کد خبر : 454

هفته نامه "شهر امید" در بیست و پنجمین شماره خود نوشت:

عمو میوه فروش مهربان: «میوه برای افراد نیازمند به‌صورت رایگان عرضه می‌شود، به حساب خداوند!»

مغازه‌اش را همه می‌شناسند. مهم نیست در شمال، جنوب، غرب یا شرق شهرک صنعتی باشید؛ به هرکسی بگویید، حتی اگر آدرسش را دقیق نداند مغازه‌اش را می‌شناسد، همه اهالی شهرک عموی میوه‌فروش مهربان را که دلی سخاوتمند دارد، می‌شناسند.

عمو علی با اینکه عنوان عمو را در کنار نام خود دارد و انتظار می‌رود مردی میانسال و جا افتاده باشد، اما جوان 32 ساله‌ای است که چندین سال است پیشه میوه‌فروشی آن هم با طعم سخاوت و بخشش را انتخاب کرده است.

نامش علی حلوی است و حدود هشت سالی هست که با نصب بنری از همه خواسته تا با لبخند وارد شوند، می‌گوید: «پدرم تکنسین دستگاه‌های مخابراتی در شهرک کاوه بود و برای کار به این شهرک صنعتی  که 12 کیلومتری شهر ساوه است آمدیم، اما پس از بازنشستگی و بنا به علاقه‌ای که به این منطقه داشت، مغازه‌ای برای کاسبی خریداری کرد و اینجا ماندگار شدیم و من نیز در کنار پدرم میوه‌فروشی را به‌عنوان شغل خودم انتخاب کردم.»

هر چه دارد از پدرش دارد و این عبارت را بارها و بارها در مصاحبه‌اش تکرار می‌کند و می‌گوید: «پدر همیشه به من می‌گفت اگر می‌خواهی در کسب و کارت موفق باشی نباید سفت و سخت باشی و از آنجایی که روزی هر فرد دست خداست و ارتباطی با بنده‌های خدا ندارد، باید با او معامله کرد. این وصیت پدر همیشه در گوشم بود.

تابلوی بزرگی در کنج مغازه‌اش نصب کرده و شروط و توصیه‌های خرید از مغازه‌اش را نوشته در بند اولش نوشته که همه مشتریان  باید با خنده وارد شوند و به ازای هر لبخند زیبایشان 5/16 درصد تخفیف می‌گیرند. در سومین بند شروط خرید از مغازه‌اش مشتریان را به پذیرایی دعوت کرده و نوشته: تا اجناس شما حاضر می‌شود همان‌طور که لبخند به لب دارید از خودتان پذیرایی کرده و میوه میل کنید.

حتی در بندهای بعدی ضمن آنکه حقوق مشتری را متذکر می‌شود نوشته است که احترام و خدمت به شما  وظیفه ماست و انتقاد سازنده است، پس از ما انتقاد کنید. پس از آن در بند بعدی که جنبه تشویقی دارد کودکانی را که همراه والدین برای خرید می‌آیند مدنظر قرار داده و نوشته است که اگر فرزند زیر ده سال شما آیه‌الکرسی یا یکی از دعاها مانند دعای سلامتی آقا امام زمان (عج) را از حفظ بخواند جایزه‌ای دریافت خواهد کرد و سرانجام با خطی درشت‌تر و با ماژیکی قرمز به‌طوری‌که نوشته از دور نیز قابل خوانش باشد نوشته: «میوه برای افراد نیازمند به‌صورت رایگان عرضه می‌شود، به حساب خداوند!»

از او در مورد دو دوتا چهار تای زندگی‌اش می‌پرسم و اینکه استقبال مردم از این نحوه خرید سبب بروز ضرر و زیان نمی‌شود؟ قدری تامل می‌کند و پس از آن کلماتش را محکم و با قدرت بیان می‌کند و می‌گوید: «همه‌چیز مادیات نیست، برای یک نفر مقدار پول مهم است و برای دیگری برکت پول! من هم از آن دسته افرادی هستم که برکت پول برایم بسیار مهم‌تر است. در زندگی‌ام افراد زیادی را دیده‌ام که پول زیادشان برکت نداشته و راه به جایی نبرده‌اند و برای من به شخصه مهم است که پولم برکت داشته باشد.»

می‌گوید: «من برکت این اقدام خودم را در زندگی به‌وفور دیده‌ام به‌گونه‌ای که گره از کارهای نشدنی زندگی من با برکت این اقدام نیک باز شده و حتی خودم نیز باورم نمی‌شد که چگونه مشکلات یکی پس از دیگری حل می‌شوند و 100 مطمئن هستم که تاثیر برکت و دعای خیر مردم و نیازمندانی که مشتری مغازه‌ام هستند سبب این موضوع شده است.»

آوازه  فعالیت خیر او از شهرک کاوه گذشته و به شهرهای اطراف هم رسیده است،  می‌گوید: «مردم زیادی از شهرها و روستاهای اطراف برای خرید میوه به مغازه‌ام می‌آیند که بیشترشان نیازمندانی هستند که برای تامین میوه ارزان یا رایگان به اینجا می‌آیند، حتی من از شهر ساوه که در 12 کیلومتری این شهرک قرار دارد مشتری دارم و حالا شما بگویید من چگونه می‌توانم امید فردی را که به امید تهیه میوه برای خانواده‌اش آمده ناامید کنم؟»

از او در مورد نحوه تشخیص افراد نیازمند واقعی از دیگران می‌پرسیم که می‌گوید: «از ظاهر افراد مشخص است که چه کسانی نیازمند هستند، درعین‌حال در شهر صنعتی کاوه چون محیط منطقه مسکونی کوچک است افراد نیازمند را شناسایی کرده و خودم برای آن‌ها میوه می‌برم

در مورد تخفیف 5/16 درصد به کسی که با لبخند وارد مغازه شود می‌پرسم و اینکه چندین راه در نظر گرفته تا مشتریان با تخفیف‌های بالا از مغازه‌اش خرید کنند و دست پر برگردند، که در جواب می‌گوید: «بر اساس مقررات سازمان تعزیرات می‌توانیم تا 20 درصد به مشتریانمان تخفیف بدهیم حالا من فقط کمی خلاقیت چاشنی کارم کرده و برایش بند و تبصره در نظر گرفته‌ام و مطئمن باشید اگر کسی با خنده و قهقهه وارد مغازه‌ام شود حتما تخفیف خوبی به او می‌دهم.»

 «یک‌بار یک مشتری به مغازه‌ام آمد و گفت شما نوشته‌اید وقتی وارد مغازه می‌شوید لبخند بزنید و تخفیف بگیرید ولی من وقتی وارد مغازه شدم و چهره اخمو و درهم شما را دیدم خنده خودم یادم رفت. شما که فروشنده هستید باید گشاده‌رو بوده و مدام لبخند بزنید تا مشتری هم لبخند بزند و  من هم با شنیدن این انتقاد قهقهه‌ بلندی سر دادم و یک دل سیر خندیدم و سعی کردم تا از دلش در بیاورم یک کیلو میوه رایگان هم به خاطر این انتقاد به او دادم.»

 

عموعلی از مشتریان کوچک مغازه‌اش می‌گوید که باید از کودکی با محبت، لبخند و گذشت آشنا شوند و ادامه می‌دهد: «به کودکان زیر ده سالی که اقدام به خواندن آیه‌الکرسی و دعای امام زمان (عج) ‌کنند، جایزه می‌دهیم و  انتخاب جایزه به خود فرد بستگی دارد، من آن‌ها را آزاد گذاشته‌ام. یک وقت می‌شود که از اجناس مغازه می‌خواهند و یک وقت جایزه‌ای می‌خواهند که من ندارم. مثلا یک کودک گفت من ماشین کنترلی می‌خواهم و من به پدرش گفتم برایش بخرد و بیاید پولش را از من بگیرد او هم رفت خرید و من هم مبلغ 65 هزار تومان بابتش پرداخت کردم!»

مهربانی کردن سن و سال، پول و درآمد نمی‌شناسد می‌توان ساده و سخاوتمندانه به مردم خدمت کرد و مطمئن بود که جایی همین نزدیکی‌ها خداوند بزرگ نظاره‌گر کارهای ماست.

مژگان انصاری

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3