کد خبر : 530

هفته نامه "شهر امید" در سی و یکمین شماره خود نوشت:

شیخ امین‌الدین بلیانی از عارفان واقف در عصر ایلخانان مغول معتقد بود که وقف، دل کندن از مال دنیا در هنگام زندگی، نشانی از وقف و نیکوکاری درست است.

بخشی از انجام آیین وقف در تاریخ ایران همواره بر دوش ثروتمندان بوده است؛ آنان که مالی داشتند و می‌توانستند ببخشند، بر اساس اندیشه دیرینه وقف در ایران و در نظر گرفتن نیاز جامعه و مردم خویش، تاسیساتی وقف می‌کردند تا مردم دیگر به ویژه نیازمندان و تنگ‌دستان بتوانند از آن‌ها بهره بگیرند. سنت وقف اما تنها به کوشش اینان منحصر نبوده است. تاریخ ایران از واقفانی روایت کرده است که هیچگاه در زمره «دِرم‌داران» نبوده‌اند اما نیت پاک و اندیشه زلال‌شان را در خدمت مردم به کار می‌بسته‌اند. عارفان و زاهدان، در این دسته از واقفان جای می‌گیرند. وقف به همان اندازه که به کوشش‌های ثروتمندان در تاریخ ایران وابسته بوده، به این‌ها نیز وامدار است.

برخی عارفان و زاهدان در تاریخ ایران با سخن و قلم خود از سنت وقف پاسداری کرده‌اند؛ حرکتی که از وقف‌های ثروتمندان کم نبوده است. شیخ نجم‌الدین رازی از عارفان سده‌های ششم و هفتم هجری در کتاب «مرصاد العباد» از وقف و فضیلت آن سخن رانده و نکته‌هایی درباره حفظ وقف نیز آورده است. نجم‌الدین رازی، وقف و زنده داشتن آن را از وظایف پادشاهان می‌داند. او در واقع سازمان‌دهی این نهاد را به دست پادشاه زمانه سپرده، به او سفارش می‌کند ناظران و رایزنان نیک بر کار وقف بگمارد. به اعتقاد وی، پادشاه همچنین در این امر باید از خدعه و نیرنگ دیگران در صرف مال وقف جلوگیری کند و هر آنچه صاحب وقف تعیین و بدان وصیت کرده است، مورد نظر قرار دهد. از نگاه این عارف پرآوازه، از دیگر مسئولیت‌های پادشاه آن است که بر کار وقف و میراث و خیرات، فردی امین، متدین و منصف تعیین کند تا کار وقف با عمارت و آبادانی همراه و شر جاهلان و ستمگران از تجاوز به وقفیات دور شود.

بسیاری از عارفان در تاریخ ایران با پیروی از اندیشه و نگرش عارفانه به زندگی دنیوی، اموال خود را در راه بهره‌گیری بندگان وقف می‌کرده‌اند. تاریخ ایران، روایت‌هایی بسیار از وقف‌ها و موقوفات این دسته از نیک‌اندیشان به امروز رسانده است. عارفانی در این میانه از دیگران آوازه‌ای بیشتر دارند و دسته‌ای از آن‌ها نیز ناشناخته‌اند.

 

شیخ امین‌الدین بلیانی از جمله عارفان نیک‌اندیش و واقف در عصر ایلخانان مغول به شمار می‌آید که کمتر از او نام برده‌اند. این زاهد و عارف، در کازرون پای به جهان گذاشت. روایت شده است که حافظ، شاعر بزرگ تاریخ ایران، در جوانی در زمره مریدان او بوده است. پدر امین‌الدین، زاهدی معروف و اهل خانقاه بود. او پس از مرگ پدر بر جایش نشست. زهد شیخ امین‌الدین همچون پدر، مانند زاهدان سده‌های نخستین اسلامی بود. وی با نفس در ستیز و کم‌خور و کم‌خواب بود و نماز بسیار برپامی‌داشت. او در کنار این زهد از وضع مردم روزگارش ناآگاه نبود، با آن‌ها دیدار می‌کرد و گاه برای گشودن گره از مشکل‌هایشان نزد حاکمان زمانه می‌رفت. این عارف دوستدار مردم، برای آموزش و بهداشت مردم و پناه‌ دادن به مسافران و غریبان مکان‌هایی ساخته بود. شیخ امین‌الدین برآن بود که وقف دارایی و دل کندن از مال دنیا در هنگام زندگی، نشانی از وقف و نیکوکاری درست است، نه آن وقفی که پس از مرگ انجام می‌شود و شاید به گونه‌ای نشان آن داشته باشد که واقف در زمان زندگی تاب و توان دل کندن از وابستگی‌های دنیوی را نداشته است.

روایتی از نیک‌اندیشی شیخ امین‌الدین در دست است که بسیار قابل توجه می‌نمایاند. او زمانی تصمیم می‌گیرد بر اساس نیاز مردم آب‌انباری بسازد. مکانی که برای آن کار در نظر می‌گیرد بر بلندی بوده و باید زمین آن صاف و هموار می‌شده است. راهی که او برای بنای آب‌انبار برمی‌گزیند، جالب است. شیخ، دست‌بندی از مادرش می‌گیرد و با فروختن آن بیل و کلنگی می‌خرد و نیز با قرض مبلغی برای برداشتن خاک آن مکان، چند شال تهیه می‌کند. آغاز آن کار بزرگ با این گام‌های کوچک اما مهم، مردم را برآن می‌دارد به کمک شیخ بیایند. روایت شده است مردم دو محله هر روز از سر نکویی و نکوکاری به یاری شیخ می‌شتافتند. روزها مردان و شب‌ها تا صبح زنان خاک می‌کندند و می‌بردند. کار هموار ساختن زمین، سرانجام به وسیله این همیاری پایان یافته، آب‌انبار پی ریزی و ساختمان آن با گچ و سنگ بنا می‌شود.

 

 

 

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3