کد خبر : 395

گفت‌وگوی «شهر امید» با علیرضا رئیسی مدیر موسسه «سفیر مهربانی منطقه آزاد چابهار»

علیرضا رئیسی مدیر موسسه سفیر مهربانی عکس‌های اینستاگرام باعث شد در عرض دو روز ده میلیون پول از بیست هزار فالوور جمع‌آوری شد.

سوتیتر: یک‌بار با خانواده و ماشین شخصی در حال گذر از روستا کانال کش بودم، ناگهان متوجه تعداد زیادی پسر و دختر شدم که با پای پیاده به دنبال من می‌دویدند و سوت و جیغ می‌کشیدند و نامم را صدا می‌زدند. فوری پیاده شدم با آن‌ها احوالپرسی کردم و متوجه شدم که همگی آن‌ها دانش‌آموزان مدرسه‌ای هستند که آن را تجهیز کرده بودیم. به هر کدام مبلغی پول تو جیبی دادم. این یکی از لذت‌بخش‌ترین تصاویری است که در خاطرم باقی مانده است

 

سوتیتر: پستی با این مضمون در اینستاگرام قرار دادم که قصد کمک به دانش‌آموزان نیازمند استانم را دارم و اینکه آیا کسی مایل به همکاری هست یا خیر. کمی بعد افرادی به دایرکتم آمدند و از من برای کمک شماره حساب خواستند، و در عرض دو روز ده میلیون پول از بیست هزار فالوور جمع‌آوری شد.

 

 

 

همه چیز از چند عکس اینستاگرامی شروع شد. تصاویری عاری از پیچیدگی که تنها نمایی از مشکلات مردمان خونگرم چابهار و حومه را به تصویر می‌کشیدند. ساری و جاری بودن روح زندگی در عکس‌ها موجب شد تا تعداد دنبال‌کنندگان این صفحه اینستاگرامی به‌صورت روزافزونی فزونی یابد.

نکته جالب‌توجه آنجایی است که اداره‌کننده این صفحه فردی است نسل سومی که خیلی زود علاوه بر طی کردن پله‌های ترقی روی ریل انسانیت و شرافت نیز حرکت کرد. علیرضا رئیسی 29 ساله به‌تازگی موسسه «سفیر مهربانی منطقه آزاد چابهار» را به ثبت رسانیده است. او فردی فعال در حوزه گردشگری، بزرگ‌ترین صادرکننده هندوانه در منطقه چابهار و دارای یک بنگاه معاملات ملکی است.

اما هیچ‌کدام از این مشغله‌ها او را در زندگی روزمره غرق نکرده و همواره سعی داشته که گامی هر چند کوچک برای بهبود شرایط مردم منطقه بردارد تا کودکان زادگاهش کمتر چهره زشت فقر و کم‌دانشی را ببینند و با آسایش بیشتری از حق تحصیل که حق قانونی و طبیعی آن‌هاست بهره‌مند شوند.

از همین روی گفت‌وگویی تفصیلی با آقای علیرضا رئیسی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

از سال‌های اولیه فعالیتتان بگویید. در چه سالی شروع به فعالیت کردید؟ قدری از چگونگی شکل‌گیری این ایده بگویید.

من عکاس نسبتا خوبی هستم و عکس‌هایم تا به حال در دو سایت خارجی برگزیده شده است. از تیر سال 93 شروع به عکاسی از فقر، زندگی مردم در مناطق محروم بلوچستان و بچه‌های روستا کردم. یکی از دوستان پیشنهاد کرد عکس‌هایم را در اینستاگرام به اشتراک بگذارم. در ابتدا هدف من تنها اشتراک‌گذاری عکس‌ها بود. این عکس‌ها در چندین پیج به‌عنوان عکس برتر انتخاب شدند و فالوورهای پیج به حدود پانزده، بیست هزار نفر رسیدند. یکی از عکس‌ها تصویر پیرمردی مندرس بود که وضعیت زندگی فقیرانه او را تشریح کرده بودم. خانم رز شایقی، استاد دانشگاه خوارزمی تهران اولین خیری بود که مبلغی را برای کمک به این پیرمرد اهدا کرد و الان هم با گروه در ارتباط است. این پول را به پیرمرد دادم، دوباره از او عکس گرفتم و برای این خانم فرستادم. سوژه یک عکس دیگر پسربچه‌ای بود که به دلیل نداشتن امکاناتی مثل لباس، کتاب و ... به مدرسه نمی‌رفت، فرد دیگری اعلام آمادگی کرد که دویست هزار تومان به این منظور کمک می‌کند. از او با کفش و لباس خریداری شده عکس گرفتم و در همان پیج قرار دادم. فالوورها به‌صورت داوطلبانه کمک می‌کردند. خانم شایقی که اکنون معاون من نیز هستند پیشنهاد کاری بنیادین و برنامه‌ریزی‌شده را به من کردند و قول همکاری دادند. قبل از شروع کار در پیج از فالوورها در این باره نظرسنجی کردم که در صورت موافقت آن‌ها این کار را شروع کنیم. پستی با این مضمون در اینستاگرام قرار دادم که قصد کمک به دانش‌آموزان نیازمند استانم را دارم و اینکه آیا کسی مایل به همکاری هست یا خیر. کمی بعد افرادی به دایرکتم آمدند و از من برای کمک شماره حساب خواستند و در عرض دو روز ده میلیون پول از بیست هزار فالوور جمع‌آوری شد.

این پول با اهدای مبالغ ناچیزی جمع‌آوری شد و با آن دو عدد کولر و یک آب‌سردکن برای یک مدرسه گرفتم و برای تعدادی دانش‌آموز وسایل مدرسه و لوازم‌التحریر تهیه کردم. در حال حاضر با همین سیستم سه هزار دانش‌آموز ازلحاظ تحصیلی تجهیز شده‌اند. هیچ برنامه قبلی و نقشه‌ای وجود نداشت و همه این وقایع کاملا ناگهانی و پشت سر هم اتفاق افتاد.

به اعتقاد شما چگونه از یک پیج ساده اینستاگرام به موقعیت کنونی رسیدید؟

توانایی عکاسی و موضوعات عکس‌ها دلیل اصلی بود زیرا به اعتقاد من، تنها عکس گویای نیازمندی این کودکان بود و زبانی پنهان برای بیان وضعیت آن‌ها داشت. من عکاسی آماتور هستم و با موبایل عکس می‌گیرم اما تا حدود زیادی در این زمینه استعداد ذاتی دارم.

تاکنون در این زمینه چه کارهایی انجام دادید و چه تعداد را در این طرح پوشش‌دهی کرده‌اید؟

تا به حال سی و سه مدرسه روستایی به همراه دانش‌آموزان‌شان تجهیز شده‌اند. ابتدا روستاهای زیر خط فقر و سپس مناطق مرفه‌تر را انتخاب می‌کنم. مثلا در یک مدرسه با جمعیت هشتاد دانش‌آموز به هفتاد نفر آن‌ها که بسیار نیازمندند کمک می‌کنم و سپس آن ده نفر باقیمانده را هم تجهیز می‌کنم. تا به حال 3000 دانش‌آموز تجهیز و به آن‌ها بسته آموزشی اهدا شده است. بسته‌های آموزشی یکسان نیست و به میزان فقر دانش‌آموزان بستگی دارد. مثلا بسته معمولی شامل لوازم‌التحریر و بسته آموزشی کامل علاوه بر این شامل کفش و لباس هم می‌شود و برای شناسایی افراد نیازمندتر با معلمان آن‌ها مشورت می‌کنم. برنامه کاری خود را مختص مدارس مقطع ابتدایی قرار دادم زیرا اعتقاد دارم که با دریافت وسایل آموزشی امکان ترک تحصیل دانش‌آموز کم و شور و اشتیاق باسواد شدن او بیشتر می‌شود. هفت مدرسه را هم با امکانات رفاهی همچون کولر و آب‌سردکن و ... تجهیز کردم.

دو سال در تماس مستقیم با این بچه‌ها بودید، به نظر شما مهمترین مشکلات دانش‌آموزان در مناطق محروم این استان چیست؟ پیشنهادی برای کمتر کردن این مشکلات دارید؟

سطح پایین دانش و آگاهی دبیران که بیشتر آن‌ها سرباز معلم یا دیپلم هستند یکی از مهمترین مشکلات است. کلاس درس با دمای هوای چهل، پنجاه درجه آب‌سردکن و کولر ندارد و بچه‌ها و معلم با این وضعیت توانایی ماندن در آنجا را ندارند و کلاس درس در عرض نیم ساعت برگزار می‌شود. در همین مدارس آب‌سردکن و کولر گازی و همه امکانات را نصب کردیم و در حال حاضر ساعت کلاس‌ها کامل شده است. کمبود فضا نیز دارند، مدارس ابتدایی اینجا همه دوشیفته‌اند و پسر و دختر با هم درس می‌خوانند و امکان جداسازی آن‌ها وجود ندارد.

قدری از برنامه‌های آتی خود بگویید. چه برنامه‌هایی برای پیشبرد بیشتر اهداف خود دارید؟

موسسه سفیر مهربانی منطقه آزاد چابهار فعالیت خود را صرفا به توزیع بسته‌های آموزشی بین افراد نیازمند محدود نمی‌کند. اساتید دانشگاهی برنامه جمع‌آوری کمک برای طرح آتی گروه را تنظیم و  تدوین کرده و بخشی از هزینه‌های آن را نیز تقبل کرده‌اند. طرحی با عنوان «اتاق مهربانی» را در دستور کار داریم، در این اتاق تعداد زیادی کامپیوتر قرار می‌دهیم و با استفاده از آن‌ها و از طریق اینترنت پرسرعت کلاس‌های آموزش مجازی برای دانش‌آموزان چندین مدرسه برگزار می‌کنیم. طرح به‌گونه‌ای است که در آن از فایل‌های درسی‌‌ای که معلم‌ها از تهران می‌فرستند، استفاده می‌شود و با کمک معلم حاضر در کلاس و فایل ارسال شده به دانش‌آموزان در این کلاس‌ها آموزش می‌دهیم. کلاس‌های پرورشی و تربیتی هم در این پروژه برای آن‌ها در نظر گرفته‌ایم. این اتاق‌ها خارج از مدارس و با اطلاع و نظارت مستقیم آموزش و پرورش شروع به فعالیت می‌کنند و با کمک مالی اساتیدی ساخته می‌شوند که به ما قول همکاری داده‌اند. منتظر شروع سال تحصیلی جدید و پایان طرح تجهیز و کمک‌رسانی به 1000 دانش‌آموز هستیم تا پروژه اتاق مهربانی را آغاز کنیم.

مشوق اصلی شما در این مسیر چه کسی بود؟

مشوق اصلی من در این مسیر پدرم بود. او رئیس شورای حل اختلاف و نماینده دادگستری و بزرگ و ریش‌سفید بخش بزرگی از روستای درگه در نود کیلومتری چابهار و روستاهای اطراف منطقه است و مدارس و مساجد زیادی را در این مناطق ساخته است. پدر همواره تلاش می‌کند که به حل مشکلات در این ناحیه کمک کند و من طی این سال‌ها کارهای او را برای مردم و اهالی دیده‌ام.

آیا قبلا هم فعالیت خیرخواهانه داشتید؟

خیر. قبل از این دو سال هیچ‌گونه فعالیت خیرخواهانه و قابل ذکری نداشتم و مشغول کشاورزی و مسائل کاری خود بودم.

گروه متشکل از چند عضو ثابت است و مهمترین مشکلاتش چیست؟

در تمامی مراحل حمل‌ونقل، بسته‌بندی و رساندن بسته‌های آموزشی به بچه‌ها نظارت و فعالیت دائم دارم و همه فعالیت‌ها در قالب نسبت خانوادگی و دوستانه انجام می‌گیرد. افراد غریبه تمایل کمتری به ملحق شدن به گروه دارند و بیشتر ترجیح می‌دهند که کمک‌های مادی یا معنوی خود را معطوف به حوزه‌های مذهبی کنند چراکه اعتقاد دارند مشکلات آموزشی مربوط به دولت است.

گروه اصلی متشکل از یازده نفر است که از این یازده نفر فقط من در منطقه حضور دارم و بقیه از تهران این پروژه را حمایت می‌کنند. چند نفر از آن‌ها روسای مدارس غیرانتفاعی در تهران هستند که به دانش‌آموزان خود برای جمع‌آموزی وسایل آموزشی دست‌دوم و قابل‌استفاده فراخوان می‌دهند.

خانم شایقی نیز دانشجویان خود را به کمک به این پروژه دعوت می‌کند و به کمک آن‌ها تبلیغات طرح را در سطح شهر پخش می‌کند. بیشتر اعضا در جمع‌آوری کالاها و هزینه‌ها همکاری دارند. خیری کارخانه‌دار داریم که وظیفه تهیه روپوش‌های مدرسه و مقنعه را برعهده گرفته و فقط به ازای هر مانتو پانزده هزار تومان از ما دریافت می‌کند. یک مشکل دیگر مسئله حمل‌ونقل است، ما برای انتقال بسته‌های آموزشی از تهران، شیراز و مناطق دیگر به بلوچستان مشکل داریم. مشکل نگهداری این مرسولات هم هست و در تهران مکانی برای نگهداری بسته‌های جمع‌آوری‌شده نداریم. خیرین مجبورند بسته‌ها را مستقیما به باربری تحویل دهند که به همین خاطر عده‌ای از آن‌ها منصرف می‌شوند. البته به‌تازگی مدیر سایت دونیت در ساختمان این سایت در تهران یک اتاق به‌منظور نگهداری و جمع‌آوری این بسته‌ها به گروه داده است.

آیا خیرین امکان تماس مستقیم با دانش‌آموزان نیازمند منطقه را دارند؟

خیر. یک نفر  از خیرین را هم ندیده‌ام و در شهر خودم صد تومان هم مبلغ دریافتی نداشته‌ام و خیرین تنها از طریق لینک در سایت رسمی دونیت، وابسته به وزارت کشور به این طرح کمک می‌کنند.

آیا علاوه بر جمع‌آوری وسایل آموزشی و لوازم‌التحریر دست‌دوم هزینه‌ای هم برای خرید وسایل نو در نظر گرفته شده است؟

قبلا مبالغ جمع‌آوری‌شده را تنها صرف تجهیز مدارس می‌کردیم اما اکنون کسری کالا را محاسبه و آن‌ها را تهیه می‌کنیم. الان نیز منتظر جمع‌آوری تمام مبلغ مورد نیاز برای تجهیز دانش‌آموزان در دوره دوم این طرح هستیم تا بعد اقدام به خرید وسایل کنیم.

خیرین چه انتظاراتی از خیریه شما دارند و آیا به نظر شما تا اینجای کار ارتباط خوبی بین گروه شما و این خیرین برقرار شده است؟

مهمترین انتظار خیرین رساندن کمک‌های آن‌ها به نیازمندترین افراد است. آن‌ها حس انسان‌دوستی خودشان را از این طریق به افراد نیازمند انتقال می‌دهند و به اعتقاد من هیچ‌گونه نیازی به قدرشناسی ندارند کما اینکه قدردان زحمات تک‌تک آن‌ها هستیم و وظیفه ما تنها جلب اعتماد آن‌هاست که سعی در انجام آن داریم. این افراد از حضور و کمک در این سیستم لذت می‌برند و گواه آن افزایش خیره‌کننده تعداد افراد شرکت‌کننده در پروژه اخیر است که تاکنون رقم آن به 400 نفر رسیده که با نام یا  ناشناس کمک کرده‌اند. این سایت را به‌منظور ایجاد حس اعتماد و ارتباط سازنده راه‌اندازی کرده‌ایم و عکس‌های زیادی را از روند فعالیت گروه در این سایت قرار می‌دهیم و در پایان دور دوم این طرح نیز عکس و فیلم این دانش‌آموزان و روستاهایی که آن‌ها را در این دوره پوشش داده‌ایم در این سایت گذاشته می‌شود.

آیا گروه در حال حاضر با سازمان خاصی همکاری می‌کند یا صرفا گروهی مردم‌نهاد است؟

تنها ارگان رسمی که تا به حال اعلام آمادگی و کمک کرده است منطقه آزاد چابهار است. قرار است مدیرعامل این منطقه آقای دکتر رحیم کردی برای مکان پروژه اتاق مهربانی یک اتاق و چندین کلاس آماده همراه با امکانات آموزشی را در اختیار ما بگذارند و من بابت اعلام آمادگی برای کمک به گروه  از ایشان تشکر ویژه دارم. او دو سال دورادور در حال رصد و پیگیری فعالیت  ما بوده و اکنون قول همکاری داده است.

شناسایی دانش‌آموزان تحت‌پوشش به چه شکلی صورت می‌گیرد؟

مردم این مناطق بیشترشان زیر خط فقرند و با مشاهده عینی می‌توان متوجه میزان فقر آن‌ها شد و نیازی به شیوه‌های مختلف برای شناسایی این دانش‌آموزان نیست. خودمان به تک‌تک مدارس مناطق محروم سرکشی کرده و مثلا سیصد بسته آموزشی را بین سه روستا تقسیم می‌کنیم. ما در داخل مدارس شهر چابهار فعالیتی نداریم و روستاهای دورافتاده بلوچستان را پوشش داده‌ایم. مدارس روستاهای چابهار، حومه چابهار،  بخش دشت یاری، نگور، باهوکلات، کنارک و نیک شهر تحت‌پوشش این طرح هستند.

اکنون 100 دانش‌آموز از بین این 3000 دانش‌آموزی که شناسایی شده‌اند واقعا زیرخط فقرند و هرساله به آن‌ها کمک می‌کنیم و تنهایشان نگذاشته‌ایم.

آیا در برنامه‌های آتی گروه جایگاهی برای سازمان آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است؟ این سازمان چگونه می‌تواند راهگشای فعالیت‌های این طرح باشد؟

سازمان آموزش و پرورش وظیفه‌ای در قبال تامین وسایل آموزشی و لوازم‌التحریر دانش‌آموزان ندارد و خودش هم با کمبود بودجه روبه‌رو است؛ اما در برنامه‌های آتی گروه این سازمان می‌تواند کلاس آموزشی در اختیارمان بگذارد که دیگر هزینه‌ای برای ساخت این اماکن نپردازیم یا تامین معلم را برعهده بگیرد. کمترین خواسته ما از این سازمان همکاری و نبود مشکل و مخالفت از سوی آن‌ها با این طرح  است. گاهی فرد خیری را برای تامین بعضی از لوازم موردنیاز مدارس پیدا می‌کنیم ولی به این دلیل که تامین این وسایل در بخشنامه‌های این سازمان به عهده خودشان است امکان استفاده از کمک مالی خیر را پیدا نمی‌کنیم و منع قانونی داریم.

آیا برنامه‌ای برای آموزش خانواده‌های این دانش‌آموزان دارید؟ به‌طور مثال، برگزاری کلاس‌هایی که لزوم تحصیل بچه‌ها را به آن‌ها یادآوری کند.

به‌شدت با مخالفت خانواده‌ها با تحصیل بچه‌ها مواجهیم و در خیلی از موارد کودکی که اکنون باید در مدرسه و در حال تحصیل باشد به‌اجبار خانواده و فقر ترک تحصیل‌ کرده و در مزرعه کشاورزی می‌کند. سعی داریم که در آینده برای خانواده‌ها کلاس‌هایی را به‌منظور آموزش یا یادآوری لزوم تحصیل برای کودکان برگزار کنیم. آن‌ها برای تشویق به شرکت در این کلاس‌ها باید از تامین هزینه تحصیلی دانش‌آموزان اطمینان حاصل کنند. چون بیشتر مخالفت‌ها به دلیل مشکلات مالی خانواده است و این خانواده‌ها بر این باورند که یادگیری کشاورزی به‌مراتب پرمنفعت‌تر از تحصیلات است. فقر فرهنگی هم تا حدی تاثیرگذار است و  مشکلات فرهنگی در این مناطق بیشتر معطوف به اعتقادات مذهبی است. به این منظور با علمای دینی سنی مذاکراتی انجام شده که در هنگام سخنرانی‌های مذهبی خود از اهمیت علم و دانش‌اندوزی بیشتر صحبت کنند و از احادیث و آیات قرآن به این منظور بهره ببرند و تاثیر این روش بر خانواده‌ها به‌مراتب از کلاس‌های آموزشی بیشتر است.

مهمترین دستاوردتان طی فعالیت‌های نیکوکارانه را چه می‌دانید؟

آرامش، فراغ بال و تمرکز دانش‌آموزان و معلمان بعد از تجهیز مدارس در کلاس، مهمترین دستاورد من است و با مشاهده گزارش عملکرد گروه و دیدن نتیجه کارهایم در مدارس حس بسیار خوبی پیدا می‌کنم.

اگر امکان دارد لذت‌بخش‌ترین خاطره سال‌های فعالیت خود را بگویید.

در طی این مدت یکی از مدرسه‌هایی که تجهیز کردم روستایی به نام کانال کش است که به همه دانش‌آموزان بسته‌های تحصیلی دادم. یک‌بار که با خانواده و ماشین شخصی در حال گذر از این روستا بودم، ناگهان متوجه تعداد زیادی پسر و دختر شدم که با پای پیاده به دنبال من می‌دویدند و سوت و جیغ می‌کشیدند و نامم را صدا می‌زدند. فوری پیاده شدم با آن‌ها احوالپرسی کردم و متوجه شدم که همگی آن‌ها دانش‌آموزان همان مدرسه هستند. به هر کدام مبلغی پول تو جیبی دادم. این یکی از لذت‌بخش‌ترین تصاویری است که در خاطرم باقی مانده است.

آرزو ضیایی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3