کد خبر : 445

هفته نامه "شهر امید" در بیست و چهارمین شماره خود نوشت:

خیریه«آبان»در شیراز لوازم‌التحریر، اقلامی مانند کفش و گرمکن را برای بچه‌های بی‌بضاعت و دانش‌ آموزان تهی‌دست فراهم می‌کند.

اگـر نـفع کـس در نـهاد تـو نیست

چنین گوهـر و سنگ خارا یکی است

محمدرضا جوانمردی و دوستانش در شهر فرهنگ‌پرور شیراز، این روزها بانی مجموعه اقدامات نیکی شده‌اند که باعث شده، عده‌ای از کودکان و دانش‌آموزان محروم در استان فارس خوشحال شوند. خیریه «آبان» این روزها به مدد شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کرده و هر روز داوطلبان جدیدی به این خیریه می‌پیوندند.

ایده اهدای لوازم‌التحریر به دانش‌آموزان مناطق محروم چگونه شکل گرفت؟

شکل‌گیری این ایده یک تصمیم یک‌روزه نبود که تصمیم بگیریم و کاری کنیم. پیش‌زمینه‌هایی داشت که موجب شد این کار را انجام دهیم. من و سه نفر از دوستانم فارغ از اینکه به چه بخشی از جامعه تعلق داریم بیشتر علاقه داشتیم و داریم که به بافت کهنه و قدیمی شهر شیراز برویم. هنگامی‌که به بافت قدیمی شیراز می‌رفتیم، می‌دیدیم که  چقدر صورت و چهره زندگی‌ها در جاهای مختلف شهر با هم متفاوت است و چقدر استعدادها در این مناطق تلف می‌شوند. همه این‌ها دلایلی شد که این کار خیریه را شروع کردیم و اکنون حدود ٩ ماهی هست که از فعالیت ما می‌گذرد. ابتدا با چهار نفر شروع کردیم ولی خوشبختانه هم‌اکنون حدود ٤٠ نفر در این کار مشارکت و همکاری دارند.

ایده کلی فعالیت شما چیست؟

خب ایده کلی این فعالیت حمایتی است و عقیده داریم که باید بیشتر از قشر ضعیف جامعه حمایت کرد. چه از طریق کارآفرینی، یا حتی کمک به تحصیل قشرهای ضعیف تا بتوانند خودشان به خودشان کمک کنند. چراکه کمک‌های نقدی و کالایی و صدقه تمام‌شدنی است ولی کمک به ارتقای سطح دانش و سطح کیفی قشر ضعیف جامعه می‌تواند به کل جامعه کمک کند. فعالیت‌هایی که تا به حال انجام شده هم سعی بر حمایتی بودن داشته است. برای مثال در ماه مهر حدود ٦٠ گرمکن، ٤٠ جفت کفش و اقلام آموزشی دیگر در اختیار یکی از مدارس محروم شهر شیراز قرار گرفت. نکته‌ای که به نظر ما دستورالعمل اخلاقی در زندگی است این آیه از قرآن است که می‌گوید: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوامِمَّا تُحِبُّونَ»، «به پاکی و کمال نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.» اگر فرهنگ انفاق در جامعه بسط و گسترش پیدا کند شاید بتوانیم مقداری از مشکلات همنوعان را رفع کنیم و واقعاً مشکلات خودمان هم رفع می‌شود. آرامشی که در کمک کردن به همنوع می‌توانیم به دست بیاوریم بسیار خوشایند است. فعالیت ما هنوز بسیار نوپا و جدید است، ما دوست داریم که بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شویم ولی هنوز بسیار زود است که هم بتوانیم اعتماد کسانی که قصد کمک کردن دارند را جلب کنیم و هم اینکه بتوانیم چتر فعالیت‌هایمان را در حوزه‌های مختلفی مثل زنان سرپرست خانوار و خیلی مسائل دیگر گسترش بدهیم.

ایده شما از طریق شبکه‌های اجتماعی در شهر شیراز گسترش پیدا کرده است. به نظر شما چقدر می‌توان از شبکه‌های اجتماعی در زمینه کارهای خیر استفاده کرد؟

متاسفانه فرهنگ استفاده‌های مثبت از اینگونه رسانه‌ها آنطور که باید و شاید بسط و گسترش پیدا نکرده که بتوان در راستای بهینه از آن‌ها بهره برد. ولی مجموعه ما درست است که اعضایش را از طریق شبکه روابط افراد جذب کرده، اما پل ارتباطی همه ما شبکه‌های اجتماعی است که اجازه می‌دهد اطلاع‌رسانی را به اعضایمان، انجام بدهیم. در خصوص فرهنگ‌سازی بیشتر نیز باید بگویم رسانه‌هایی که مخاطبان زیادی دارند، مخاطبان آن‌ها می‌توانند تاثیر به سزایی در این روند داشته باشند. چراکه در شبکه‌های اجتماعی فضای بی‌احترامی و بی‌اعتمادی بسیاری وجود دارد و جلب اعتماد و جلب مخاطب از طریق شبکه‌های اجتماعی کار را کمی مشکل کرده است.

ظاهرا خیریه شما انس و الفت ویژه‌ای با سعدی و حافظ دارد؟

ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که بزرگانی چون سعدی و حافظ در آن زیسته‌اند و این انسان‌ها می‌توانند الگوی ما باشند، به‌خصوص برای ما که در شیراز، خاک سعدی و خاک بزرگان هستیم. البته اعضای مجموعه ما از چندین نقطه ایران هستند. انسان‌های بزرگ همواره در اندیشه دیگرانند و دل در گرو خدمت به مردم می‌گذارند. سعدی شیرازی، از جمله این بزرگان است که هم خودش را به این صفت آراست و هم دیگران را به این خیر بزرگ فراخوانده است. وی که سال‌ها جهت کسب حکمت و تجربه، تلخی سفر را تحمل کرد و به تعبیر خودش، «تا دورترین نقاط جهان نیز به پیش رفت»، نخستین مسئله‌ای که پس از آن سفر پرمایه، ذهنش را به خود مشغول ساخت، خدمت به مردم بوده است تا برایشان تحفه‌هایی از علم و معنویت به ارمغان آرد و کام آنان را با سخنانی شیرین‌تر از قند حلاوت بخشد. چنان‌که خود، اینگونه سروده است:

 

دریـغ آمـدم ز آن همـه بـوسـتان      تهی‌دست رفـتن سـوی دوستـان

بـه دل گـفتم از مصـر، قـند آورم       بــرِ دوسـتــان ارمـغــانی بــرم

مرا گر تهی بود از آن قند، دسـت       سخن‌های شیرین‌تر از قند هست

نه قندی که مردم به‌صورت خورند      کــه اربـاب معنـی به کاغذ بـرند

اهتمام و عنایت سعدی به مردم، تا آنجاست که حاضر می‌شود، «چون عود، در آتش اندیشه بسوزد»، تا درنتیجه، عطر دلاویز خدمت را در میان آدمیان بپراکند و روحشان را بدین‌وسیله بنوازد:

سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود

خویشتـنِ سوخـته‌ام تا بـه جهـان بـو بـرود

به عقیده سعدی بنی‌آدم اعضای یکدیگر و از یک گوهرند، ازاین رو دردمندی بر غم و اندوه دیگران امری طبیعی است، زیرا آنگاه که عضوی از پیکر آدمی به درد می‌آید، برای عضوهای دیگر قراری نخواهد ماند و به تعبیر یکی از شاعران معاصر:

گیرم نشاط و شادی دنیا را یک سر به دامن دل من ریزند

آیا در آن زمان که بخندم شاد لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟

طفلی درون کلبه تنگی سرد با مادری گرسنه نمی‌لرزد؟

آخر کنار حسرت و رنج ای دوست فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟

آن اشک را چگونه نباید دید؟ وان ناله را چگونه توان نشنید؟

سعدی، آنانی را که در وجودشان روحیه سودمندی به حال دیگران به چشم نمی‌خورد، با سنگ خارا برابر می‌داند و به اعتقاد وی، در آهن و سنگ منافعی هست که در برخی از آدمیان خبری از آن نیست:

اگـر نـفع کس در نهاد تو نیست       چنین گوهر و سنگ خارا یکی است

غلط گفتم ای یار شایسته خوی       که نفعـست در آهـن و سنگ و روی

چنیـن آدمـی مـرده به ننـگ را       کـه بـر وی فضیـلت بـود سنـگ را

امیدوارم که همه بتوانیم انفاق کنیم نه تنها انفاق نقدی، انفاق علم و انفاق هرچیزی که خودمان دوست داریم. حتی انفاق محبت به عزیزانی که در خانه سالمندان چشم انتظار یک نفر هستند که حالشان را بپرسد و آن‌ها را خوشحال کند. امیدواریم که روحیه انفاق هر چه بیشتر و بیشتر در جامعه رواج پیدا کند.

فرهاد سامانی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3