کد خبر : 348

هفته نامه "شهر امید" در هفدهمین شماره خود نوشت:

از منظر شیخ ابوالحسن خرقانی سخاوت بالاترین درجات و بزرگ‌ترین اعمال پس از یاد حق است و پرهیزگاری پس از سخاوت جای دارد.

«هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» این نوشته‌ای است بر آستان شیخ ابوالحسن خرقانی؛ عارفی که از دیروز تا امروز نزد مردم گرامی و عزیز داشته می‌‌شود؛ کسی که در سده‌های چهارم و پنجم می‌زیست و اکنون در روستای خرقان از توابع بسطام به خوابی آرام فرورفته و آرامش فضای مزارش یادآور تاریخی به شمار می‌آید که دل‌های مردم را به هم پیوند می‌‌داده است. این مردم همان‌هایی‌اند که با دیدن نوشته درخشان آستان شیخ، دل‌هایشان تپیدن می‌‌گرفت و شوقی وصف‌ناپذیر، عمیق و انسانی را تجربه می‌‌کردند. تاریخ این مردم با حضور عارفانی چنین، از اخلاق جوانمردی و در اینجا از بخشش و همدلی سرشار می‌‌شد. زمانه شیخ ابوالحسن، روزگار درگیری‌های فرقه‌های گوناگون مذهبی بود؛ زمانه‌ای که تشنه گونه‌ای برابری، مساوات و صلح و سازش اجتماعی بود. شیخ ابوالحسن از این‌رو است که بر درگاه خود کسی را بر کسی برتری نمی‌‌دهد و همه انسان‌ها را یکی می‌‌انگارد. بنا به نوشته محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب «نوشته بر دریا»، از منظر شیخ، جوانمردی دریایی است به سه چشمه؛ یکم سخاوت، دوم شفقت و سِیم بی‌‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق. سخاوت در کنار شجاعت از صفات اصلی جوانمردان بوده است و میان این هر دو، بخشیدن و ایثار جای گرفته است.

 

شجاعت، بخشش جان و سخاوت، بخشش مال است. سخاوت از منظر شیخ، بالاترین درجات و بزرگ‌ترین اعمال پس از یاد حق است و پرهیزگاری پس از سخاوت جای دارد. ابوالحسن، خود از مریدان بایزید بسطامی بوده و گفته شده است شیخ ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری نیز به خدمتش رسیده و از او فیض برده‌اند؛ کسانی که خود در سخاوت دستی داشته‌‌اند؛ سخاوتی که همه انسان‌ها را دربرمی‌گرفته و به فرقه یا طایفه و نژادی ویژه تعلق نداشته است.

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3