کد خبر : 384

گفت‌وگوی «شهر امید» با مدیرعامل یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی درباره اقدامات خیریه‌اش

گفت‌وگوی تفصیلی شهرامید با آقای مهدی سوری مدیرعامل شرکت تولیدکننده مواد غذایی و سالها است که با این کانون همکاری دارد.

سوتیتر: پدرم مشوق اصلی و مهمی در این راه بود. اگر وی به این افراد که مراجعه می‌کردند بی‌توجهی می‌کرد ما هم مثل او می‌شدیم ولی می‌دیدیم که هیچ‌کس دست‌خالی از کارخانه نمی‌رفت. پس الگوی اصلی‌ام ، پدر و در کنار او مادر بودند. پدر هم‌اکنون نیز کارهای خیرخواهانه زیادی در کارخانه می‌کند که ما اصلا از آن‌ها بی‌خبریم، این کمک‌ها در حساب‌های مالی شرکت نمی‌آید و از حساب شخصی‌اش آن‌ها را انجام می‌دهد

سوتیتر: دو موسسه بنیاد امید مهر و کانون هموفیلی کرج همیشه بعد از هر کمک نامه تشکر برایمان می‌فرستند و با این کار به ما انرژی می‌دهند و به ما یادآوری می‌کنند که بابت کاری که می‌کنیم قدردان ما هستند. قدرشناسی آن‌ها را به عینه مشاهده می‌کنیم و دلگرم می‌شویم و بیشتر به چشم ما می‌آیند و ما را به ادامه فعالیت تشویق می‌کنند. این‌که در همایش‌ها و گردهمایی‌های موسسات خیریه، خیرین را هم دعوت کنند می‌تواند این رابطه را مستحکم کند.

 

در دورانی که بیشتر تولیدکنندگان به دنبال توسعه تجارت و کسب‌وکار خود هستند، بازرگانانی هم هستند که بخشی از فعالیت‌های خود را صرف امور خیریه می‌کنند. مهدی سوری متاهل، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته شیمی، مدیرعامل 46 ساله یک کمپانی تولید انواع غذاهای کنسروی است که بخشی از محصولات شرکت خود را به تامین منابع غذایی یک موسسه خیریه، همچنین سازمانی برای کمک به یک بیماری خاص اختصاص داده و در خلال این فعالیت‌ها به چندین موسسه هم کمک‌های مالی می‌کند. بهانه‌ای که ما را ترغیب کرد تا به سراغ او برویم کمک هشت ساله و ممتد شرکت وی به «کانون هموفیلی ایران» بود. این کانون سال‌هاست که توانسته با کمک شرکت آقای سوری وعده‌های غذایی بیماران شهرستانی خود را تامین کند.

از همین روی گفت‌وگویی تفصیلی با آقای مهدی سوری مدیرعامل این شرکت تولیدکننده مواد غذایی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

از سال‌های اولیه فعالیتتان بگویید. در چه سالی همکاری با کانون هموفیلی ایران را آغاز کردید؟ آیا اولین تجربه نیکوکاری شما به‌حساب می‌آمد؟ چرا کانون هموفیلی ایران را انتخاب کردید؟

هفت، هشت سالی است که با این کانون همکاری دارم. دقیقا نحوه آشنایی با این موسسه را به خاطر ندارم ولی از دو حال خارج نیست، یا دوستی آن‌ها را به ما معرفی کرده یا خودشان با ما تماس گرفتند. در نود و نه درصد مواقع خود موسسات با ما تماس می‌گیرند، رزومه می‌دهند و درخواست کمک می‌کنند. گاهی اوقات هم موسسات خیریه اطلاع‌رسانی و شرکت ما را به یکدیگر معرفی می‌کنند. در مورد کانون هموفیلی ایران هم به همین طرق فهمیدیم که کالای تولیدی شرکت برای آن‌ها استفاده دارد و این خدمات را در اختیار آن‌ها گذاشتیم. گفتند که یک تعداد بیمار از شهرستان داریم و شرکتی صبحانه آن‌ها را تقبل کرده؛ ولی آشپز نداریم و با مشکل تامین ناهار و شام این بیماران و خانواده‌های آن‌ها مواجهیم و غذای کنسروی به این منظور انتخاب بسیار خوبی است و ما هم پذیرفتیم و شروع به همکاری کردیم. از سال 76 که مدیر شرکت شدم یعنی نزدیک به 19 سال پیش، فعالیت‌های نیکوکارانه مقطعی داشتیم، به‌طور مثال بیمارستان سجاد شهریار برای راه‌اندازی بخش دیالیز به پول نیاز داشت، ماهانه به مدت دو سال مبلغ قابل‌توجهی کمک کردیم تا زمانی که بودجه آن‌ها بیشتر شد و گفتند دیگر نیازی به کمک ندارند. ولی به‌جز کمک‌های مقطعی هفت، هشت موسسه غیر از کانون هموفیلی هستند که به طور ممتد با آن‌ها همکاری داریم و ماهانه به آن‌ها کمک نقدی می‌کنیم. اما کمک‌های کالایی مختص کانون هموفیلی و بنیاد امید مهر است که بنیادی برای دختران، زنان کار و بی‌سرپرست است.

مشوق اصلی خود را برای ورود به این حوزه و فعالیت‌های نیکوکارانه چه یا که می‌دانید؟

مشوق اصلی ذات خود آدم و باور به انسانیت است. از نه سالگی وارد بازار کار شدم تمام تابستان‌که دوستانم در کوچه فوتبال بازی می‌کردند در کارگاه پدرم کار می‌کردم و بالا و پایین‌های زیادی هم در این عرصه دیدم و گاهی از صفر و حتی زیر صفر هم دوباره شروع کردیم. سختی زیادی کشیدیم و درک می‌کنیم کسی می‌تواند حتی نیازمند صد هزار تومان باشد و همین مبلغ ناچیز پول برای او چه معنی دارد. بعد انسانی قضیه باعث می‌شود که در حد توان کمک کنیم. پدرم قبلا کارمند بودند ولی از سال 59 شرکت تولید مواد غذایی دایر کردند و پدر، من و برادرم آن را به‌صورت خانوادگی اداره می‌کنیم. بالطبع هر بنگاه اقتصادی مراجعه‌کننده نیازمند هم دارد. از همان زمان شاهد کمک پدر به افراد نیازمند بودم و او مشوق اصلی و مهمی در این راه بود. اگر وی به این افراد که مراجعه می‌کردند بی‌توجهی می‌کرد ما هم مثل او می‌شدیم ولی می‌دیدیم که هیچ‌کس دست‌خالی از کارخانه نمی‌رفت. پس الگوی اصلی‌ام ، پدر و در کنار او مادر بودند. پدر هم‌اکنون نیز کارهای خیرخواهانه زیادی در کارخانه می‌کند که ما اصلا از آن‌ها بی‌خبریم، این کمک‌ها در حساب‌های مالی شرکت نمی‌آید و از حساب شخصی‌شان آن‌ها را انجام می‌دهد. .

در طی این سال‌ها چه همکاری‌هایی با کانون هموفیلی ایران داشتید؟

به‌صورت ماهانه، یکی، دو بار مواد غذایی در اختیار آن‌ها می‌گذاریم؛ دو بار هم حضوری در مراسمی کمک نقدی کردیم. تعداد افراد تحت‌پوشش ثابت نیست و بسته به روزها و تعداد افراد تغییر می‌کند و شامل خود بیماران و خانواده‌های آن‌ها می‌شود. در حد توان تقبل می‌کنیم که مثلا هزار نفر را خدمات‌رسانی کنیم و اگر تعداد بیشتر باشد دوستان موسسه به طرق دیگری کسری را تامین می‌کنند. در رابطه با کانون هموفیلی حیطه همکاریمان تغییری نکرده و طی این سال‌ها روندی ثابت داشته‌ایم.

آیا مثالی خاطرتان هست که در آنجا فعالیت‌های نیکوکارانه را گسترده‌تر کرده باشید؟

سعی کردیم کمک‌های خود را توزیع کنیم. مثلا به‌طور فرض اگر قبلا ماهی یک میلیون به یک موسسه کمک می‌کردیم الان به جای آن مبلغ دو میلیون کمک می‌کنیم، ولی یک موسسه دیگر را هم اضافه کردیم و افراد بیشتری را تحت‌پوشش قرار داده‌ایم. مثلا به هلال‌احمر در سیل پاکستان غذا فرستادیم یا در مواردی فردی برای خرید دارو و مشکل دیگری مراجعه کرده ولی این موارد همه مقطعی بوده است.

اول از کمک‌های مالی شروع کردیم و بعد تامین غذای دو موسسه را بر عهده گرفتیم.

به اعتقاد شما مهمترین مشکلاتی که در عرصه فعالیت‌های نیکوکارانه و خیرخواهانه وجود دارد چیست؟

توان فرد خیر محدود است و نیاز خیلی بیشتر از توان اوست. ولی مسئله مهمتر سوءاستفاده‌هایی است که گاهی اتفاق می‌افتد. خیلی وقت‌ها  با ویزیتور موسسه‌ای در ارتباط بودیم و به آن‌ها کمک می‌کردیم. بعد از آن‌که وی موسسه را ترک کرده دوباره تماس گرفته و قصد داشته شماره شخصی خود را به ما بدهد؛ ولی چون ما اصرار داریم پول را به شماره حساب خود موسسه واریز کنیم تا به حال از طرف این افراد متضرر نشده‌ایم. به هر صورت این دست سوءاستفاده‌ها وجود دارد و از حسن نیت ما سوءاستفاده شده و این آزاردهنده است.

مهمترین نیاز کانون هموفیلی ایران برای کمک‌رسانی بهتر و بیشتر چیست؟

این کانون در وهله اول مشکل تهیه و توزیع دارو بین بیماران خود را دارد. ما مشکلات فرعی آن‌ها را پوشش می‌دهیم، چون کار ما فقط به بیماران شهرستانی کمک می‌کند و بیماران ساکن تهران از کمک‌های ما منتفع نمی‌شوند و آن‌ها نیازهای دیگری دارند. مبحث دیگر تحصیل و اشتغال این بیماران است زیرا آن‌ها با توجه به بیماری خود باید در محیط مناسبی کار پیدا کنند. این‌ها اولویت و نیاز اصلی آن‌هاست. به این منظور به کانون هموفیلی کرج کمک‌های نقدی می‌کنیم تا آن را به مصرفی که می‌خواهند برسانند، زیرا آنجا امکان اسکان بیماران شهرستانی وجود ندارد.

به نظر شما اکنون خیریه‌ها پاسخگوی تقاضای خیرین هستند؟ به عبارتی آیا ارتباط و تعامل سازنده‌ای بین خیرین و خیریه‌ها وجود دارد؟

از نظر مادی که رابطه‌ای یک طرفه وجود دارد به طوری‌که خیر منابع مالی را در اختیار خیریه‌ها قرار می‌دهد ولی از بعد معنوی اظهار رضایت خیر از انجام فعالیت خیرخواهانه موضوع مهمی است. به‌طور مثال، دو موسسه بنیاد امید مهر و کانون هموفیلی کرج همیشه بعد از هر کمک نامه تشکر برایمان می‌فرستند و با این کار به ما انرژی می‌دهند و به ما یادآوری می‌کنند که بابت کاری که می‌کنیم قدردان ما هستند. قدرشناسی آن‌ها را به عینه مشاهده می‌کنیم و دلگرم می‌شویم و بیشتر به چشم ما می‌آیند و ما را به ادامه فعالیت تشویق می‌کنند. این‌که در همایش‌ها و گردهمایی‌های موسسات خیریه، خیرین را هم دعوت کنند می‌تواند مستحکم‌کننده این رابطه باشد که کانون هموفیلی ایران تا به حال سه بار این کار را کرده است.

مهمترین توقع خیرین از خیریه‌ها چیست؟

توقع خیرین این است که خیریه‌ها کمک خیرشان را دقیقا به همان مصرف ذکر شده برسانند و به بهترین شکل مصرف از آن صیانت کنند. مثلا چنانچه خیر برای خرید لوازم‌التحریر دانش‌آموزان به موسسه‌ای کمک کند و موسسه آن را در جای دیگری هزینه کند که ضروری نباشد و سوءمدیریت در موسسه اتفاق بیفتد، این حرکت درستی نیست و بازخورد خوبی ندارد. اگر برای همان هدف خاص مصرف شود خیر هم انرژی می‌گیرد و خرسند می‌شود. البته گاهی هم از نظر موسسه خیریه اولویت با مسائل مهم‌تر است که آن موقع اشکالی ندارد کمک‌ها در جاهای با اولویت‌ بالاتر هزینه شود. در کل منظورم زمانی است که کمک خیر به مصارف ضروری نرسد و خدای‌ناکرده از آن استفاده شخصی شود. موسسات خیریه باید توجه کنند که از منابعی که در دسترس آن‌هاست به نحو احسن استفاده کنند.

راه تعامل و ارتباط دوسویه شرکت‌های «تولیدی خدماتی» با موسسات خیریه چیست؟

موسسات خیریه شرکت‌ها را به‌گونه‌ای شناسایی کنند که نوع نیاز خیریه با محصول و خدمات شرکت همخوانی داشته باشد. این رابطه بدین‌گونه بهتر شکل می‌گیرد تا اینکه کمک صرفا ریالی و پولی باشد. مثلا بحث کمک غذا به کانون هموفیلی نیاز آن‌ها بود و انجام شد و یک ارتباط خوب شکل گرفت. مثلا وقتی ساختمان یک بنیاد خیریه نیاز به تعمیرات دارد بهتر است که موسسه خیریه به‌منظور رفع این نیازش با یک شرکت ساختمانی ارتباط بگیرد. در این مورد اگر خیر دیگری به‌عنوان واسطه پول به این موسسه بدهد و خیریه این مبلغ را به شرکت ساختمانی بدهد منابع و زمان زیادی هدر می‌رود. کمک نقدی برای یک شرکت مهندسی سخت‌تر از همکاری در زمینه ساخت‌وساز است. زیرا در حالت دوم این شرکت به حرفه خود می‌پردازد. یا موسسه خیریه می‌خواهد لوازم‌التحریر تهیه کند بهتر است که با شرکت تولیدکننده این محصول تماس بگیرد. شرکت‌های «تولیدی – خدماتی» اطلاعی از نیاز موسسات خیریه ندارند این موسسات خیریه هستند که باید این شرکت‌ها را شناسایی و با آن‌ها وارد مذاکره و همکاری شوند. مثلا اگر شرکت من با هر بنگاه خیریه تماس بگیرد و به آن‌ها بگوید تولیدکننده مواد غذایی است و قصد کمک دارد کسی به این پیشنهاد نه نمی‌گوید ولی مهم این است که این کمک چقدر کارساز خواهد بود.

مثلا برای مثال اگر کانون هموفیلی تهران از من به جای مواد غذایی پول می‌خواست شاید کمتر کمکش می‌کردم؛ ولی الان چون نوع کمک کار تخصصی خودمان است بیشتر و بهتر کمکشان می‌کنیم؛ همانطور که با کانون هموفیلی کرج هم در تماسیم و چون کمکمان نقدی است کمتر می‌توانیم کمک کنیم.

اگر در خود شرکت تولیدی یا خدماتی هم افرادی مسئول شناسایی خیریه‌ها باشند کمک‌کننده است، زیرا می‌تواند راستی‌آزمایی کند که آیا موسساتی که درخواست کمک دارند واقعا به خدمات احتیاج دارند یا خیر؟ در شرکت ما افرادی وجود دارند که پیگیر کمک‌های مداوم ما هستند و خیریه‌ها مستقیما با آن‌ها مرتبطند.

آیا فعالیت‌های خیرخواهانه منفعت‌های اعتباری یا مالی هم برای شرکت‌ها دارند؟

اگر منفعت اعتباری یا مالی داشته باشد که دیگر کار خیر نیست، ولی شاید خیلی‌ها در پوشش کار خیر بخواهند معروف شوند و درنهایت هدف و نیت دیگری داشته باشند. امکان سوءاستفاده زیادی در این قضیه وجود دارد. مثلا کسی کار خیر می‌کند تا بعدها پست سیاسی بگیرد یا نماینده مجلس شود و درواقع خودش را تبلیغ می‌کند. مثلا شرکتی به یک موسسه خیریه کمک می‌کند بیلبورد بزند و بگوید که من حامی فلان موسسه خیریه هستم و در روزنامه‌ها درج کند.

ولی حتی اگر نیت هم چیز دیگری باشد برآیند یکی است، زیرا بالاخره آن کار خیر انجام شده است. به فرض اگر فردی کار خیر را  نه به خاطر قلب و رضایت قلبی خود و معنویت بلکه برای منافع شخصی هم انجام دهد، درنهایت مهم این است که این کار انجام شده و این خود دید مثبت به این اتفاق است. تبلیغات و جار زدن این دسته از افراد هم چون بقیه را ترغیب به کار خیر می‌کند خوب است. حتی اگر به شرکتی بگویید شما بیایید و این کار خیر را انجام دهید و ما شما را معروف می‌کنیم، می‌تواند خوب هم باشد. (با خنده)

چگونه می‌توان شرکت‌های «تولیدی- خدماتی» را به فعالیت‌های خیرخواهانه ترغیب کرد؟

اینکه خود آن‌ها خواستار انجام فعالیت‌های خیرخواهانه باشند و واقعا مایل باشند شرط لازم است ولی کافی نیست. ولی برای آن‌هایی که قلبا به این کار مشتاق نیستند باید مشوق‌های بیرونی قرار دهیم که به طمع آن وعده که مثلا معروف‌تر شوند، به آن‌ها امتیاز بدهند یا از مالیاتشان کم شود فعالیت‌های خیرخواهانه داشته باشند و این اقدامات باید از سوی مقامات بالاتر اتفاق بیفتد و فضایی تبلیغاتی را برای این منظور فراهم کنند.

برخی هم به هردو دلیل کمک می‌کنند، یعنی هم با نیت خوب کار خیر می‌کنند و هم بدشان نمی‌آید که کار خیرشان این مزایا را برایشان در پی داشته باشد. اگر نهاد یا سازمانی باشد که شرکت‌ها را به انجام این فعالیت‌ها سوق دهد خیلی خوب و مثمرثمر خواهد بود؛ چون اینگونه خیرین تهییج می‌شوند و بیشتر کمک می‌کنند. (باخنده)

در این شرایط که نهاد سومی به‌جز موسسه خیریه آن خیر و شرکت را تشویق می‌کند این تأثیرگذار است و به آن‌ها انرژی بیشتری می‌دهد. حتی با این کار شرکت‌های دیگر هم به کمک کردن ترغیب می‌شوند، زیرا برخورد نهاد سوم با آن شرکت را می‌بینند.

به اعتقاد شما شرکت‌های تولیدی و خدماتی چگونه می‌توانند از طریق خیریه‌ها با مددجویان به‌طور مستقیم در ارتباط باشند تا در مواقع لزوم یاری‌رسان آن‌ها شوند؟

فکر می‌کنم بهتر است ارتباط مستقیم بین این دو  وجود نداشته باشد، زیرا انرژی زیادی از خیر می‌گیرد و مجبور می‌شود که به‌صورت رودررو با مددجویان مواجه شود و در جریان مشکلات آن‌ها قرار گیرد و  اصلا به فعالیت‌های تجاری‌اش نمی‌رسد. درصورتی‌که وجود بنگاه خیریه مانع ایجاد این مشکلات است و حدفاصل و رابطی ضابطه‌مند بین مددجویان و شرکت‌های خیر است و ارتباط این دو را به‌خوبی ساماندهی می‌کند و کمتر امکان سوءاستفاده به وجود می‌آید و فضا، فضای سالم‌تری خواهد بود.

مهمترین دستاورد خودتان از اقدامات خیرخواهانه را چه می‌دانید؟

رضایت قلبی بزرگ‌ترین دستاورد من بوده است. همیشه می‌خواستم که توان بیشتری برای کمک داشته باشم. امیدوارم زمانی سیستم مدیریتی کشور نیازمندان را کاملا توانمند کند به طوریکه تا این حد حضور خیرین حقیقی برای تحقق این امر لازم نباشد و سیستم مدیریتی خودش به‌خوبی پاسخگوی نیاز جامعه باشد.

 

آرزو ضیایی

 

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3