کد خبر : 517

هفته نامه "شهر امید" در سی امین شماره خود نوشت:

زنان واقف که با نگاهی اجتماعی به وقف از دارایی‌های خود دست می‌گشادند نه تنها انگیزه آبادانی مملکت، که، انگیزه‌ها و اهدافی آموزشی و تعلیمی هم داشتند.

«زنان ثروتمند عصر صفوی در کارهای خیر و عام‌المنفعه از مردان دست‌ودل‌بازتر بودند، به طوری که بسیاری از کاروانسراها و ساختمانهای عام‌المنفعه از صدقات زنان که معمولا فقیرتر از مردان بودند، ساخته می‌شد.» این روایت که از زبان فیگوئرا سفیر اسپانیا در ایران عصر صفوی بیان شده است تا اندازه‌ای به نقش زنان در تاریخ وقف عصر صوفیه پرتو می‌افکند؛ پرتویی که زیر چتر آن می‌توان زنانی نیکوکار و واقف را دید که با قلبی مالامال از عشق خدمت به مردم، یادی از خود برجای گذاشته‌اند. نام این‌ها در تاریخ‌های رسمی نیست و چهره زن را زیر سایه حوادث دیگر که بر دست مردان انجام گرفته است، غبارآلود و مبهم نشان می‌دهد. سخن فیگوئرا گرچه تا اندازه‌ای اغراق‌آمیز به شمار می‌آید، بر اهمیت نقش زنان در انجام آیین وقف و کارهای عام‌المنفعه اما مهر تایید می‌زند. این اهمیت، افزون بر شور و شوق مذهبی و اخروی، با مهر و عطوفت زنانه آمیخته بود و خواست قلبی آنان را در خدمت به جامعه پاسخ می‌داد؛ نیز آرمان عدالت و رفاه اجتماعی را اندازه‌ای برمی‌آورد.

یک نام ناشناخته و دنیایی از نکویی

سندهایی تاریخی در برخی بایگانی‌های اسنادی وجود دارد که نشان‌دهنده اندیشه‌های نکویی و اقدامات انسان‌دوستانه زنان و مردانی است که تنها نامی و سرانجامی نیک می‌جسته‌اند؛ واقفانی که هرچند نام‌شان پرآوازه نشد، اما آثار نکویی‌شان تا این جهان برپا است، در فرهنگ ایران برجای می‌ماند. سندهای یادشده، وقف‌نامه‌های افرادی گمنام را نشان می‌دهند که همه دارایی‌هایشان را، هرچند کوچک و اندک، بر جامعه خویش در دوره‌های گوناگون وقف کرده‌اند تا از خود سودی به دیگران برسانند. این واقفان، حاملان آیین نکویی در فرهنگ و تاریخ ایرانند. برخلاف بسیاری از واقفان بزرگ، از این‌ها نامی چندان نمانده است؛ اگر هم مانده، پرآوازه نشده است؛ تنها یک نام ... مثلا فاطمه خانم یا ام سلمه ... که زمینی یا قناتی را وقف کرده‌اند تا برای خود از دیگران دعا بخواهند. اینان پرچم‌داران و سلسله‌جنبانان نکوکاری در فرهنگ ایران به شمار می‌آیند.

نقش زنان در دوره‌های گوناگون تاریخ ایران در اجرای سنت وقف قابل توجه است. همراهی و همیاری زنان در کنار مردان در زمینه وقف، نشانی روشن از اجرای عدالت اجتماعی و رفاهی همگانی دارد که در بسیاری از دوره‌های تاریخ ایران وجود داشته است. بازخوانی سندهای وقف‌نامه‌ای در برخی نهادهای بزرگ وقفی در ایران می‌تواند بیانگر فعالیت‌های نیک‌خواهانه و عام‌المنفعه زنانی در تاریخ ایران باشد که نه تنها نام و جاه نمی‌جسته‌اند، که، یاریگری برای هم‌میهنان‌شان را در اندیشه داشته‌اند. به عنوان مثال تاکنون بیش از 80 مورد وقف‌نامه مشتمل بر 65 رقبه از بانوان در دفترهای موقوفات آستان قدس رضوی به ثبت رسیده است. بزرگ‌ترین موقوفه‌ای که تاکنون توسط بانوان بر آستان قدس رضوی وقف شده، موقوفه خیرالنساء خانم بوده که در سال 1255 قمری وقف شده است. این بانوی نیک‌اندیش در وقف‌نامه خود املاک و رقباتی را در کرمان و شهر بابک بر بارگاه رضوی وقف کرده است.

دارا و ندار؛ همه، زنانی واقف

زنان واقف در بیشتر دوره‌های تاریخ، هم از خانواده‌های ثروتمند و درباری بودند که با نگاهی اجتماعی به وقف دارایی‌های خود دست می‌گشادند، هم در زمره طبقات متوسط و پایین جامعه بودند که اندک دارایی‌شان را پس از مرگ در راه خدمت به جامعه وقف می‌کردند. آنان نه تنها انگیزه آبادانی مملکت، که، انگیزه‌ها و اهدافی آموزشی و تعلیمی هم داشتند. در پی همین نگاه است که مدرسه و کتاب هم در زمره موقوفات قرار می‌گیرند. بنای کاروانسرا برای اقامت مسافران و مردم در جاده‌ها از مهم‌ترین وقف‌های زنان به ویژه در دوره‌هایی همچون صفوی و قاجار است. در مواردی، حمام، قهوه‌خانه، بازار و باغ را اجاره می‌دادند و پس از ساخت و وقف مدرسه‌ای، اجاره آن رقبات را برای مخارج مدرسه وقف می‌کردند. زنان برای تضمین کارکرد وقف‌شان لعنت‌نامه‌ای را به موقوفه ضمیمه می‌کردند تا از آسیب و دست‌درازی متجاوزان در امان بماند و همچنان منظور رفاه مردم رعایت شود. زنان ثروتمند افزون بر این، گاه برای آنکه در برابر صدمه و تجاوز دیوانیان حکومتی به املاک خود مصونیت ایجاد کنند، آن‌ها را وقف می‌کردند. این مهم می‌توانست راه آن‌ها را برای دخالت در امور مذهبی و سپس امور سیاسی هموار کند.

وقف فراگیر زنانه

فراگیر شدن وقف برای بهره‌ بردن همگان، تا بدان اندازه در برخی دوره‌های تاریخ ایران پیش می‌رفت که زنان در این امر بر یکدیگر پیشی می‌گرفتند. به عنوان نمونه در دوره صفوی، آنان برای خدمت‌گزاری و ایجاد رفاه همگانی و نیز البته دست‌یابی به اجر اخروی، حتی با وقف یک سنگاب هم در امور خیر سهیم می‌شدند. شامیر، نام بانویی است که در سال 1049 قمری سنگابی را در صحن امامزاده اسماعیل اصفهان، امروزه در خیابان هاتف، وقف کرده است. از این بانو تنها همین یک مورد وقف به یادگار مانده است. از این مساله می‌توان نتیجه گرفت زنانی چون شامیر بانو که چندان مرفه و ثروتمند نبوده‌اند، می‌کوشیدند خود را در امر خیر شریک کنند. نام این زنان به دلایلی چون دوری از دستگاه سلطنتی و دربار، حضور نیافتن در روایت رسمی تاریخ‌نگاران از تاریخ و نیز بزرگ نبودن کار خیرشان، رنگ و لعابی در روایت‌های تاریخی ندارد؛ با این همه بی‌شک افرادی که در آن روزگار از  وضع مطلوب اقتصادی برخوردار نبودند از امکانات اینگونه تاسیسات عام‌المنفعه بهره می‌بردند. این شرایط، زندگی سخت را بر آنان آسان‌تر می‌کرد و نیت واقفان را برای ایجاد رفاه همگانی تا اندازه‌ای محقق می‌ساخت.

موقوفاتی که بدان‌ها اشاره شد، مشتی نمونه خروار، از آنچه‌اند که زنان نیک‌اندیش و نیکوکار در تاریخ کرده‌اند. نقش زنان واقف تا به امروز نیز قابل ملاحظه است. اینان نام خود را در اسناد وقفی ثبت کرده و در یادها مانده‌اند. یک ششم اسناد وقفی موجود در اداره اوقاف اصفهان، به زنان تعلق دارد؛ زنانی نیکوکار  که در دوره صفوی و پس از آن، نیت خیر خود را با گونه‌ای نگرش زنانه و عاطفی درآمیخته و به وقف خود ویژگی‌هایی درخور توجه بخشیده‌اند.

مژگان جعفری/ روزنامه‌نگار

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3