‌ها را داشتم، اما هرچه فکر می‌کردم هیچ جوابی برایشان پیدا نمی‌کردم.

خرج اندوخته مالی برای معتادان

در زندگی انسان‌ها چهل‌سالگی برهه مهمی است که  افراد را دچار تحول و دگرگونی می‌کند و برای من نیز ورود به این مرحله از زندگی تقدیر دیگری را رقم زد.

انسان‌ها، درآمد را برای زندگی بهتر می‌خواهند و من این زندگی را داشتم؛ به این نتیجه رسیدم حالا که زندگی خوبی دارم از این ‌پس اگر ثروتم را در راه دیگری هزینه نکنم باید آن را برای پسرم باقی بگذارم، درحالی‌که اگر پسرم  تلاشش را بکند می‌تواند خودش بدون اتکا به من فرد موفقی در حوزه مالی باشد. به همین دلیل هنگامی‌که در شب 21 ماه رمضان با آن غذاها به هرندی رفته و احساس خوبی به من دست داد، تصمیمم را گرفتم و وارد مسیر تازه‌ای شدم و شروع کردم به خرج کردن اندوخته‌هایم؛ از آن به بعد آنقدر اتفاقات خوب رخ داد که حال مرا عوض کرد. من با این کارم می‌خواهم دنیای بهتری تحویل آیندگان بدهم و این اقدامات من به نوعی پرداخت بدهی‌ام به جامعه است چراکه اگر کمی در قبال اطرافیانمان مسئولیت‌پذیر باشیم قطعا زندگی زیباتری خواهیم داشت.

عکس‌العمل دوستانتان چگونه بود؟

استقبال بی‌نظیر بود، حتی با دوستانمان قرار گذاشتیم که هرکسی غذای اضافی‌اش بیشتر از 5 لقمه باشد می‌رویم و غذایش را از درب منزل تحویل می‌گیریم. به دوستانمان گفتیم اگر مایل باشند می‌توانند خودشان غذایشان را میان کارتن‌خواب‌ها توزیع کنند؛ این جمعیت رفته‌رفته زیاد شد به‌طوری‌که ظرف چهار ماه تعداد غذاها از 15 پرسی که در ابتدا میان کارتن‌خواب‌ها توزیع می‌کردیم به بیش از 4000 پرس همراه با میوه و نوشابه رسید. ما حتی دایره خدماتمان را بزرگ‌تر کرده و با استقرار تیم‌های پزشکی؛ آرایشگر و حتی توزیع بن حمام میان کارتن‌خواب‌ها توانستیم کمک‌های بیشتری به این افراد درمانده برسانیم و روحمان را آرام‌تر کنیم.

در چه محل‌هایی غذا توزیع می‌کنید؟

بعد از آنکه توانستیم هسته اولیه جمعیت‌مان را تشکیل دهیم چهارشنبه شب‌ها ساعت 22 برای توزیع غذا و ارائه خدمات به کارتن‌خواب‌ها می‌رفتیم و این روز و ساعت به‌نوعی زمان قرارمان شد. ما تا مدت‌ها در میدان شوش؛ پارک شوش، دروازه غار و ... خدماتی را به این افراد ارائه می‌کردیم اما بعد از آنکه پاتوق معتادان در پارک شوش توسط پلیس جمع‌آوری شد تمرکزمان را روی پارک هرندی و دروازه غار گذاشتیم.

املت‌پزان در میان معتادان

اقدامات شما چقدر مورد استقبال یا اعتراض اهالی محل یا حتی خود معتادان قرار گرفت؟

ما در پارک هرندی برای معتادان و کارتن‌خواب‌ها سفره غذا پهن می‌کردیم و این افراد می‌آمدند کنار سفره می‌نشستند و به یاد خانواده‌هایشان غذا می‌خوردند و در کنار آن‌ها برایشان سیب‌زمینی سرخ‌کرده و املت می‌پختیم و آن‌ها غذای گرم خانگی می‌خوردند. حتی یک‌بار معتادی درحالی‌که گریه می‌کرد؛ گفت که سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده ما، او را یاد خانه و همسرش انداخته و با این بهانه به کمپ ترک اعتیاد رفت. سفره ما بین کارتن‌خواب‌ها معروف است به‌گونه‌ای که معتادان و کارتن‌خواب‌هایی از کوچه‌ها و محلات دیگر می‌آمدند و این سبب می‌شد که ما چهارشنبه شب‌ها، گاهی حتی تا 4000 پرس غذا توزیع کنیم.

خدمات غذایی و بهداشتی ما سبب شده بود بسیاری از اهالی همین محلات محروم نیز به ما مراجعه کنند و علاوه بر دریافت خدمات پزشکی و بهداشتی، مهمان سفره ما نیز شوند حتی کم‌کم خانواده‌های نیازمند و کودکان فقیر نیز در سطح منطقه شناسایی شدند و میانشان شیر خشک توزیع کردیم.

تعداد اعضای جمعیت چند نفر است؟

هسته مرکزی جمعیت 670 نفر هستند و 91 هزار نفر نیز عضو کانال تلگرامی ‌ما هستند که عملکرد و اقدامات ما را به‌صورت آنلاین رصد می‌کنند و ما قدم هر فردی را که بخواهد با حرفه، آموزش و ....  به این جمعیت کمک کند بر سر چشم‌مان می‌گذاریم، چراکه معتقدیم باید دنیای اطرافمان را بسازیم و در این راه از هر کمکی استقبال می‌کنیم.

با اقدامات پلیس، پارک شوش و محله هرندی از کارتن‌خواب‌ها پاکسازی شدند حالا چه می‌کنید؟

دروازه غار و هرندی که به‌اصطلاح از معتادان پاکسازی شد اما عملا این افراد به سمت کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی سوق داده شدند و ما نیز به‌واسطه حضور این افراد در کوچه‌ها، خدمات خود را در این خیابان‌های فرعی ارائه می‌کنیم.

من معتقدم با بگیر و ببند مشکل اعتیاد و کارتن‌خوابی حل نمی‌شود چون اگر با این روش‌ها مشکل قابل‌حل بود تا الان باید رفع می‌شد؛ معتادان باید به ما اعتماد کنند تا بتوانند اعتیاد به مواد مخدر را ترک کنند.

جمعیت پایان کارتن‌خوابی بااینکه یکسال از تولدش می‌گذرد اما توانسته کارنامه خوبی از خود به جای بگذارد و حتی در حوزه‌های دیگر نیز وارد شده، ممکن است درباره دیگر اقداماتتان نیز توضیح ‌دهید؟

گروه پایان کارتن‌خوابی بسیار بزرگ شده، به‌گونه‌ای که حالا علاوه بر کارتن‌خواب‌ها، شامل کودکان‌کار، افراد تحت‌پوشش بهزیستی، خانواده‌هایی که در یک قدمی فروپاشی و کارتن‌خوابی قرار دارند و ... نیز می‌شود. به علاوه همانطورکه گفتم ما کارمان را از ارائه غذا به کارتن‌خواب‌ها شروع کردیم اما حالا این حلقه حمایتی را بزرگ‌تر کرده‌ایم به‌گونه‌ای که جنبه‌های حمایتی نیز به آن اضافه شده است.

یکی از آفت‌های کارهای مردم‌نهاد، پراکندگی و متمرکز نشدن روی یک فعالیت خاص است، چه لزومی داشت جمعیتی به‌مانند پایان کارتن‌خوابی که با ارائه غذا و بعد خدمات بهداشتی و رفاهی به بی‌خانمان‌ها کار خود را شروع کرد در طول عمر یکساله خود حلقه حمایتی خود را گسترده‌تر کند، آیا بهتر نبود این جمعیت به جامعه هدفش که همان کارتن‌خواب‌ها هستند خدمات بیشتری ارائه کند؟

حدود چند ماه پیش حین توزیع غذا یک نوجوان معتاد و کارتن‌خواب نزد من آمد و با چاقو خود را تهدید به خودزنی کرد و اصرار داشت که او را برای ترک اعتیاد به کمپ ببرم، آن موقع من نه کمپی می‌شناختم و نه فرآیندش را می‌دانستم، اما به این نکته پی بردم که صرف دادن غذا به این افراد گره‌گشا نیست. به همین دلیل برای کمک بهتر و ریشه‌ای به این کارتن‌خواب‌ها حلقه‌های دیگری همچون کمک و اعتمادسازی را نیز اضافه کردیم.

بر اساس این فرایند ما در وهله اول به معتادان کارتن‌خواب غذا می‌دهیم تا بتوانند زنده بمانند و نمیرند! پس ‌از آن در صورت تمایل کارتن‌خواب برای ترک، او را به یک کمپ معرفی می‌کنیم. اما باز هم جمعیت او را رها نمی‌کند؛ چراکه بر اساس برنامه‌ریزی و دستورالعمل‌های جمعیت پس از ترک نیز نسبت به حرفه‌آموزی مددجویمان اقدام می‌کنیم و سعی‌مان بر این است تا او را برای ورود به جامعه سالم و عاری از اعتیاد آماده کنیم.

ما با انسان‌هایی مواجه هستیم که اگر لحظه‌ای رها شوند بلافاصله به سمت اعتیاد لیز می‌خورند؛ به همین دلیل سعی کرده‌ایم به مسئله آموزش آنها نیز اهمیت دهیم و با روابطی که با مردم داریم در راستای کسب شغل‌شان اقدام کنیم.

سازمان مردم‌نهاد شما از دستگاه‌های دولتی همچون شهرداری و ... نیز کمکی دریافت کرده است؟

ما از سازمان‌های دولتی کمکی نمی‌گیریم. تنها یک‌بار محمدباقر قالیباف شهردار تهران بازدیدی از محله هرندی داشت و فرصتی برای گپ و گفت فراهم شد؛ در این جلسه به او گفتم که ما برای یک دوره 21 روزه ترک اعتیاد باید مبلغ 200 هزار تومان به ازای هر شخص به کمپ پرداخت کنیم؛ که این رقم در ماه کمرشکن است و در این جلسه توافقاتی صورت گرفت که از این پس معتادان داوطلب را با خودروهای شهرداری به کمپ‌های تحت‌پوشش شهرداری ببریم... این درحالی‌ است که روزانه هم بیش از 50 نفر به ستاد مراجعه و درخواست خدمات می‌کنند و به‌طور میانگین روزانه یک میلیون تومان هزینه می‌کنیم.

ما معتقدیم دولت و سازمان‌های دولتی باید خود را از کارهای خیرخواهانه و این‌چنینی کنار بکشند چون هم خیر و هم معتاد در نظام بروکراسی خسته می‌شوند. فرض کنید دولت بخواهد در بحث جمع‌آوری معتادان یا ساماندهی آن‌ها وارد شود، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ جز اینکه برای امضای یک نامه باید مدت‌ها در صف بمانیم؟

ان.‌جی.‌اوهای زیادی در حوزه ارائه غذا  و خدمات بهداشتی و درمانی به کارتن‌خواب‌ها فعالیت می‌کنند، آیا اقدامات شما موازی‌کاری با فعالیت‌های این سازمان‌های مردم‌نهاد نبود؟

طی این سال‌ها سازمان‌های مردمی و حتی حرکت‌های انفرادی زیادی را در راستای ارائه خدمات و غذا به معتادان دیده‌ایم اما در جمعیت پایان کارتن‌خوابی سعی کردیم یک قدم عقب‌تر رفته و به خانواده‌های در معرض خطری که زنگ کارتن‌خواب شدن آن‌ها نیز به صدا درآمده است کمک کنیم. بر همین اساس خانواده‌های در معرض آسیب زیادی را شناسایی کرده و آن‌ها را زیر چتر حمایت و آموزش خود قرار دادیم تا آن‌ها نیز به جمع خانواده گسترده کارتن‌خواب‌ها ملحق نشوند.

آماری از این خانوارهای در معرض خطر دارید؟

واقعیتش این است که واحد آمار جمعیت به‌تازگی راه‌اندازی شده و هنوز اطلاعات و آمار دقیقی نداریم، اما در ابتدای کار شهرداری تهران تعدادی از خانوارهایی را که اصطلاحا پلاک قرمز بودند، به ما معرفی کرد و سعی کردیم به آن‌ها کمک کنیم.

طی این سال‌ها شاهد افزایش تعداد زنان کارتن‌خواب‌ بوده‌ایم، شما بر اساس کار میدانی خود این ادعا را تایید می‌کنید؟

جمعیت ما در 31 شهر فعال است و باید بگویم ما از کودک40 روزه تا پیرزن 70 ساله را تحت‌پوشش قرار داده‌ایم، و در این میان شاهد رشد روز افزون معتادان زن در میان کارتن‌خواب‌ها بوده‌ایم. اما مدتی است با راه‌اندازی کمپ شفق کمتر شاهد حضور زنان کارتن‌خواب در سطح شهر تهران هستیم.

ابهام در شفافیت مالی را شاید بتوان پاشنه آشیل سازمان‌های مردم‌نهاد دانست، جمعیت شما در راستای شفاف‌سازی مالی حداقل برای اعضای خود چه کرده است؟

ما یک کانال تلگرام برای خیرین ایجاد کرده‌ایم که رسید خرید اقلام، همچنین پیامک‌های بانکی در آن قرار داده می‌شود تا خیرین در جریان ریز مسائل مالی ما قرار گیرند.

دیوار، یخچال و کلبه مهربانی نیز جزو ایده‌های جمعیت شما بوده است، چه شد که به فکر یخچال و دیوار مهربانی افتادید؟

در منازل ما همیشه غذا و لباس اضافی وجود دارد. غذاهایی که دور ریخته می‌شوند و لباس‌هایی که در کمد خاک می‌خورند، درحالی‌که این غذا یا لباس می‌تواند گره کار یک فرد را باز کند. به همین دلیل کارگروه نمادهای مهربانی راه‌اندازی شد و طی جلساتی ایده دیوار و یخچال مهربانی مطرح شد. خوشبختانه بازخوردهای خوبی داشته و نه‌تنها در ایران بلکه در کشورهایی همچون ترکیه، ایتالیا، جمهوری آذربایجان و ... نیز مورد توجه قرار گرفت. اما بعد از مدتی به دلیل اینکه هر سازمان و نهادی بنر دیوار مهربانی را در مکانی نامرتبط نصب کرد، استقبال مردم کمتر شد.

جمعیت پایان کارتن‌خوابی مجوز فعالیت هم دارد؟

جمعیت ما در مراحل پایانی اخذ مجوز است اما به این نکته هم باید اشاره کنم که وزارت کشور، بهزیستی و پلیس امنیت هر سه مدعی هستند که سازمان‌های مردم‌نهاد باید مجوز خود را از آن‌ها بگیرند و این باعث سردرگمی می‌شود.

پایانی می‌توان برای کارتن‌خوابی تصور کرد؟ درواقع پایان کارتن‌خوابی کجاست؟

من با رویاهایم زندگی می‌کنم و می‌خواهم پایانی برای کارتن‌خوابی بیابم و شاهد این موفقیت باشم و مطمئن هستم با جلب اعتماد و همراهی معتادان قطعا روزی می‌رسد که هیچ فرد کارتن‌خوابی نداشته باشیم.

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3