کد خبر : 349

هفته نامه "شهر امید" در هفدهمین شماره خود نوشت:

وقف در اندیشه عرفانی نیز جایگاهی ویژه دارد؛ اندیشه‌ای که موسسات و نهادهایی را در دل جامعه پدید آورده و پرورده و خود عاملی برای آبادانی شهرها و روستاها و بهتر کردن زندگی طبقات گوناگون اجتماعی شده است.

آیین وقف در فرهنگ ایرانیان درخششی ویژه دارد. بخشندگی و نیکوکاری در روزگاران پی‌درپی تاریخ آنچنان گسترده و مورد اقبال مردمان این سرزمین بوده که نهادی با موضوع وقف و اوقاف برای نظارت بدان شکل گرفته است. سخنان و مطالبی بسیار درباره جنبه مذهبی گفته و نوشته شده است، اما وقف در اندیشه عرفانی نیز جایگاهی ویژه دارد؛ اندیشه‌ای که موسسات و نهادهایی را در دل جامعه پدید آورده و پرورده و خود عاملی برای آبادانی شهرها و روستاها و بهتر کردن زندگی طبقات گوناگون اجتماعی شده است. منش و روش عارفان با بن‌مایه‌های استوار خود که از دل فرهنگ کهن ایرانی- اسلامی برمی‌خیزد، در زیست اخلاقی جامعه تاثیرهایی ویژه داشته است. آنچه وقف را در فرهنگ عرفانی پر و بالی بیشتر می‌دهد و می‌پروراند، از یک منظر اصولی جوانمردانه است که در آموزه‌های عارفان مندرج است. به‌طور مثال نان‌دادن و مهمان‌نوازی و پوشاندن برهنگان، از وجوه اصولی زندگی عارفان برشمرده می‌شود. ابوالحسن خرقانی، عارف سده‌های چهارم و پنجم هجری که مشهور است بر در خانقاهش نوشته بودند «هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»، در جایی گفته است «نان به نیت مهمان پزید و دیگ به نیت مهمان برنهید جامه به نیت درویشان دوزید که چون مهمان رسد نصیب خویش خورد و شما طفیل باشی.»

*******************************

وقف نزد عارفان از وجوهی مختلف، معنادار است. معنای این کلمه از اختصاص بهره و ثمره مال به همگان، تا وقف در معنایی مجازی با ایثار و فداکاری و ذوب شدن در محبوب را دربرمی‌گیرد. وقف درواقع در معنی مرسوم و معمول خود نشان‌دهنده ایمان مردم و باور به جهان آخرت و دست‌یابی به ثواب است. دامنه وقف در جامعه‌ای هرچه گسترش بیشتر داشته باشد بیانگر این است که مردم به باورهای مذهبی و انسانی پایبندترند. گسترش وقف در برخی از دوره‌های تاریخی ایران بی‌گمان دستاورد نفوذ نگرش‌های عرفانی است که هم خود عارفان و صوفیان زمان بدان اقدام می‌کرده، هم مریدان و یارانشان را بدان می‌خوانده‌اند. زمانه حکومت ایلخانان مغول در ایران، از جمله این دوره‌ها است. در این روزگار است که وقف، امید اجتماعی را برای تحمل سختی‌ها و نادلخوشی‌های زمانه تقویت می‌کرد.

*******************************

عارفانی بسیار در پی این نگرش عارفانه، اموالشان را وقف می‌کردند. روایت‌هایی بسیار از وقفیات آن‌ها در دست است. شیخ امین الدین بلیانی از جمله اینان در عصر ایلخانان مغول است که کمتر از او نام برده‌اند؛ کسی که در کازرون پای به جهان گذاشت و حافظ در جوانی در زمره مریدانش بود. پدرش زاهدی معروف و اهل خانقاه بود. او پس از مرگ پدر بر جایش نشست. زهد شیخ امین‌الدین همچون پدر، مانند زاهدان سده‌های نخستینِ اسلامی بود. وی با نفس در ستیز و کم‌خور و کم‌خواب بود و نماز بسیار برپامی‌داشت. او در کنار این زهد از وضع مردم روزگارش بی‌خبر نبود، با آن‌ها دیدار می‌کرد و گاه برای گشودن گره از مشکل‌هایشان نزد حاکمان زمانه می‌رفت. روایت شده است حتی یهودیان نیز برای یاری جستن نزد او می‌رفتند. وی برای تحصیل و بهداشت مردم و پناه دادن به مسافران و غریبان نیز مکان‌هایی ساخته بود. شیخ امین‌الدین بر این باور بود که وقف دارایی و دل کندن از مال دنیا در هنگام زندگی، نشانی از وقف و نیکوکاری درست است، نه آن وقفی که پس از مرگ صورت می‌گیرد و شاید به‌گونه‌ای نشان آن داشته باشد که واقف در زمان زندگی تاب‌وتوان دل کندن از وابستگی‌های دنیوی را نداشته است.

*******************************

رضا شعبانی در کتاب «مبانی تاریخ اجتماعی ایران» درباره زوایا و خانقاه‌های متصوفه در تاریخ ایران می‌نویسد «درواقع علاقه به چنین مکان‌هایی و تکریم از شخصیت‌های غیرحاکم، که ارتباط تنگاتنگی با مردم نیازمند دارند، برای مردمی که توان دفاعی را در بعد نظامی از دست داده‌اند یکی از راه‌حل‌های موجود برای تداوم و بقا، حفظ عزت و احترام تاریخی به شمار رفته است.» مشایخ صوفیه بدین‌سان با ارتباط‌های اجتماعی و سیاسی، در خود قدرتی به ظهور رساندند که پیشتر، بدین شکل از آن برخوردار نبودند. آن‌ها به‌عنوان حامیان مادی و معنوی منافع مردم در برابر ظلم و خشونت کارگزاران حکومت ظاهر شدند؛ همچنین افزون بر آن در پیوند با گروه‌های فعال اجتماعی چون فتیان یا جوانمردان زمان و با مشابهت‌هایی هر دو جریان به پیروی از منش جوانمردانه حضرت علی (ع) توانمندتر در بدنه جامعه حضور یافتند؛ توانی که در بلندمدت موجی خروشان از گرایش‌ها و خواست‌های اجتماعی را دربرگرفت و نهضت‌هایی را برآورد.

*******************************

در برخی دوره‌های تاریخ ایران به‌ویژه در دوران صفوی، به چهره‌هایی صوفی و عارف برمی‌خوریم که می‌کوشند در بدنه جامعه همچنان حافظ منافع مردم باشند و اعتبار و قدر خود را حفظ کنند. بنابر یکی از متن‌های تاریخی عصر شاه عباس دوم یعنی «قصص الخاقانی» نوشته ولی‌قلی خان شاملو، از زندگی نیک‌اندیشانه شیوخی چند آگاهیم. از آن جمله شیخ مومن دستجردی است. وی از سالکان و عارفانی برشمرده می‌شود که بنا به روایت قصص الخاقانی، با همراهی مریدانش در خطه خراسان مسجد، بقعه، کاروا‌نسرا، آب‌انبار و پل ساخت. آثار نیک برجای‌مانده از او بنا بر روایت‌های تاریخی، در همه شهر مشهد پراکنده بود، بدانگونه که در آن شهر جایی نبود که از خیرات او بی‌نصیب باشد. شیخ محمدعلی موذن از دیگر مشایخ به شمار می‌آید که خیرخواهی او در تاریخ ثبت شده است. وی در سالی برای رهسپاری برخی فقیران و فرودستان به سفر حج، تامین زاد و توشه آن‌ها را برعهده گرفت. معتمدان درباره او گفته‌اند شیخ وقتی از سفر حج بازگشت برای تامین هزینه فقیران در قرض افتاده بود. او پس از مدتی توانست قرض خود را ادا کند. شیخ محمدعلی، زمانی دیگر درحالی‌که خود در سفر حج نبود با آگاهی از وضع نامناسب فقیران در سفر مکه، بدانجا رفت و پس از انجام امورشان به مشهد بازگشت و کنج خانقاهی خلوت گزید. میرمحمد باقر اردستانی از دیگر چهره‌های صوفی این دوران است «ازجمله آثار خیر ... مدرسه و بقعه‌ای است متصل به مسجد لنبان و بقعه‌ای است در قریه کاخ و بقعه‌ای در قریه جوی آباد دارالسلطنه اصفهان بهشت نشان.» حاجی محمد خم‌شکن، دیگر درویشی است که چون عده‌ای شراب‌فروش و شراب‌خوار در سبزوار مسلمانان را در رنج و زحمت انداخته بودند با مریدانش به شکستن خم‌های آن‌ها اقدام کرد و از این‌رو به خم‌شکن شهره شد. این‌ها تنها نمونه‌هایی از صوفیانی‌اند که خیرخواهانه در بطن و متن جامعه حضور یافته، در زمان نیاز یاری می‌رساندند.

*******************************

به جز اقدام عارفان به وقف خانقاه، مزرعه، باغ، کتابخانه، مدرسه و آب‌انبار که گاه با نیت‌هایی بسیار والا و متفاوت همراه بوده است، توصیه‌هایی از سوی آنان برای حفظ این نیک‌اندیشی در تاریخ ثبت شده است. ابوسعید ابوالخیر، عارف سده چهارم هجری قمری به اطرافیانش یادآوری می‌کند «هر چه دست و دل انسان از تصرف در وقف خالی‌تر باشد بهتر است.‌» وی درواقع گونه‌ای پاکی و اخلاص را سفارش می‌کرد؛ اخلاصی که هرگونه بهره‌مندی و دلبستگی به مال وقف‌شده را پس می‌زند. از سوی دیگر در نظر عارفان بهره وقف به آن‌ها که به نصیب و سهمی مادی چشم دوخته‌اند تعلق نمی‌گیرد. سعدی در این‌باره روایت کرده است «یکی از علمای راسخ را پرسیدند: چه گویی در نان وقف؟ گفت: اگر نان از بهر جمعیت خاطر ستانند، حلال است، و اگر جمع [= گوشه عبادت] از بهر نان می‌نشینند حرام.» از این‌رو است که وقف و استفاده از آن در نظر بسیاری از عارفان با هیچگونه چشمداشت دنیوی در پیوند نبوده است. نجم‌الدین رازی از عارفان سده‌های ششم و هفتم هجری در کتاب «مرصاد العباد» از وقف و فضیلت آن سخن رانده و نکته‌هایی درباره حفظ وقف نیز آورده است. این‌ها می‌تواند بیانگر آن باشد که در زمانه او مشکلات وقف چه بوده است. نجم‌الدین رازی، وقف و زنده داشتن آن را از وظایف پادشاهان می‌داند. او درواقع سازمان‌دهی این نهاد را به دست پادشاه سپرده، به او توصیه می‌کند ناظران و رایزنان نیک بر کار وقف بگمارد. به اعتقاد وی، پادشاه همچنین در این امر باید از خدعه و نیرنگ دیگران در صرف مال وقف جلوگیری کند و هر آنچه صاحب وقف تعیین و بدان وصیت کرده است، موردنظر قرار دهد. از نگاه این عارف پرآوازه، از دیگر مسئولیت‌های پادشاه آن است که بر کار وقف و میراث و خیرات، فردی امین، متدین و منصف تعیین کند تا کار وقف با عمارت و آبادانی همراه و شر جاهلان و ستمگران از تجاوز به وقفیات دور شود.

*******************************

تصوف در فرازها و فرودهای تاریخی خویش و در دل تندبادهای روزگاران، چون حمله مغولان، اصولی انسانی و مذهبی را به مردم گوشزد می‌کرد و با پیام برابری و برادری، همه مردم را مخاطب قرار می‌داد؛ از این‌رو در جذب دسته‌هایی بزرگ از مریدان و پیروان و نفوذ در عمق روح جامعه کامیاب بود؛ روحی که در پیوند با باورهای دینی و مذهبی و زیر سایه اصول جوانمردانه به پیروی از حضرت علی (ع) پرورش می‌یافت و نهادهایی را در خود می‌پروراند. نهادهایی چون زورخانه و تکیه از این دسته‌اند. شاید بتوان پیروزی این جریان اجتماعی را که به اقتدار سیاسی نیز گوشه نگاهی داشته است، در قدرت‌یابی صفویان مشاهده کرد. تصوف در گذر تاریخ ایران همچون جان‌پناهی درخور توجه و آرامش‌بخش، یکی از جریان‌های مهم فرهنگی و اجتماعی را به خود اختصاص داده است؛ این اندیشه بر اساس اصول خود روح همدلی را در تاروپود جامعه می‌تند و پیوندهایی شگرف و انسانی پدید می‌آورد؛ جریانی که همچون رودی گاه آرام، گاه خروشان، پستی‌ها و بلندی‌های راه را می‌پیمود، سر به سنگ می‌کوبید و می‌گذشت و مرهم و تسکینی بر دردهای بی‌درمان، تلخی‌های روزگار و سختی‌های دم‌افزون بود. این جریان فرهنگی و اجتماعی در روزهای نخست با زهد و ریاضت خشک همراه بود و در سیر دگرگونی خود از آن انجماد نخستین درآمد، جامه دگر ساخت و فعالانه در مسیر اهداف بلند جامعه جای گرفت.

ماه‌چهره تهرانی/ روزنامه‌نگار

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3