کد خبر : 389

هفته نامه "شهر امید" در نوزدهمین شماره خود نوشت:

مردم نیکوکار و توانمند بخشی از اموال خود را در راه اداره راه‌ها و شهرها ساختن مسجدها، مدرسه‌های دینی، کتابخانه‌ها وقف می‌کردند.

محوِ ذکر وقف

امروزه از وجود بسیاری موقوفات تاریخی در ایران آگاهیم که از پسِ گذر از هزاره‌ها و سده‌های پرحادثه به دست امروزیان رسیده‌اند. البته باز می‌دانیم که بسیاری از موقوفات نیز نتوانستند خود را در این میانه نگه ‌دارند و به امروز برسند. آن‌ها گویی در تاریخ جا ماندند. چرا؟ ذبیح‌الله صفا در کتاب «تاریخ ادبیات در ایران» در این‌باره می‌نویسد: «بعد از دوره سلاجقه بزرگ، که به هر حال دوره آرامش و نظم بوده و سطوت نظام‌الملکی از آزردن مردم آن سامان تا حدی جلوگیری می‌کرده است، یعنی از دوره جانشینان ملکشاه، عراقیان مصائب گوناگونی را تحمل کردند. بعد از ضعف سلاجقه عراق چنانکه می‌دانیم امرای مختلف آنان هریک دستگاهی ترتیب داده بودند و غالبا میان آنان از یک طرف و میان شاهان و شاهزادگان سلجوقی و بین سلاطین سلجوقی و امرای طاغی از جانب دیگر کشاکش و نزاع دایر بود و در این جنگ‌ها و مبارزات بر مردم بیدادها می‌رفت و غارت‌ها و فسادها صورت می‌گرفت و همچنین مصاحف و کتب وقفی که از مدارس و دارالکتب‌ها غارت کرده بودند در همدان به نقاشان می‌فرستادند و ذکر وقف محو می‌کردند و نام و القاب آن ظالمان بر آن نقش می‌زدند و به یکدیگر تحفه می‌ساختند.»

گزند روزگار بر موقوفات

موقوفات در تاریخ ایران، کارکردهایی گوناگون برعهده داشته‌اند. با مطالعه ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی در گذشته درمی‌یابیم به دلیل نبود سازمان‌هایی ویژه که عهده‌دار امور اداره راه‌ها و شهرها باشند، مردم نیکوکار و توانمند بخشی از اموال خود را در این راه وقف می‌کردند. زمینه‌هایی گوناگون برای وقف وجود داشت، به عنوان نمونه ساختن مسجدها، مدرسه‌های دینی، کتابخانه‌ها، قنات‌ها و کاروانسراها و نیز برای هزینه نگهداری این مکان‌ها از اموال وقفی استفاده می‌شد.

اموال وقفی در گذر تاریخ هیچ‌گاه از آسیب و تخریب در امان نبوده‌اند. بسیاری از زمین‌ها تصرف شده و عمارت‌ها و اشیای وقف‌شده به علت‌های گوناگون از میان رفته‌اند. در برخی از منابع تاریخی، گواه‌هایی بر دست‌اندازی به موقوفات به چشم می‌خورد. خواجه نصیرالدین طوسی در رساله خویش به اباقاخان پسر هلاکو که پس از پدر حکومت را به دست گرفت، او را از تصاحب اموال وقفی برحذر داشته، عاقبت شوم این کار را به او یادآور می‌شود. ایرج افشار در این‌باره می‌نویسد: «قدیمی‌ترین شیء که در مشهد وقف شده وقفیتش مسلم است یک تکه از کتاب عربی است در زمینه کلام که به سال 371 هجری کسی آن را وقف کرده بود و پشتش هم بیتی در لعن نوشته است. اگر این کتاب از بین رفته بود چیزی از این ماجرا باقی نمی‌ماند ولی خوشبختانه این کتاب همراه کتاب‌های دیگر لای دیواری پیدا شد که در زمان حمله‌ ازبک‌ها کتاب‌هایی را مخفی کرده بودند؛ چهل سال پیش موقع تعمیر کردن دیوار را که برداشتند این کتاب‌ها و کاغذها را یافتند.» در حمله مغول به ایران بسیاری از موقوفات تصاحب و ساختمان‌ها و بناهای آن ویران شد. پس از تشکیل دولت ایلخانی برخی از پادشاهان برای سامان‌بخشیدن به موقوفات اقداماتی کردند. راوندی در این‌باره می‌نویسد: «شکی نیست که در عهد نخستین ایلخانان بت‌پرست، مقدار بسیاری از اموال وقف را فاتحان تصاحب کردند. در دوران ایلخانان مسلمان، از غازان خان به بعد، بسیاری از اراضی جزو املاک موقوفه گشت. ولی اموال وقفی زیادی نیز کماکان در تصرف متغلبان- یعنی «غاصبان و متجاوزان» که از بزرگان چادرنشین و ترک بودند- باقی ماند.»

تا پیش از روزگار صفوی، نظارت‌های حکومتی بر موقوفات وجود داشته است اما گاه به درستی انجام نمی‌پذیرفته است. آنگونه که تاریخ نشان می‌دهد موقوفاتی فراوان در یورش‌های قبایل غیر ایرانی یا دست‌اندازی برخی پادشاهان تصاحب شده‌اند. در زمان سامانیان و آل‌بویه مراکز دولتی برای رسیدگی به امور وقف وجود داشته است. در سده چهارم و نیمه نخست سده پنجم هجری کتابخانه‌هایی بزرگ از راه وقف گرد آمده بود.

در دوران پس از مغولان که جانشینان آن‌ها یعنی ایلخانان زمام کشور را به دست گرفتند، خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، هزار جلد قرآن و 60 هزار جلد کتاب به بیت‌الکتب ربع رشیدی وقف کرده بود. از محل موقوفات ربع رشیدی، بخشی را به استنساخ کتاب‌های فارسی و عربی اختصاص داده بود. پس از قتل خواجه رشیدالدین، دشمنانش همه اموال او و فرزندانش را ضبط کردند، ربع رشیدی را که در تبریز از بناهای او بود به غارت بردند. حتی املاکی را که وقف کرده بود به تصرف گرفتند.

موقوفات سروسامان می‌یابند

وقف، از زمان ورود اسلام به ایران همواره موضوع مهم فرهنگی و اجتماعی در میان ایرانیان مسلمان بوده است. با تشکیل حکومت شیعی صفوی و در پی نفوذ عالمان دینی به دربار و گرایش‌های مذهبی پادشاهان، وقف اموال و املاک پادشاهی و خاندان پادشاهی صورت پذیرفت و به عنوان رسمی ملوکانه درآمد. ژان شاردن، جهانگرد فرانسوی در سفرنامه خود به ایران در زمان شاه عباس دوم درباره شهر اصفهان پایتخت ایران چنین می‌نویسد: «چون در مشرق‌زمین مالکیت مخصوصا درباره درباریان و جاهمندان، محترم و معتبر شمرده نمی‌شود و شاه به اندک بهانه همه دارایی آنان را مصادره می‌کند و گاه خودشان را نیز می‌کشد برای مقابله با این پیشامدها قسمت بیشتر دارایی خود را صرف ساختن بازارچه، حمام، کاروانسرا می‌کنند و درآمد آنها را وقف نگهداری و آبادانی مساجد و مدارس می‌نمایند. اما تاثیر این تدبیرها پردوام نیست، زیرا چه بسیار، دیر یا زود این حمام‌ها و کاروانسراها یا بازارچه‌ها بر اثر مرور زمان ویران می‌شوند و بی‌فایده می‌مانند و متعاقب آن مدرسه و مسجد نیز متروک و طالبان علم برای توفیق یافتن در ادامه تحصیل باید به جستجوی بنیاد دیگری برآیند و حامیان مسجد نیز برای تعمیر و ترمیم آن منابع درآمد تازه‌ای بیابند.»

نظارت بر موقوفات در روزگار صفوی، بسیار مورد توجه زمامداران این سلسله بود. کمپفر از مقامی به نام وزیر موقوفات سخن می‌راند که در صورت فوت صدر، جایگاه وی را عهده‌دار می‌شد. شاردن نیز از مستوفی موقوفات نام می‌برد که نایب و دستیار صدور بوده و در صورت غیبت، وظایف آنان را انجام می‌داد. در دوره صفویه متصدیان امور اوقاف به دو گروه صدر عامه و صدر خاصه بر موقوفات نظارت داشتند اما در زمان حکومت نادر شاه اهتمامی در نگهداری موقوفات نشد و بسیاری از زمین‌های موقوفه ضبط شد.

در میانه سال‌های آشفته انقراض سلسله صفوی تا استقرار قدرت قاجاریه، بسیاری از املاک موقوفه یا به تصرف حکومت درآمد یا به املاک شخصی تبدیل شد. در دوره نادر شاه افشار، آنگونه که منابع تاریخی روایت می‌کنند «او در آخرین سال سلطنت خود، فرمانی صادر کرد و به موجب آن، تعداد زیادی از اراضی موقوفه را از مردم گرفتند و چون املاک خالصه در دفتر «رقبات نادری» ثبت کردند. در مواردی که واقف و متولی از متنفذین بود، موقوفه را تسلیم نمی‌کرد و عده‌ای از ارایه وقفنامه امتناع می‌ورزیدند. پس از مرگ نادر، عادلشاه فرمان مزبور را لغو کرد و بعضی از املاک غصب شده را به صاحبان آنان پس داد.» با این همه سر جان ملکم می‌نویسد: «تمام این املاک را هرگز به مردم پس ندادند.»

در دوره قاجار نیز نگهداری موقوفات مورد اهتمام برخی پادشاهان نبود «در دوره قاجاریه از میزان زمین‌های وقفی کاسته، و بر شماره زمین‌های خالصه افزوده می‌شد و این زمین‌ها به تدریج اهمیت بیشتری کسب می‌کرد.»/ تاریخ اجتماعی ایران

 

وقف؛ پابرجا و ماندگار

وقف با همه این گزندها اما سنتی دیرینه و پایدار در سرزمین ایران بوده است. آسیب‌هایی هرچند در دوره‌های گوناگون همواره متوجه موقوفات بوده و تصاحب زمین‌های وقفی و ویرانی عمارت‌های وقف شده، همواره موقوفات را تهدید می‌کرده است؛ این‌ها هیچ‌یک اما نتوانسته است سنت وقف را در فرهنگ ایرانی- اسلامی متوقف کند.

 

روزبه رهنما/ روزنامه‌نگار

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3