کد خبر : 368

هفته نامه "شهر امید" در هجدهمین شماره خود نوشت:

برگزاری بازارچه‌های خیریه غذا در جهان یکی از متداول‌ترین برنامه‌های خیریه است. یکی از دلایل محبوبیت جهانی این بازارچه‌ها فرصتی است که برای مشارکت همگانی در آن وجود دارد.

اصلا مهم نیست که شما دست‌پخت دیگری را دوست دارید یا نه. حتی این هم مهم نیست که مثلا قندتان بالاست و نمی‌توانید از شیرینی‌هایی که روی یکی از غرفه‌های بازارچه‌های خیریه غذا چیده‌اند، بخورید. بله سرخ‌کردنی برای خیلی‌ها ضرر دارد اما می‌توانید وقتی از کنار غرفه‌های یک بازارچه خیریه که به نیت کمک به نیازمندان چیده شده‌اند، عبور می‌کنید با یک خرید ساده و خرج چند هزار تومان، قدمی در راه خیر و یک کار جمعی داشته باشید.

برگزاری بازارچه‌های خیریه غذا در جهان یکی از متداول‌ترین برنامه‌های خیریه است. یکی از دلایل محبوبیت جهانی این بازارچه‌ها فرصتی است که برای مشارکت همگانی در آن وجود دارد. افراد مختلف می‌توانند با صرف زمان نه‌چندان زیاد و با مواد اولیه‌ای که تهیه آن برایشان دشوار نیست، انواع غذاها و نوشیدنی‌های خانگی را برای فروش به نفع نیازمندان عرضه کنند؛ به‌ویژه زنان خانه‌دار که علاقه‌مند به مشارکت در برنامه‌ها و فعالیت‌های اجتماعی هستند و زمان و فراغت بیشتری دارند اغلب از داوطلبان مشارکت در بازارچه‌های غذا به شمار می‌روند. غرفه‌های غذا در هر بازارچه‌ای فراتر از اینکه چه مزه و طعمی می‌دهند و چقدر باسلیقه ما سازگارند از منظر تلاش و مشارکت جمعی و انگیزه و تلاشی که در فرایند تولید، توزیع و فروش آن‌ها وجود دارد، با اهمیت هستند. به همین دلیل است که ما باید با نگاه متفاوتی نسبت به این تلاش و حرکت جمعی و نتیجه اجتماعی آن از این بازارچه‌ها حمایت کنیم. هفته گذشته در جریان برگزاری بازارچه غذای شهر امید، زنی با خرید چندین وعده غذا از یک غرفه و توزیع آن بین کودکان‌کار با یک تیر دو نشان زد هم به سهم خودش به تلاش غرفه‌داران غذا که با انگیزه کمک در بازارچه حاضر شده بودند توجه کرد و اجازه نداد خستگی چند ساعت کار بر تنشان بماند و هم با یک وعده غذای سالم دل کودکانی را شاد کرد که سرگردان در میان عابران کم‌توجه این روزها با شکم‌های گرسنه به دنبال مشتری می‌گشتند. این همان تفاوت نگاهی است که برخی را از دیگران متمایز می‌کند. برخی که از منیت‌ها و منافع شخصی فراتر رفته و نگاه اجتماعی عمیق‌تری به محیط پیرامونشان به‌ویژه امور خیریه دارند.

بله ممکن است این روزها تعداد بازارچه‌های خیریه غذا که اطراف ما برگزار می‌شوند، زیادتر شده باشد. هر هفته یک خیریه در نقطه‌ای از شهر غرفه‌هایی برای فروش غذا داشته باشد و این برنامه از نگاه خیلی از ما آنقدر کلیشه‌ای به نظر برسد که با خودمان بگوییم: «ای بابا چقدر بازارچه غذا...» اما یادمان رفته باشد که این بازارچه‌ها اگرچه می‌توانند فرصتی برای پر کردن بخشی از اوقات فراغت ما باشند اما واقعیت این است که ما با هدف تفریح نیست که در این بازارچه‌ها شرکت می‌کنیم در واقع یک مسئولیت اجتماعی است که فردی می‌تواند بخشی از زمان را برای حضور در این بازارچه‌ها اختصاص بدهد. اگر نمی‌توانیم یکی از مشارکت‌کنندگان در بازارچه‌های خیریه باشیم حداقل می‌توانیم به یکی از حامیان این بازارچه‌ها تبدیل شویم، بازارچه‌هایی که رونق آن‌ها و روشن بودن چراغ امیدشان بسته به مشارکت و حضور ولو گاه به گاه ماست. می‌شود از کنار غرفه‌ها بی‌تفاوت عبور نکرد، ایستاد و نگاهی کرد به چشم زنان و مردانی که ساعت‌ها پای اجاق‌ها ایستاده‌اند و با ظرف‌های کوچکشان و غذاهایی که طعم و مزه مهربانی دارد، آمده‌اند تا بخشی از زنجیره امید و مهربانی باشند. ما هم می‌توانیم با یک خرید کوچک و نه‌چندان پر زحمت بخشی از همان زنجیره باشیم. بنابراین یادتان باشد که اگر این بار گذرتان به یک بازارچه غذا افتاد به جای اینکه درباره کیفیت و تزئین غذاها، اندازه نمک و فلفلشان و طعمی که دوست دارید یا نه، صحبت کنید به انگیزه و نتیجه‌ای فکر کنید که در پس آن است، این همان بزرگوارانه اندیشیدن و مانند یک انسان متعالی زیستن است، همان چیزی که از ما انسان‌های بخشنده‌تری می‌سازد که فراتر از انتخاب‌ها و سلیقه‌های شخصی و فراتر از این صورت ظاهر زندگی و ورای سیمای غیر تجملاتی سفره‌های ساده خیریه‌ها می‌اندیشند و اینگونه اندیشیدن است که می‌تواند از ما انسان‌های بهتری بسازد و اندیشه ما را والا کند در راهی است که نتیجه آن راه روشن امید و رستگاری است.

الناز آذرنگ

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3