کد خبر : 537

هفته نامه "شهر امید" در سی و یکمین شماره خود نوشت:

روایت‌هایی از چگونگی ورود صنعت برق و روشنایی به ایران در دوره قاجار.

صنعت برق از میانه‌های دوره قاجار، هنگام سلطنت ناصرالدین شاه به ایران وارد شد. روشنایی خانه‌ها تا پیش از پیدایش کارخانه برق، به شیوه سنتی به وسیله چراغ‌ها و فانوس‌های دستی انجام می‌گرفت. کوی‌ها و خیابان‌ها اما وضعیتی دگرگونه داشتند. عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من در این‌باره می‌نویسد: «در این وقت کوچه‌ها چراغ عمومی نداشت، فقط اعیان دم در خانه‌های خود چراغی بجرز وصل بدر خانه نصب میکردند. بنابر این فانوس و فراش فانوس‌کش یکی از لوازم زندگی بود. عظمت این فانوس که گاهی قطر دایره سیلندری آن به نیم و بلندی آن بیک ذرع میرسید، از حیثیت اجتماعی صاحب آن حکایت میکرد. بدون اینکه نظامنامه داشته و اندازه‌ای برای قطر و قواره آن با مقام صاحب فانوس معین باشد، مردم حق و حسابدان آن دوره هیچوقت از حد خود تجاوز نکرده و فانوس بزرگتر از آنچه باید و شاید جلو خود نمیانداختند.» 

ورود کارخانه برق به ایران با کوشش یک بازرگان خوش‌نام اصفهانی ممکن شد؛ حاج حسن امین‌الضرب. او که با درباره شاه قاجار نزدیکی داشت، در سفری به روسیه به همراه موکب شاهانه، در رخدادی که بیشتر به افسانه و داستان می‌ماند، کارخانه برق را با خود به کشور آورد؛ اقدامی که با شگفتی پایتخت‌نشینان و واکنش‌هایی شگفت روبه‌رو شد.

جعفر شهری در کتاب «تهران قدیم» در این‌باره چنین روایت کرده است: «باری کارخانه امین‌الضرب از عجایبی بود که تا سالها موجب حیرت و تماشای مردم شهر شده بود. هر غروب به تماشایش می‌رفتند و مدتها به شگفتیش لب به دندان می‌گزیدند و لا حول می‌گفتند. اما با این همه که هر نور لامپش تا ساعتها وقت مردم را به تماشا می‌گرفت، اندک عکس‌العمل و رغبتی به استفاده از آن نشان نمی‌دادند و تنها فایده‌ای که از آن مترتب می‌شد همان نور چند لامپ دو سه خیابان اطراف اندرون شاهی بود و بس که اول غروب روشن و آخر شب از خود کارخانه خاموش می‌گردید. قیمت سوخت هر لامپ چهل شمع شبی چهار شاهی بود و هفتاد و پنج وات هفت شاهی و صد شمع ده شاهی که بعضی کسبه نادرست هنوز در آن دغلی کرده، اول شب لامپ کم وات زده، پس از دور شدن تحصیلدار لامپ پر وات می‌بستند یا در ابتدا یکی دو شعله نشان داده بعد از رفتن او سه چهار لامپ روشن می‌کردند و لئیم‌تر از اینها آنان که دکان یا بساط خود را نزدیک آمدن تحصیلدار تعطیل کرده پس از گذشتن او دوباره دایر و از آن نیز شانه خالی می‌کردند!»

لامپ‌های برق و تیر و کمان کودکان

صنعت برق و روشنایی اما شتابان نتوانست در ایران همه‌گیر شود. خیابان‌های تهران تا سال‌ها پس از کوشش حاج حسن امین‌الضرب همچنان با فانوس‌های سنتی روشنایی می‌یافتند. جعفر شهری درباره روشنایی خیابان‌های شهر در واپسین سال‌های حکومت قاجار بر ایران می‌نویسد: «تا قبل از کودتای 1299 و زمان صدارت سیدضیاء‌الدین طباطبایی اگر شبها در کوچه و خیابان روشنایی و نوری بچشم می‌آمد همان چند لامپ ... تیرهای اطراف اندرون [سلطنتی] بود که کورسو می‌زد و بقیه شهر در ظلمت مطلق فرورفته بود، اگرچه آن چند لامپ هم که از سیم های خود آویخته بود و تلو تلو می‌خورد یکی از ده آنها سلامت نبود و توسط سنگ و تیرکمان بچه‌ها هدف قرار گرفته نابود شده بود. از جمله اقدامات سیدضیاء‌الدین یکی تأمین روشنایی بقیه شهر بود و آن نیز به این صورت انجام گرفت که توسط بلدیه تعدادی فانوس دیواری حلبی برنگ سبز با لامپ‌های نمره هفت که سه طرف آن شیشه و واریختگی و کلاهک بادگیری در بالای آن تعبیه شده توسط پایه آهنی به دیوار قرار می‌گرفت خریداری و در هر پنجاه قدم یکی از آنها به دیوار کوبیده شده، با جیره هر فانوس پنج سیر نفت و استخدام عده‌ای چراغچی که هر صد و پنجاه چراغ بیکی از آنها واگذار شد صورت عمل یافته معابر را مختصر روشنایی بخشیدند.»

 

ورود کارخانه برق به ایران با کوشش یک بازرگان خوش‌نام اصفهانی ممکن شد؛ حاج حسن امین‌الضرب، بازرگانی نیکوکار. او که بود؟ برگ‌های تاریخ ایران درباره این بازرگان کوشای دوره قاجار، نیک نوشته‌اند. «حاج محمدحسن کمپانی که بعدها لقب امین دارالضرب گرفت بازرگان خوشفکر و برجسته قرن نوزدهم» سرآمد سرمایه‌گذاران صنعتی در ایران به شمار می‌آید. میرزا حسن هنگامی که در جوانی اصفهان را ترک گفت و به تهران آمد سرمایه چندانی نداشت. پسرش درباره او نوشت: «وقتی امین‌الضرب در جوانی حدود 1853 میلادی به تهران رسید دارایی او در دنیا شامل یک عبا، یک چرتکه و 100 ریال پول بود.» پسر عمه‌اش هم بعدها درباره او گفت: «دارایی [نخستین] وی شامل 26 تومان پول نقد و یک الاغ بود.» روزگار اما چهره خوب خود را زود به میرزا حسن نشان داد و به جایی رساند که ناصرالدین ‌شاه را اینگونه به سخن واداشت: «حاج محمدحسن امین‌الضرب در حقیقت تاجر مخصوص ماست [و در ایجاد] کارخانجات و خواستن بعضی امتعه و غیره از فرنگستان [که به عهده او مقرر گشته] باید با کمال آسودگی مشغول امر تجارت باشد.»

امین‌الضرب که «شخصى‌ زیرک‌، باهوش‌ و پرکار بود» به زودی پله‌های ترقی را بالا رفت و در کنار تجارت‌های شخصی‌اش با  نزدیکی به دربار رییس ضرابخانه سلطنتی شد و لقب امین‌الضربی یافت که پس از او به پسرش میرزاحسین نیز رسید. امین‌الضرب در زمان‌های جشن‌ها یا سوگواری‌های مذهبی خانه خویش را بر مستمندان می‌گشود و به بذل و بخشش مشغول می‌شد؛ به ویژه در ماه محرم و در ده‌روزه عاشورا مراسم روضه‌خوانی و پذیرایی از همگان در خانه او برقرار بود. به روایت پسرش در این زمان‌ها هر روز با طبخ دو تا سه خروار برنج نزدیک به سه‌هزار زن و مرد تغذیه می‌شدند: «در ایام عادی نیز خانه امین‌الضرب محل رفت و آمد علما و شخصیت‌های مذهبی بود.» میرزا حسن و پسرش میرزا حسین که هر دو لقب امین‌الضربی را پی نام خود یدک می‌کشیدند هیچگاه تنها به صفت سرمایه و تجارت‌شان نامدار نشدند: «[میرزا حسن] چون درستکار و مردمدار بود در اندک زمانی اعتماد همگان را جلب کرد و کارش رونق یافت. امین‌الضرب از کمک مالی به سیدجمال هنگام اقامت او در روسیه حتی پس از آن که شاه او را از ایران راند کوتاهی نکرد. امین‌الضرب معتقد بود اسدآبادی مردی به راستی روحانی و مرشدی مذهبی است که به پیشبرد اسلام می‌اندیشد.»

حاج حسن امین‌الضرب به پیروی از اندیشه‌های یاریگرانه و ترقی‌خواهانه به «ایجاد خط راه‌آهن بین محمودآباد و آمل، احداث کارخانه برق، احداث کارخانه بلورسازی، تاسیس کارخانه چینی‌سازی در تهران، ایجاد کارخانه ابریشم‌تابی و ابریشم‌بافی، بنای کاروانسرای حسن‌آباد میان راه تهران- قم، ساخت راه افجه به تهران» پرداخت و تاسیس بانک در ۱۲۹۶ قمری را پیشنهاد داد. اقدام مهم دیگر او پیشنهاد ساخت نخستین کارخانه ذوب آهن ایران در ۱۳۰۴ قمری بود که امتیاز آن را از شاه گرفت، اما موفق به اجرایش نشد. خدمت دیگر او که نیک‌نامی برایش به ارمغان آورد، خرید مقادیر بسیار گندم در قحطی سال ۱۲۸۸ قمری از مازندران و حمل آن به تهران بود که موجب نجات مردم از مرگ حتمی شد.

روزبه رهنما/ روزنامه‌نگار

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3