کد خبر : 342

هفته نامه "شهر امید" در شانزدهمین شماره خود نوشت:

از روزهایی سخن می‌رانیم که حرف همسایه، حرف دل بود و رازی که فاش نمی‌شد؛ زمانه‌ای که هر کس دستش می‌رسید برای همسایه‌ای که نیازی داشت، سایه‌ای می‌گسترانید و گامی برمی‌داشت

بنیاد فرهنگ گذشته ایران بر یاریگری، دگردوستی و دگریاری استوار بوده است؛ رگه‌های چنین اندیشه و کرداری را می‌توان حتی تا دهه‌های اخیر نیز جست. این نگاه ویژه به شیوه زندگی اجتماعی، در بخش‌های گوناگون جامعه ایرانی نمودی روشن یافته است. اگر حتی از دنیای واقعی و کنش‌های انسانی ایرانی برون آییم و به سرزمین باورهای او سفر کنیم، رنگی از این نگاه یاریگرانه را می‌توانیم بیابیم. «سایه»، واژه‌ای به شمار می‌آید که در فرهنگ و زبان ایرانی، جدا از معنای فیزیکی خود، باوری از نیکوکاری و یاریگری را در پسِ خود نهان دارد. واژه همسایه از پیوند «هم» و «سایه» برآمده است. سایه در زبان پهلوی «سایک»، در کردی «سه» و «سی» و در بلوچی «سایگ» یا «سایی» خوانده می‌شود. سایه به وسیله جسمی در برابر نور پدید می‌آید و برای انسان، پناه یا به عبارتی بهتر، سرپناهی است که می‌شود زیر چترش آرمید. مردم ایران در روزگار قدیم، برترین نوع سایه را فارغ از سطح عینی آن، سایه مرغ همای می‌دانستند؛ مرغی که در اندیشه اسطوره‌ای، نماد سعادت و کامروایی است و انسان با قرار گرفتن زیر سایه آن از خوشبختی و آرامش برخوردار می‌شود. فردوسی در این‌باره از زبان پادشاهی می‌سراید «جهان پاک کردم به فر خدای/ به کشور پراکنده سایه همای». در اندیشه عامه اما مفهوم سایه تنها به همین محدود نمی‌شود. سایه در برخی جاها به معنای حمایت و کمک است. باز هم فردوسی اینگونه می‌سراید «هر آنکس که در سایه من پناه/ نباید ورا گم شود پایگاه». سایه در معنای مجازی خود نیز حشمت و وقار را می‌رساند، مانند آنچه فرخی در این بیت آورده است «پردانش و پرخیری و پر فضلی و پرشرم/ با سایه و با سنگی و با حلم و وقاری».

 

سایه‌ای که همسایه شد

از روزهایی سخن می‌رانیم که حرف همسایه، حرف دل بود و رازی که فاش نمی‌شد؛ زمانه‌ای که هر کس دستش می‌رسید برای همسایه‌ای که نیازی داشت، سایه‌ای می‌گسترانید و گامی برمی‌داشت ... روزگاری که همه «سایه»‌ای داشتند بر سر یکدیگر. همسایگی در تاریخ ایران، با مفهوم‌هایی چون «در سایه هم زیستن»، «با هم بودن» و «همدل و یار و همراز بودن» برابری داشته است. این شیوه همسایگی، سال‌هایی متمادی برقرار بوده و در صفحه حافظه تاریخی مردمان سرزمین‌مان نهادینه شده است ... «همسایه از همسایه ارث می‌برد»، «همسایه از برادر نزدیک‌تر است»، «همسایه را بپرس و خانه را بخر» و نیز این جمله که «تا چهل خانه همسایه محسوب می‌شوند»، از جمله مضمون‌ها و ضرب‌المثل‌هایی است که بر اساس روایات، جمله‌های قصار بزرگان و پیشینه همسایه‌داری، اهمیت این نهاد را در تاریخ ایران به نمایش می‌کشند؛ جایگاهی مهم که خانه‌ها و محله‌ها را چون زنجیره‌ای ناگسستنی در همه حال، در سختی و خوشی و ناخوشی کنار هم نگه می‌داشته و نظم و نظامی درخور توجه به صورت زندگی مردم می‌بخشیده است.

جعفر شهری، تاریخ‌نگار فرهنگ و زندگی مردم تهران قدیم، در کتاب «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» از صاحب‌خانه‌هایی سخن می‌راند که که بر سر مستاجران خویش، همچون سایه‌ای آنان را در پناه خویش می‌گرفتند «صاحبخانه‌ها را این عقیده بود که سرپناه به کسی دادن علاوه بر عملی انسانی ثواب اخروی را هم همراه می‌دارد و این اعتقاد دیگر که خانه پر از دشمن باشد خالی نباشد و چندانکه اطاقی از خانه‌شان خالی شده بود به اول کسی که از آنها طلب کرده بود رضایت می‌دادند، بدون آنکه سوال و جوابی در میان آورند و یا مطالبه پیش‌اجاره، یا پول پیش و مانند آنی داشته باشند و تنها مردان عزب بی‌زن و فرزند بودند که بسهولت نمی‌توانستند خانه و اطاق بدست آورند.» او باز تاکید می‌کند «نه تنها سر سایه بکسی دادن جزو کارهای ثواب بود، بلکه می‌گفتند اگر کسی خانه‌ای خریده در اختیار کسی قرار دهد، حتی اگر اجاره آنرا هم دریافت بکند ثواب دنیوی و اجر اخروی برای خود خریده است و بهمین قاعده تهیه باغ و غرس درخت میوه‌دار که اگر میوه آنرا هم بفروشد به ثواب نزدیک شده است. از این‌رو اگر کسی خانه‌ای داشت یکی  دو اطاق آنرا برای خود گزیده بقیه را به اجاره واگذار می‌نمود و خانه بی‌مستاجر کمتر دیده می‌شد و به مستاجر نداده‌هایشان هم آنهائی بودند که اطاقهای اضافیشان را عروس و داماد و مادر و خواهر و غیر آن اشغال کرده بود.»

 

ارزشی که همسایگی نام گرفت

نهادینگی و تاریخی شدن شکل همسایگی در ایران، بر اساس ارزش‌هایی اخلاقی و انسانی مردمی استوار است که در صفحه ذهن و دل‌شان، مرزی و مانعی برای نزدیکی نداشتند و غریبگی و بدبینی را نمی‌شناختند. روشن است که این مردم سخنان بزرگواران فرهنگ و اخلاق در گوش‌شان همواره طنین‌انداز بوده و مشی و منش‌شان را در چگونگی «هم‌سایه‌داری» و «هم‌سایگی» تقویت می‌کرده است. در این‌باره خالی از لطف نیست به سخنی مشهور از پیامبر اسلام (ص) اشاره کنیم «جبرییل درباره همسایه آنقدر به من سفارش کرد که پنداشتم همسایه از همسایه ارث خواهد برد.» در جایی دیگر برای اشاره به حقوق همسایه فرموده‌اند «اگر از تو کمک خواست کمکش کنى، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهى، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازى، اگر مصیبتى دید او را دلدارى دهى، اگر خیر و خوبى به او رسید به وى تبریک و شادباش گویى، اگر بیمار شد به عیادتش روى، وقتى مرد در تشییع جنازه‏اش شرکت کنى، خانه‏ات را بلندتر از خانه او نسازى تا جلوى جریان هوا را بر او بگیرى مگر آن‌که خودش اجازه دهد، هرگاه میوه‏اى خریدى براى او تعارف بفرستى و اگر اینکار را نکردى مخفیانه میوه را به خانه‏ات ببر، فرزندت را همراه میوه بیرون میاور که بچه او با دیدن میوه در دست او ناراحت شود، با بوى و دود دیگت او را آزار مده مگر آن‌که مقدارى از غذاى آن را براى او بفرستى.»

 

حریمی به نام سایه

همسایگی و همسایه‌داری در قدیم، تنها در همدلی، همیاری و برادری خلاصه نمی‌شد. این مساله در نوع معماری و ارتفاع دیوارها و رعایت حریم خانه‌ها هم نمود می‌یافت. یاکوب ادوارد پولاک پزشک اروپایی عصر ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه خود، زمانی که از شب‌های گرم تابستان می‌نویسد، به نکته‌هایی درباره خانه‌سازی و حریم همسایه اشاره می‌کند که بسیار درخور توجه است. بر اساس گزارش‌های او، یکی از راه‌های رهایی مردم از گرما در آن روزگار، رفتن به پشت بام بوده است «مقارن غروب آفتاب همه‌ ساکنان منزل چه مرد و چه زن به پشت بام می‌روند، به همین دلیل قانون مقرر داشته که هر خانه‌ای برای محفوظ بودن از نگاههای کنجکاو باید دیواری بلند و مایل داشته باشد و همچنین شدیدا منع شده است که کسی به بام دیگری سرک بکشد ... همچنین نباید خانه‌ خود را به آن ارتفاع ساخت که از پشت بام آن بتوان خانه‌ همسایه را زیر نظر گرفت.» به روایت پولاک، اروپاییان که از فرهنگی دیگر آمده بودند رعایت این حریم‌ها را نمی‌پذیرفتند و آن‌هایی که در ایران خانه‌ای برای خود بنا می‌کردند بدون رعایت چنین حریم‌هایی، خطراتی را به جان می‌خریدند.

زوال همسایگی؟

واژه سایه و فرهنگِ نهان‌شده در پسِ آن، روزگاری دراز در سرزمین ایران از سر گذرانیده تا دوره معاصر رسیده است. آنچه در سده اخیر به ویژه در دهه‌های گذشته به چشم می‌آید، خللی برشمرده می‌شود که در معنای نهان آن وارد شده است. نعمت‌الله فاضلی در مقاله‌ای با نام «زوال همسایگی» در این‌باره چنین نوشته است «در دوره‌های پیشامدرن خانه به مثابه فضای قدسی تلقی می‌شد. فضایی که در آن حریم مقدس خانواده شکل می‌گرفت و حریم خانه به منظور حفاظت و حراست از اعضای خانه در مقابل نامحرمان بود.» بنابر این مجموعه خانه‌ها در کنار هم حریمی مقدس را می‌گسترانید که مردم در آن با رعایت قواعد و قوانینی اخلاقی از امنیت و آرامش برخوردار می‌شدند. پاسداشت سایه و باوری که در پسِ آن گنجانده شده بود، در تاریخ ایران همواره در زمره ارزش‌های اخلاقی برشمرده می‌شده است ... یک وظیفه جاودانه که نباید از میان رود ...

مژگان جعفری/ روزنامه‌نگار

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3