کد خبر : 522

هفته نامه "شهر امید" در سی امین شماره خود نوشت:

امیر محمدیان از زمان آشنایی خود با «جامعه یاوری»، همیار و همراه این کودکان شده به این امید که نقشی در تحقق رویاهای دست نیافتی آنها داشته باشد.

گفت‌وگوی «شهر امید» با «امیر محمدیان» نیکوکار مدرسه‌ساز «جامعه یاوری» را در ادامه به تفصیل می‌خوانید:

 

لطفا مختصری از خودتان برایمان بگویید.

امیر محمدیان و متولد 1323 هستم. لیسانس مهندسی تاسیسات از یکی از دانشگاه‌های انگلیس دارم و مدت سی و هشت سال در زمینه تاسیسات، فعالیت صنعتی داشتم و در حال حاضر خودم را بازنشسته کرده‌ام.

قدری از اقداماتتان در جامعه یاوری برایمان بگویید.

مهندس حسن ماهوتچیان، یکی از بنیان‌گذاران جامعه یاوری از دوست دوران کودکی من است و با آقای کاشانی یکی دیگر از بنیان‌گذاران جامعه یاوری هم از طریق فضای کاری‌ام آشنا شدم. آن‌ها موضوع مدرسه‌سازی را مطرح و مرا به این کار تشویق کردند و اولین مدرسه را شش سال پیش در روستایی در بندرعباس ساختم، اما وقتی برخورد اهالی و بچه‌هایشان را با خودمان دیدم به‌قدری انرژی مثبت به من منتقل شد که تصمیم گرفتم حداقل سالی یک مدرسه بسازم. تاکنون پنج مدرسه ساخته‌ام و اسم آن‌ها را «نگار» گذاشته‌ام. دلیل انتخاب این اسم هم فوت فرزند کوچک و یکساله‌ام به نام نگار بود که در زمان جنگ تحمیلی بیمار شد و به دلیل کمبود امکانات نتوانستیم او را درمان کنیم و فوت کرد. پسرم نام او را برای مدارس پیشنهاد کرد و من نیز از پیشنهادش استقبال کردم. بعد از ساخت اولین مدرسه باجناقم که ساکن خارج از کشور است وقتی از این کار مطلع شد با من تماس گرفت و من نیز طی آن تماس تلفنی از محاسن بسیار این فعالیت برای او گفتم. او نیز از من خواست که مدرسه‌ای برایش بسازم و گفت که مخارج ساخت آن را تامین می‌کند. مدرسه‌ای در سبزوار به نام ایشان ساختم.

انگیزه شما از ورود به فعالیت‌های خیرخواهانه چه بود و چه هدفی را از آن دنبال می‌کردید؟

میراث اخلاقی که پدر و مادرم برای من و خواهرم به‌جا گذاشته‌اند همین اخلاق احسان و نیکوکاری و حس نوع‌دوستی و انسان‌دوستی است. اجدادم به مدت صد و پانزده سال صاحب کارخانه آرد ایران در شهر ری بودند و در زمانی که مدیریت این کارخانه به پدرم رسید هیچ‌یک از کارگران و کارمندان کارخانه پدر من مستاجر نبودند. او به همه آن‌ها زمین می‌داد، خانه سازمانی برایشان می‌ساخت. هزینه درمانی بیماران در بیمارستان‌ها را پرداخت می‌کرد و چون فردی مذهبی بود به مساجد و پیش‌نمازها هم کمک می‌کرد. مادرم هم بسیار مومن  و به‌نوعی مشوق او در انجام این امور به حساب می‌آمد. به‌طور ذاتی فردی دل‌رحم و مهربان هستم و طاقت دیدن غصه، غم و رنج دیگران را ندارم و از احسان و نیکوکاری بسیار لذت می‌برم. اینکه بتوانم تا حد توانم دست نیازمندی را بگیرم و یاری‌رسان او باشم مرا بسیار خوشحال می‌کند. شاید همواره شریک شادی‌های مردم نباشم ولی شریک و غمخوار غم‌هایشان هستم.

آیا انجام کار خیر را باید مسکوت گذاشت و صحبتی از انجام آن نکرد یا باید آن را تبلیغ کرد؟

گاهی شما شخصا و خارج از هیچ سازمان و نهادی به فردی نیازمند یا مریض کمک می‌کنید که به نظرم در این صورت اصلا نباید حرفی از این کمک به میان بیاورید چون با این کار عزت‌نفس فرد نیازمند را خدشه‌دار می‌کنید. ولی در غیر این صورت اگر از طریق یک سازمان این کار را انجام می‌دهید بهتر است که آشکار شود. مثلا هنگامی‌که برای افتتاح مدرسه‌ای به شهرستان رفته بودیم از ما فیلم‌برداری کردند و بعد این فیلم را در اختیار همه ما قرار دادند و من آن را در جمع خانوادگی خود به نمایش گذاشتم. همان لحظه خانمم که از دیدن این فیلم بسیار متاثر شده بود گفت که قصد دارد مدرسه‌ای را به نام پدرش بسازد یا باجناقم گفت که من هم قصد دارم مدرسه‌ای بسازم. این نوع تبلیغ ایرادی ندارد و باعث می‌شوید که افراد دیگری را هم به این کار تشویق کنید و بسیار هم پسندیده است و جنبه آموزشی دارد. همین فیلم از شبکه سه صدا و سیما هم پخش شد و قطعا عده‌ای را مشتاق مدرسه‌سازی در مناطق محروم کرد. یکی از دوستانم در سفری برای افتتاح مدرسه‌ای در قشم همراه من بود و طی همان سفر برای همکاری اعلام آمادگی کرد.

تعریف شما از کار خیر چیست و فرد نیکوکار چه ویژگی‌های اخلاقی دارد؟

 نیکوکاری به مناعت طبع و عزت‌نفس افراد بستگی دارد و این دو ویژگی در هیچ ‌کسی به یک مقدار نیست. مثلا آبدارچی‌ داشتم که در تجریش با ماشینی تصادف کرد ولی دیه درمانش را قبول نکرد. اما در مقابل افرادی هم هستند که به عمد خود را جلوی خودرو مردم می‌اندازند تا از آن‌ها دیه بگیرند.

اگر تسلط کافی بر افراد ثروتمندی که کار خیر انجام نمی‌دهند داشتید به آن‌ها چه می‌گفتید و چگونه آن‌ها را به انجام کار خیر مجاب می‌کردید؟

تجاربم در هم‌صحبتی با این افراد به من ثابت کرده که این افراد توجیه ناپذیرند و هیچ دلیلی آن‌ها را مجاب به انجام کار خیر نمی‌کند. گاهی اوقات این افراد به دیگران که هیچ، به خود هم رحم نمی‌کنند.

فرهنگ نیکوکاری را در ایران چگونه می‌بینید؟

افراد زیادی در ایران نیکوکار هستند و به موسسات خیریه گوناگونی کمک می‌کنند. به‌طور مثال به خیلی‌ از افراد پیشنهاد کمک به جامعه یاوری را داده‌ام ولی بیشترشان گفتند که در حال حاضر به موسسات خیریه دیگری کمک می‌کنند.

امروزه خیلی از افراد وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرند که امکان ریسک را برای آن‌ها به همراه دارد فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند.  البته در کنارش نیکوکارانی هم هستند که اینقدر به پنهانی انجام شدن کار خیر خود تاکید دارند که به یک مصاحبه ساده با یک نشریه یا روزنامه هم تن نمی‌دهند.

خاطره مشخصی از استقبال مردم مناطق محروم دارید که در ذهنتان به یادگار مانده باشد؟

من از همه سفرهایی که برای افتتاح مدرسه به مناطق محروم می‌رویم لذت می‌برم. مثلا یکی از اهالی منطقه زاهدان برای پذیرایی از ما سفره‌ای رنگارنگ انداخت و از تنها دارایی‌اش مایه گذاشت. صاحب چادر کل دارایی زندگی‌اش سه بز بود که یکی را کشت و با آن از ما پذیرایی کرد. می‌دانستیم بضاعت مالی فراوانی ندارد و خیلی در مضیقه است. همه افراد حاضر بر سر سفره سنی بودند و مبلغان مذهبی آن‌ها هم حضور داشتند، همه با هم سر یک سفره نشسته بودیم و با ما درددل می‌کردند و از عدم رسیدگی به مناطق محل سکونتشان گلایه داشتند. با بچه‌هایشان بازی می‌کردیم و حرف می‌زدیم و از ما امضا می‌خواستند برای آن‌ها کادوهای کوچک و ارزان‌قیمتی خریده بودیم که وقتی به آن‌ها دادیم، در مقابل با چهره شاد و سرخوش آن‌ها مواجه شدیم.

 مهم‌ترین دستاورد خودتان را از سال‌ها فعالیت نیکوکارانه چه می‌دانید؟

انرژی مثبتی که از این فعالیت‌ها و مردم گرفتم برای من بهترین احساس را به ارمغان آورده است. من کار دولتی انجام نمی‌دهم که در ازای کار خیرم به من منصب بالاتری بدهند، ارج و قربم بالاتر رود یا با انجام این کارها به دیگران فخر بفروشم و ریا و تظاهر کنم. آرامش، انرژی مثبت و لذتی را که از دیدن شادی بچه‌های مناطق محروم پشت نیمکت مدارس ساخته شده می‌برم، مهم‌ترین دستاورد زندگی خودم می‌دانم.

آرزو ضیایی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3