کد خبر : 492

هفته نامه "شهر امید" در بیست و هشتمین شماره خود نوشت:

افراد بی‌خانمان به کسانی اطلاق می‌شود که به علت شرایط ویژه جسمی یا روانی یا اجتماعی، جایگاه و مسکن ثابت، درآمد و شغل مناسب ندارند.

دما منفی چند درجه زیر صفر باشد یا چند درجه بالای صفر برای خیلی‌ها فرقی ندارد. شیشه ماشینشان را بالا می‌کشند و بخاری یک درجه بیشتر. سرما و هوای زمستان برایشان یک شوخی است و این روزها هم که همه‌چیز حتی سرما سرگرمی شده است، سرما بهانه‌ای است برای عکس‌های سلفی یا یادگاری نوشتن روی بخار شیشه‌های ماشین‌هایی که تهران را به یک نمایشگاه بزرگ اتومبیل از نوع لوکسش تبدیل کرده‌اند.

برای «علی» و «مختار» اما خیلی فرق می‌کند که هوا چند درجه است. فرق بین زیر صفر و صفر و بالای صفرش را خوب می‌شناسند.  آن‌ها چندین و چند سال است که شب‌ها میهمان میدان تجریشند. چند صدمتر پایین‌تر از سر پله در تو رفتگی پارک کوچکی یک چادر کاغذی دارند که بعضی شب‌ها علمش می‌کنند و چند پتوی چروکیده و کبره بسته و کارتن‌های چند لایه ضخیمی که حکم زیرانداز را برایشان دارد. شب‌های سرد سال، وقتی آب در خیابان‌ها یخ می‌زند بعضی از محلی‌ها و ساکنان خانه‌های کناری برایشان غذای گرم و لباس گرم می‌آورند: «خدا خیرشان بدهد. ما که انتظار نداریم اما همین‌که زنگ نمی‌زنند بیایند ما را ببرند برایمان کافی است. پارسال گوشه پارکی در شریعتی خوابیده بودم گروهی از اهالی یک ساختمان با چماق و لگد بیدارم کردند که اینجا چه غلطی می‌کنی محله ما را به گند کشیدی...»

نگاه خیلی‌ها به کارتن‌خواب‌های بی‌جا و مکان و افراد بی‌خانمان در تهران همینقدر غیرمسئولانه و نامهربانانه است. نگاهی از سر تحقیر که از میانه آن نفرت و خشم شعله می‌کشد و نگاه شماری دیگر هم از شهر مهربانی است. همان‌ها که در آغاز فصل سرما کت و کاپشن‌هایشان را روی دیوار مهربانی می‌زنند و از بین کفش‌هایشان یکی از آن نیم چکمه‌های عاج‌دار را کنار دیوار جا می‌گذارند تا شاید لباس و پاپوشی شوند بر تن و پاهای آن‌ها که نیاز دارند. این همان مسئولیت اجتماعی است که نباید صرفا به برنامه‌ریزی سازمان‌های دولتی و عمومی یا فعالیت خیریه‌ها محدود شود در واقع مسئولیتی است که بر دوش تک‌تک افراد جامعه است.

هنوز روزهای برفی آذرماه 13 سال پیش را از یاد نبرده‌ایم؛ روزی که مرگ 40 کارتن‌خواب در سرمای استخوان‌سوز پایتخت تیتر رسانه‌ها شد. اگرچه این خبر با تکذیب برخی نهادها روبه‌رو شد اما زنگ‌های خطر را به صدا درآورد و کارتن‌خوابی به‌عنوان معضل جدی اجتماعی مورد توجه مردم و مسئولان قرار گرفت؛ موضوعی که زمینه تاسیس گرمخانه‌ها را در تهران فراهم کرد. اگرچه بعد از تاسیس گرمخانه‌ها خبر مرگ دسته‌جمعی کارتن‌خواب‌ها دیگر به گوش نرسید و به چند مورد در هر زمستان کاهش یافت که آن هم امسال تا این لحظه گزارش نشده است اما باز هم کارتن‌خواب‌هایی هستند که سرمای زمستان را تاب نمی‌آورند، همان‌ها که همچنان گوشه خیابان را برای خواب انتخاب می‌کنند و جانشان را کف دست سرما می‌گذارند.

تهران حدود 15 هزار معتاد متجاهر دارد. افرادی که سرپناهی ندارند جز گرمخانه‌هایی که شهرداری تهران برای آن‌ها فراهم آورده است. این شب‌ها که دمای هوای تهران به منفی 8 درجه رسیده است، با وجود آماده‌سازی گرمخانه‌های شهرداری در مناطق مختلف شهر تهران، باز هم تعدادی از آدم‌های بی‌جا و مکان شب را در دمای منفی چند درجه سپری می‌کنند.

معاون اجتماعی شهرداری منطقه 15 شهر تهران با اشاره به افزایش مراجعات کارتن‌خواب‌های پایتخت به گرمخانه خاوران، می‌گوید: با سرد شدن هوای تهران شاهد مراجعه فزاینده کارتن‌خواب‌ها به گرمخانه خاوران بوده‌ایم به‌گونه‌ای که در هفته‌های گذشته هر شب دست‌کم 750 کارتن‌خواب و بیشتر در گرمخانه خاوران ساماندهی شدند و این در حالی است که تا قبل از سرد شدن هوا تنها شاهد مراجعه 400کارتن‌خواب به این مرکز بودیم.

 

گرمخانه‌ها با آغاز فصل سرما و تنها در شرایط خاص به صورت ۲۴ ساعته پذیرای افراد بی‌خانمان هستند و در موقعیت‌های ویژه محدودیت زمانی برای ورود متقاضیان اقامت در این مراکز وجود ندارد. فعالیت گرمخانه‌ها شبانه است و افراد بی‌خانمان را از سر شب تا دم صبح پذیرش می‌کنند، اما اگر یخبندان یا بارش شدیدی رخ دهد، گرمخانه‌ها در آن ایام شبانه‌روزی می‌شوند.

به گفته قدیمی در این مراکز تاکنون فقط خدماتی از قبیل شام، صبحانه، استحمام، جای خواب و مددکاری ارائه می‌شد، ‌اما از امسال فعالیت مددکاری قوی‌تر و به شکل فردی ارائه می‌شود. به گفته او مددکاران در این مراکز در تلاشند که افراد کارتن‌خواب را به شکل خودمعرف به مراکز ترک اعتیاد معرفی کنند. این افراد هم بعد از شناسایی به یکی از مددسراها با ظرفیت ۵۰نفر که افراد سالم و غیرمعتاد در آنجا حضور دارند ارجاع می‌شوند. در واقع برای گروه‌های در معرض خطر با اجرای اقدامات پیشگیرانه از زمینه ابتلای آن‌ها به معضل اعتیاد جلوگیری می‌شود.

از دیدگاه جامعه‌شناختی، کارتن‌خوابی نتیجه برخی از معضلات و ناهنجاری‌های اجتماعی است که در نگاه اول آنچه همگان با آن هم‌عقیده‌اند این است که ایجاد و شکل‌گیری این پدیده هرچند خارج از اراده کنترل‌کنندگان اجتماع است اما اتخاذ تدابیری برای حل آن به‌طور قطع یکی از وظایف آنان است. آنچه با عنوان پدیده کارتن‌خوابی در کشور، از آن نام برده می‌شود چیزی نیست جز پدیدهِ گسترده‌تری که پیش از این تحت عنوان افراد بی‌خانمان یا ولگرد در سراسر جهان شناخته شده است و در ابعاد مختلف پزشکی، جامعه‌شناختی و قانونی قابل بررسی است. از بعد قانونی افراد بی‌خانمان به کسانی اطلاق می‌شوند که به علت شرایط ویژه جسمی یا روانی یا اجتماعی، جایگاه و مسکن ثابت، درآمد و شغل مناسب ندارند. آن‌ها حتی از حمایت‌های اجتماعی و حمایت‌های خانواده نیز برخوردار نیستند.

گرچه تعدادی از کارتن‌خواب‌ها را افراد طرد شده از جامعه چون معتادانی تشکیل می‌دهند که به بیماری‌های عفونی چون ایدز و هپاتیت نیز مبتلا هستند، ولی این نکته به خودی خود نمی‌تواند دلیل موجهی برای بیرون راندن این طیف از زندگی عمومی شهروندی باشد. تعداد دیگری از این‌ها کسانی هستند که در اثر شکست‌های عاطفی یا ابتلا به بیماری‌های روانی، در نبود حمایت‌های اجتماعی و ناآگاهی‌ها در مواجهه با این افراد، به پایین‌ترین سطح هرم اجتماعی سقوط کرده و به دوره‌گردی، خیابان‌گردی و کارتن‌خوابی روی آورده‌اند. دسته سوم معدود سالمندان فاقد خانواده یا طرد شده از خانواده هستند که به صورت درویش‌مآبانه در کوچه و خیابان‌ها گذران عمر می‌کنند. دختران و زنانی که به هر دلیل از خانه فرار می‌کنند و به‌ناچار شب‌ها را در پارک‌ها سپری می‌کنند، در دسته چهارم کارتن‌خواب‌ها جای می‌گیرند. دسته پنجم جوانانی هستند که مجبور شده یا ترجیح داده‌اند کانون گرم خانواده را رها کنند و به خیابان‌گردی روی آورند. دسته ششم نیز مهاجران خارجی و بی‌سرپناهانی هستند که بیشتر به کار تکدی‌گری، کف‌زنی، سرقت و سایر بزهکاری‌های اجتماعی اشتغال دارند. تقسیم‌بندی که دکتر افشاری به‌عنوان یک جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی از کارتن‌خواب‌ها ارائه می‌دهد شاید در نگاه اول، حکایت از تسری این پدیده و آسیب اجتماعی به لایه‌های مختلف اجتماع داشته باشد، ولی آنچه اهمیت دارد تفاوت در نحوه برخورد با هریک از این گروه‌ها با توجه به تنوع عللی است که آنان را به خیابان‌ها کشانده است.

 

انوشیروان محسنی‌بندپی گفته است: امسال بودجه تسهیلات اشتغالزایی معتادان را در بهزیستی سه برابر کردیم و علاوه بر آن با انعقاد تفاهمنامه با سازمان فنی و حرفه‌ای در جهت حرفه‌آموزی این افراد تلاش می‌کنیم. او امیدوار است که سازمان‌های مردم‌نهاد و‌NGOها بتوانند اعتماد و مشارکت این افراد را جلب کنند چراکه ورود بهزیستی و نیروی انتظامی تا حدی برای این افراد بازدارنده است.

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3