کد خبر : 366

هفته نامه "شهر امید" در هجدهمین شماره خود نوشت:

آقای کریم جعفرپیشه حرفه‌اش ساختمان‌سازی است و مهارتش را در خدمت مددجویان موسسه گذاشته و عاشقانه این راه را برای خود برگزیده است.

سوتیتر: با حمایت جامعه یاوری با خانواده مقتول وارد مذاکره شدم. خانواده مقتول بسیار بزرگوار بودند و پول قبول نمی‌کردند. آن‌ها را تشویق کردم که اجازه دهند به جای اعدام قاتل ما یک مدرسه به نام مقتول بسازیم و بچه آن‌ها به این طریق هیچگاه از یادها نرود. گفتم چرا با اعدام این پرونده را ببندیم و خانواده دیگری را هم ناراحت و داغدار کنیم. آن‌ها درنهایت رضایت دادند و ما مدرسه‌ای به نام مقتول ساختیم. این یکی از زیباترین خاطرات من از مدرسه‌سازی در جامعه یاوری است.

سوتیتر دوم: مهمترین دستاورد من در این سال‌ها تغییر دیدگاهم نسبت به زندگی بود. قدرت و آرامش نهفته در بخشیدن را احساس کردم. نگاهم نسبت به دنیای اطراف و مردم عوض شد و همه را با عینک مهربانی و بخشش می‌بینم

 

در سپهر خاکستری ایران زمین، هنوز ستارگانی درخشان یافت می‌شوند که تلألؤشان را مرهون بخشندگی و سخاوتشان هستند. افرادی چون آقای کریم جعفرپیشه که انگار جوهره وجودش از نیکوکاری و کار خیر سرشته شده است. او از 18 سالگی سرپرست گروه امداد و نجات هلال‌احمر و یاری‌رسان رزمندگان جنگ تحمیلی بوده و تا اینجای کار همواره اندیشه‌اش خیرخواهی بوده و بس. وی 18 سال است که یاری‌رسان صادق و مهربان «جامعه یاوری» است، مجموعه‌ای که اقدام به ساخت فضاهای آموزشی در نقاط محروم کشور می‌کنند.

متن زیر گفت‌وگوی تفصیلی ما با این خیر دوست‌داشتنی است.

آیا فعالیت‌های خیرخواهانه خود را با جامعه یاوری شروع کردید؟ اگر پاسختان مثبت است دلیل‌تان از انتخاب این مجموعه چه بود؟

در اولین قدم توسط آقای مهندس خاکپور به همکاری در محک دعوت شدم. در آنجا با آقای مهندس ماهوجیان، مدیرعامل جامعه یاوری آشنا شدم و به موسسه جامعه یاوری آمدم. همزمان با ساخت اولین ساختمان محک در سال 1377، من به جامعه یاوری پیوستم و در جامعه یاوری با آقای ماهوجیان سفرهای متعددی به مناطق محروم ایران داشتیم.

در اولین سفر، مناطق محروم خراسان جنوبی را از نزدیک دیدم. روستایی که رفتیم همه خانه‌ها خشت و گلی بودند و هیچ امکاناتی نداشتند ولی مردم با کمبود همه امکانات، بسیار مهربان، خوب و مهمان‌نواز بودند. با دیدن این صحنه به سمت جامعه یاوری کشیده شدم. مردم این مناطق با آغوش باز ما را می‌پذیرفتند.

منظورتان این است که این برخورد شما را به ماندن در جامعه یاوری مجاب کرد؟

بله. در ثانی من از بچگی شاهد اعمال و افکار خیرخواهانه پدرم در اصفهان بودم و با این تربیت بزرگ شدم که همه ما مقسم هستیم. مقسم به سربازی می‌گویند که غذا را بین سربازان دیگر تقسیم می‌کند. به اعتقاد من درآمد ما برای خودمان نیست و ما مقسم آن هستیم. یک کارمند مقسم درآمد خود است و آن را بین زن، بچه، پدر یا مادرش تقسیم می‌کند یا یک اتومبیل می‌خرد. آدم‌های خیر هم مقسمند و باید قسمتی از درآمدشان را خیرات و مبرات دهند.

پدرتان چگونه سرمشق شما در این راه شد؟

قبل از تولد من او در ساخت حرم حضرت علی (ع) و ضریح امام حسین (ع) مشارکت داشت. پدرم یکی از اولین وارد‌کننده‌های لوازم بهداشتی در ایران بود. او مرا که کودکی بسیار شیطان بودم مجبور می‌کرد روزها در مغازه بمانم و در انبار یا دفتر کار کنم. هنگامی‌که بار کاشی برای انبار می‌آمد پدرم چهار باربر داشت که به هر کدام 100 تومان می‌داد تا 400 کارتن را تخلیه کنند. من و دو برادرم در تخلیه بار کمک کرده و بعد از او طلب پول می‌کردیم، پدر 120 تومان به ما می‌داد. یک روز زمستانی که برف سنگینی باریده بود پدرم به دلیل بدی هوا راننده‌اش را خیلی زود مرخص کرد. او به من گفت 20 تومان می‌دهم برو و زنجیر چرخ ماشین را ببند که بتوانیم به خانه برویم. 20 تومان را گرفتم. در خیابان یک تاکسی خالی دیدم صدایش کردم و گفتم 10 تومان می‌دهم بیا و زنجیر چرخ ماشینمان را ببند. راننده تاکسی هم راضی شد و شروع به بستن زنجیر چرخ کرد. پدرم از مغازه بیرون آمد و به من و راننده نگاهی انداخت. راننده که کارش تمام شد و رفت او از داخل مغازه صدایم کرد. به داخل رفتم. گفت بنشین و پرسید به راننده چقدر پول دادی. گفتم 10 تومان. گفت من بودم 5 تومان می‌دادم. گفت400 تومان از سود کاشی‌ها در هر هفته متعلق به باربرهاست. نگاهی عمیق به من انداخت و گفت: تو که مغزت خوب کار می‌کند سعی کن به باربر نان برسانی و خودت هیچ‌وقت باربر نشو. من دو شب تمام به این جمله فکر کردم. این جمله در زندگی من بسیار اثرگذار بود.

در این سال‌ها چگونه ارتباطتان را با موسسه حفظ کردید و در چه زمینه‌هایی با موسسه همکاری داشتید؟

من در همه سفرهای جامعه یاوری به مناطق محروم با دوستان بودم و در زمینه ساخت خوابگاه، مدرسه و سالن چند منظوره با جامعه یاوری همکاری داشتم. در اردوگاه اصغریه در خراسان جنوبی برای دانش آموزان، سالنی بسیار بزرگ برای نمازخانه و برنامه‌های جانبی ساختم. دو مدرسه به نام فرزندانم در جاسک ساختم. در حال حاضر مدارس را با نام اندیشگر می‌سازم به‌عنوان‌مثال اندیشگر یک، دو و ... که تاکنون سی و دو، سه مدرسه با این نام وجود دارد و در ساخت تعدادی خوابگاه هم مشارکت داشته‌ام‌.

کمی از نحوه فعالیت جامعه یاوری برایمان بگویید.

جامعه یاوری با سازمان نوسازی مدارس در ارتباط است. آن‌ها به ما برنامه می‌دهند که کجا مدرسه کم است و کدام مناطق به مدرسه احتیاج دارند. درصدی از سرمایه ساخت را هم آموزش و پرورش و نوسازی مدارس تقبل می‌کنند. نوسازی مدارس زیرساخت‌ها را انجام می‌دهد و بعد هم مدارس را از ما تحویل می‌گیرد. موسسه با پیمانکار قرارداد می‌بندد و هزینه‌ها را می‌پردازد و مدارس ساخته شده را در اختیار آموزش و پرورش قرار می‌دهد و آن‌ها نیروی انسانی و معلم را تامین می‌کنند. جامعه یاوری غیر از مدرسه‌سازی، امکانات آموزشی مثل لوازم‌التحریر،کتاب و ... را هم در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد.

مناطق محروم با چه مشکلات آموزشی‌ای مواجهند؟

مناطق محروم زیادی اصلا مدرسه ندارند، مثلا در سفری که به بوشهر داشتیم دیدیم که در بین چهار درخت نخل مدرسه‌ای درست شده بود؛ به این شکل که یک حصیر روی زمین انداخته بودند و نایلونی هم بالای سرش به‌عنوان سقف به نخل‌ها بسته بودند و چند حلب خرما را به هم بسته و به‌عنوان تخته استفاده می‌کردند. این کلاس درس آن‌ها بود. از این دست مشکلات در مناطق محروم زیاد دیده‌ایم. بعضی مناطق تنها شش مقطع تحصیلی دارند. در این مناطق دانش‌آموزان باید برای ادامه تحصیل در مقاطع دبیرستان همچنین دانشگاه پنجاه یا صد کیلومتر دورتر از محل زندگی خود بروند. پسرها برای رفت و آمد مشکل خاصی ندارند ولی رفت‌وآمدها دخترها خیلی مشکل است. ما برای رفع این مشکلات در مراکز استان‌ها خوابگاه می‌سازیم.

در حال حاضر فعالیت خودتان را نسبت به گذشته افزایش داده‌اید؟

بله. چندین مورد محکومین به اعدام کمتر از هجده سال را نجات داده‌ام. اولین اعدامی اهل بندرعباس بود. دو بچه با هم شوخی کرده بودند که این شیطنت منجر به قتل یکی از آن‌ها شده بود. طبق قانون، بچه‌هایی که زیر سن قانونی اقدام به قتل کرده‌اند بعد از هجده‌سالگی اعدام می‌شوند. من با حمایت جامعه یاوری با خانواده مقتول وارد مذاکره شدم. خانواده مقتول بسیار بزرگوار بودند و پول قبول نمی‌کردند. آن‌ها را تشویق کردم که اجازه دهند به جای اعدام قاتل ما یک مدرسه به نام مقتول بسازیم و بچه آن‌ها به این طریق هیچگاه از یادها نرود. گفتم چرا با اعدام این پرونده را ببندیم و خانواده دیگری را هم ناراحت و داغدار کنیم. آن‌ها درنهایت رضایت دادند و ما مدرسه‌ای به نام مقتول ساختیم. این یکی از زیباترین خاطرات من از مدرسه‌سازی در جامعه یاوری است. مادر مقتول بعد از اتمام ساخت مدرسه یک شب با گریه به من زنگ زد و گفت آقای جعفرپیشه شما نمی‌دانید که من دیشب بعد از مدت‌ها چقدر آسوده و راحت خوابیدم.

دو محیط‌بان را هم از اعدام نجات دادم. این محیط‌بان طی درگیری با شکارچیان ناخواسته آن‌ها را کشته بودند. برای صحبت با اولیای دم با آقایان آذری، ایزدی و امیریان به یاسوج رفتیم. به خانواده مقتول همان پیشنهاد قبلی را دادیم اما آن‌ها قبول نکردند و درخواست اعدام داشتند، ولی درنهایت به پرداخت دیه راضی شدند. رقم پول درخواستی خیلی زیاد بود اما با دوستان مراسم گلریزان برگزار کردیم و توانستیم این دو محیط‌بان را نجات دهیم.

ارتباط خیرین جامعه یاوری با همدیگر چگونه است؟

وقتی به جامعه یاوری بیایید و با این آدم‌ها نشست و برخاست ‌کنید انگیزه‌تان برای کار خیر چندین برابر می‌شود. گروه با هم به سفر می‌روند، از هم توقعی ندارند و یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند. با هم همدل و خوب هستند و از کنار هم بودن لذت می‌برند. حالات و رفتار آن‌ها نسبت به مردم و مردم نسبت به خیرین بسیار دیدنی است. خیلی از افراد پول دارند و نمی‌دانند چطور خرجش کنند و چگونه کار خیر انجام دهند. اینجا میزان کمک خیر رقم سنگینی نیست. شما با تقبل کمترین هزینه هم می‌توانید به جامعه یاوری کمک کنید، پنج، شش نفر شوید و مثلا یک مدرسه بسازید.

عشق و مسئولیت‌پذیری اعضای جامعه یاوری در شما نیز انگیزه ایجاد کرد؟

بله. بعضی انسان‌ها خود را درگیر مسائل و مشکلات جامعه نمی‌کنند، اما این افراد اینگونه نیستند. آن‌ها معتقدند پول به خودی خود خوب است ولی اگر یک جا بماند مثل آبی است که می‌گندد. پول باید در گردش باشد. راه گردش آن هم همین کارهای خیر است. کار خیر معامله با خداست. شما هر جا پول می‌دهید در قبالش چیزی هم می‌گیرید ولی در معامله با او نمی‌دانید که چه چیزی به شما می‌دهد. معامله با خدا بالاترین سود را دارد و عدد، رقم و درصد ندارد. درک این موضوع خیلی مهم است و تا زمانی که تجربه‌اش نکنید لذتش را حس نخواهید کرد.

برای ساخت مدرسه در مناطق محروم، چه مشکلاتی وجود دارد و پیشنهادتان برای کاهش این مشکلات چیست؟

مشکلات زیادی از طرف آموزش و پرورش و نوسازی مدارس داریم. آن‌ها باید مشوق اصلی جامعه یاوری برای ادامه و گسترش فعالیت‌های موسسه باشند. جامعه یاوری تنها یک مرکز در تهران دارد و ما از همه نقاط دورافتاده کشور خبر نداریم. ما در کشور مناطق محروم زیادی داریم. متاسفانه همکاری و اطلاع‌رسانی در حد کافی وجود ندارد و خیلی کم است. برای اطلاع‌رسانی بهتر آموزش و پرورش و واحد نوسازی مدارس می‌توانند از اعضای شورای شهر و شورای محلی هر استان دعوت به عمل بیاورند، جلسه هماهنگی بگذارند و از طریق آن‌ها خواسته‌های مردم را مستقیما بشنوند و دریافت کنند. نیازسنجی کنند و ببینند کدام مناطق احتیاج بیشتری به این فضاها دارند و آن‌ها را در اولویت قرار دهند. این روش خیلی موثر است؛ چون اگر آن‌ها جامع و کامل اطلاع‌رسانی کنند، جامعه یاوری هم می‌تواند در همایش‌های عمومی که با خیرین برگزار می‌کند این اطلاعات را همراه با آمار و گزارش کار خود موسسه در اختیار خیرین قرار دهد. خیرین در این همایش‌ها سرعت عمل و بازدهی موسسه و نیاز آموزش و پرورش را همزمان می‌بینند و در فعالیت‌ها بیشتر شرکت می‌کنند.

به نظر شما خود وزارت آموزش و پرورش در زمینه ساخت و نوسازی مدارس چه کمبودهایی دارد؟

آموزش و پرورش هم از لحاظ بودجه و هم از لحاظ سیستم مدیریتی دچار مشکلاتی است. مدیریت در این زمینه مقداری ضعیف است. البته اکنون مسئولین رده بالا خیلی دنبال مسائل و مشکلات هستند، معاون وزیر و سایر اعضا فوق‌العاده پیگیر و همراه جامعه یاوری هستند. فعال بودن مسئولین مستلزم سفر به مناطق محروم است. آن‌ها در این سفرها می‌توانند کمبودها را احساس کنند.

به‌عنوان‌مثال، آقای سیاری، مدیر کل آموزش و پرورش بندرعباس به ما آمار ارائه می‌داد، مثلا در جاسک ما ده مدرسه کم داریم یا در بندر گناوه این تعداد مدرسه کم داریم، حتی اطلاعات تعداد کلاس‌ها را هم ارائه می‌کرد به‌طور مثال مدرسه‌ای با یک، دو، شش کلاس و ... می‌خواهیم. آنجا خیرین دست به کار می‌شدند و از هم پیشی می‌گرفتند که آن مدرسه را من می‌سازم. مسئولین هم وقتی اشتیاق خیرین را می‌دیدند برای دادن سهم آموزش و پرورش پیشقدم می‌شدند و به دنبال تامین بودجه می‌رفتند.

آیا واحدی در وزارت آموزش و پرورش مسئول ارائه این آمار است؟

بله. واحد نوسازی مسئول آماردهی در این مورد است. اگر این آمار به‌طور کامل به دست ما برسد باید سهم بودجه آموزش و پرورش نیز تعیین و پرداخت شود و شاید چون بودجه به‌اندازه کافی در اختیار وزارتخانه نیست این اطلاعات به‌طور کامل به دست ما نمی‌رسد. همین الان چند مدرسه نیمه‌کاره‌ داریم که خیرین تا حدی هزینه ساخت آن‌ها را فراهم کرده‌اند ولی به دلیل کمبود بودجه آموزش و پرورش ساخت آن‌ها متوقف شده است. این مشکلات ناشی از کم‌کاری آموزش و پرورش در اطلاع‌رسانی و پرداخت سهمیه بودجه نوسازی مدارس است.

مهمترین مشکلات بچه‌های تحت‌پوشش جامعه یاوری چیست؟

مهمترین مشکلات این دانش‌آموزان، تغذیه، لباس، لوازم‌التحریر و تردد آن‌ها است. در مورد پوشاک جامعه یاوری به مناطقی که نیاز به لباس داشته باشند، این اقلام را می‌فرستد. خیلی وقت‌ها مدرسه ساخته شده است اما دانش‌آموز از ده کیلومتر دورتر باید به مدرسه بیاید. تامین معلم با آموزش و پرورش است و گاهی در یک کلاس دو گروه همزمان درس می‌خوانند. ما استعدادهای بیشماری در مناطق محروم داریم. بیشترین قبولی کنکور از مناطق محروم است. باید به این بچه‌ها رسیدگی شود. پدری که شغلش کارگری است علاقه دارد فرزندش به جای تحصیل به دنبال کسب درآمد برای خانواده باشد؛ ولی وقتی شما مدرسه بسازید، کتاب و لباس دهید، کم‌کم این آگاهی برای خانواده ایجاد می‌شود که بچه نیاز به تحصیل و رشد اجتماعی دارد. عدم آگاهی خانواده‌ها و فقر باعث ترک تحصیل بچه‌های زیادی در مناطق دورافتاده شده است.

در حال حاضر برخورد خیریه‌ها با خیرین چگونه است آیا تعامل سازنده‌ای بین این دو رخ می‌دهد؟ پیشنهادی برای بهبود شرایط کنونی دارید؟

سیستم مدیریتی، روابط عمومی و خود خیرین با همدیگر مجموعه خیلی خوبی را تشکیل می‌دهند و با هم ارتباط معنوی دارند.

این ارتباط به میزان زیادی در جامعه یاوری وجود دارد، اما در صورت افزایش تعداد همایش‌ها و گردهمایی‌ها، ارتباط خیرین هم با یکدیگر بیشتر می‌شود و راهبرد و مسیرهای جدیدی را پیدا می‌کنند. به عنوان مثال خیرین نیز اطرافیان و دوستان خود را بیشتر تشویق به مشارکت در اهداف و فعالیت‌های موسسه می‌کنند. اهداف موسسه باید محتوا و بازدهی فراوانی داشته باشد که همه مجاب به ماندن شوند. تحقق این اهداف نیاز به دادن اطلاعات جامع و کامل به خیّر، بروشور، نشریه و وسایل تبلیغاتی دارد تا انگیزه ماندن و ادامه دادن این مسیر ممکن ‌شود.

به‌عنوان یک خیر، چه انتظاراتی از یک موسسه خیریه دارید؟

خیر دوست دارد پولش به بهترین وجه در خیریه مصرف شود. مثلا در ساخت مدرسه مصالح و مکان خوب باشد. مدرسه سازه محکمی می‌خواهد. وقتی خیر بداند پولش هدر نمی‌رود و به بهترین شکل هزینه می‌شود خوشحال است. قدرشناسی و احترام در این موسسه و موسسات خیریه دیگر باید حفظ شود و می‌شود. باید اطلاع‌رسانی مداوم به خیر انجام شود. او این انتظار را دارد و این فرض موسسه خیریه است.

جامعه یاوری ارتباطی بین خیر و آموزش و پرورش برقرار می‌کند. او باید حس خوبی از حضور در خیریه داشته باشد، وقتی اهداف موسسه پیگیری و محقق شود ناخودآگاه این حس در او ایجاد و تشدید می‌شود.

شاخص‌ترین یا لذت‌بخش‌ترین خاطره‌ای که دارید چیست؟

در حال ساخت مدرسه‌ای بودیم که متوجه شدم پیرزنی در آن منطقه بین پنج نخل که متعلق به خودش بود زندگی می‌کند. بدین‌گونه که حصیری پهن کرده بود و نایلونی هم به‌عنوان سقف بالای سرش بسته بود و خرمای این نخل‌ها را هم با کسی که برایش خرماها را می‌چید تقسیم می‌کرد. از پیمانکار مدرسه خواهش کردم کنار همان نخل‌ها یک اتاق، یک آشپزخانه کوچک و سرویس بهداشتی برای این پیرزن بسازد. سال بعد که دوباره برگشتیم دیدم پیرزن همان اتاق را به یک عروس و داماد داده است. اغلب اوقات پول ساخت خوابگاه یا مدرسه برای خیرین رقم زیادی به حساب نمی‌آید، اما آن پیرزن هیچ‌چیز نداشت و آن چیزی را هم که داشت به دیگران بخشید. در نگاه من آن پیرزن خیر واقعی است. اوست که به‌عنوان هدیه نصف حلب خرما را به من و خانه‌اش را به آن عروس و داماد داد.

در اهداف موسسه آمده، جامعه یاوری خود را ملزم به توانمندسازی بچه‌ها در زمینه ادراکی و احساسی کرده و حس پذیرش مسئولیت اجتماعی آن‌ها را بالا می‌‌برد. موسسه چگونه این اهداف را تحقق می‌بخشد؟

موسسه برای آن‌ها کتابخانه می‌سازد و وسایل سمعی و بصری را در اختیار بچه‌ها می‌گذارد. بچه‌ها باید دنیای اطراف خود را درک و لمس کنند. موسسه هزینه بردن بچه‌ها به گردش‌های علمی را ندارد ولی فیلم علمی و وسایل آموزشی در اختیار آن‌ها می‌گذارد.

ما با قلمچی ارتباط نزدیک داریم کتاب‌های کنکور را از طریق قلمچی در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهیم. به‌منظور پذیرش مسئولیت اجتماعی هم به هر کدام مسئولیتی می‌دهیم، یک‌نفر مبصر و یکی مسئول روزنامه‌دیواری می‌شود، کار تیمی می‌کنند. از معلم انشای بچه‌ها خواسته‌ایم که بیست دقیقه از وقت کلاسشان را به صحبت دانش‌آموزان اختصاص دهند؛ بدین‌گونه که بچه‌ها بیایند و مقابل همه درباره هر آنچه دوست دارند صحبت کنند. اینگونه خجالت آن‌ها از بین می‌رود و توانایی سخن گفتن پیدا می‌کنند.

یکی دیگر از اهداف اشاره شده در منشور موسسه، بالا بردن روحیه کارآفرینی و کمک به ایجاد خلاقیت برای بچه‌هاست. این هدف را چگونه محقق می‌سازید؟

در هنرستانی در خراسان جنوبی برای تمامی دختران هنرستان چرخ خیاطی خریدیم و زیر نظر مدرس، خیاطی یاد می‌گیرند. آن‌ها برای بچه‌های تحت‌پوشش جامعه یاوری لباس تولید می‌کنند و برای این کار دستمزد می‌گیرند‌. این دخترها بعد از فارغ‌التحصیلی هر کدام در محل زندگی خود خیاطند و کار دارند. ما حدود نود نفر از بچه‌های رشته کشاورزی هنرستانی در خراسان جنوبی را برای آشنایی با روش‌های کشاورزی و دیدن چگونگی رشد گیاهان به شهر تنکابن بردیم. من و یکی از دوستان هزینه‌ها و بیمه سفر این بچه‌ها را تقبل کردیم. بچه‌ها را به باغ کشاورزی بردیم. دو روز کلاس‌های آموزش کشاورزی در این باغ داشتیم و به آن‌ها اجازه داده شد از هر درختی که می‌خواهند یک میوه بچینند. عده‌ای می‌خواستند از بالاترین قسمت درخت میوه بچینند، چون فهمیده بودند میوه بلندترین نقطه درخت از همه رسیده‌تر است. این افراد در آینده هم به اعتقاد من دنبال بهترین‌ها می‌روند، در هنگام تحصیل هم بیشترین تلاش را انجام می‌دهند که فرد مفید و موفقی برای جامعه شوند. آن‌ها توانستند با استفاده از این روش‌ها در خانه‌ سبزی خوردن کشت کنند.

آن‌ها را به دریا بردیم. بچه‌ها تا قبل از آن دریای خزر را فقط در تلویزیون دیده بودند به همین خاطر شادمانه با لباس به داخل آب می‌رفتند و بازی می‌کردند.

مهمترین دستاورد خودتان را در همه این سال‌ها چه می‌دانید؟

مهمترین دستاورد من تغییر دیدگاهم نسبت به زندگی بود، قدرت و آرامش نهفته در بخشیدن را احساس کردم. نگاهم نسبت به دنیای اطراف و مردم عوض شد و همه را با عینک مهربانی و بخشش می‌بینم.

بچه‌هایی که از طریق کمک‌های جامعه یاوری از نعمت تحصیل برخوردار می‌شوند چگونه در آینده از گزند آسیب‌های اجتماعی در امان می‌مانند؟

این بچه‌ها در آینده در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار نمی‌گیرند و پاک و خیر می‌شوند، زیرا در این سیستم قدرت بخشیدن و نیکوکاری را لمس و درک می‌کنند و می‌فهمند که کارهای کوچکی که برای مردم و اطرافیان خود می‌کنند آن‌ها را خیر می‌سازد. همین الان دانش‌آموزان قوی‌تر از لحاظ تحصیلی به بچه‌های ضعیف‌تر درس می‌دهند.

به اعتقاد شما بعد از فراهم کردن امکان تحصیل این بچه‌ها، قدم بعدی چیست؟

جامعه یاوری تعدادی از بچه‌های بااستعداد را که در کنکور رتبه زیر صد می‌آورند بورسیه می‌کند. آن‌ها از نظر خوابگاه و هزینه‌های دانشگاهی حمایت می‌شوند. این بچه‌ها در زمان دانشجویی در محله خود تدریس خصوصی می‌کنند و به این ترتیب یک رقابت سالم بین بچه‌ها به وجود می‌آید.

کادر آموزشی برای ارتباط موثر و درست با این بچه‌ها آموزش خاصی می‌بینند؟

معلمان این مدرسه‌ها خیلی مهربان‌ و رئوفند و سعی می‌کنند در این بچه‌ها انگیزه ایجاد کنند. جامعه یاوری در مقطع دبیرستان کلاس‌هایی را برای نحوه ارتباط معلمان با این بچه‌ها ترتیب می‌دهد. در این کلاس‌ها نحوه برخورد و هدایت تحصیلی این بچه‌ها به معلمان آموزش داده می‌شود.

بچه‌ها با معلم خود محرمند و با او درددل می‌کنند. حرف‌هایی را که نمی‌توانند به خانواده خود بگویند با معلمشان در میان می‌گذارند. بچه‌ها در سفرهای استانی با خود ما هم ‌صحبت و درددل می‌کنند. محیطی که در آن آموزش می‌بینند باید شاد و مفرح باشد که مشتاق به تحصیل شوند. معلم کلاس اول در دوره اول دبستان در مناطق محروم نقش بسیار مهمی دارد، زیرا باید همزمان معلم مهدکودک، آمادگی و مدرسه باشد. معلم در این مقطع وظیفه بسیار سنگینی دارد چراکه این بچه‌ها دو دوره اول را نگذرانده‌اند. خود معلمان بین بچه‌ها استعدادیابی هم می‌کنند و افراد تیزهوش را در هر کلاس معرفی می‌کنند. الان هم برای افزایش امکانات آموزشی در حال ارسال کامپیوتر به مدارس تحت‌پوشش هستیم.

حدودا چه تعداد مدرسه توسط جامعه یاوری ساخته شده است؟

حدود 900 مدرسه ساخته شده ولی امکانات رفاهی دیگری هم در مناطق محروم ساخته‌ایم. مثل: غسالخانه، سرویس بهداشتی، حمام، سالن چند منظوره و....لازم است بگویم ما در کنار مدرسه‌سازی نیازسنجی هم می‌کنیم و هر آنچه نیاز است برایشان ایجاد می‌کنیم.

 

آرزو ضیایی

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3