کد خبر : 549

گفت‌وگوی شهرامید با کتایون اسماعیلی مترجم کتاب «دختری که رهایش کردی»

به اشتراک گذاشتن یک کتابی که تهیه می شود از نقطه نظرات نیکوکاری کتایون اسماعیلی مترجم کتاب «دختری که رهایش کردی» است.

کتاب «دختری که رهایش کردی» این روزها در صدر فروش بسیاری از کتاب‌فروشی‌ها در تهران و شهرستان‌ها قرار دارد. استقبال خوب از آثار جوجو مویز پس از کتاب‌های «من پیش از تو» و «من پس از تو» باعث شده تا ناشران دیگری نیز به انتشار آثار این نویسنده انگلیسی بپردازند. حالا نشر میلکان چاپ سیزدهم این اثر را به بازار نشر فرستاده است. رمان دختری که رهایش کردی مویز که نامزد دریافت عنوان کتاب سال از سوی روزنامه انگلیسی دیلی‌میل شده است، روایتی است عاشقانه از زندگی دختر جوانی که برای رسیدن به معنای واقعی عشق تا مرز از جان گذشتگی می‌رود.

رمان دختری که رهایش کردی داستانی درباره دو زن با برخی ویژگی‌های مشابه است که یکی از آن‌ها به نام سوفی در زمان اشغال فرانسه مجبور است تا از خانواده‌اش در نبود شوهر در مقابل نازی‌ها محافظت کند و دیگری به نام لیو که در لندن زندگی می‌کند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلو نقاشی هدیه می‌دهد که نمایی از یک زن و مربوط به یک قرن قبل است و در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. به همین بهانه با کتایون اسماعیلی مترجم این اثر به گفت و گو نشستیم. وی کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی است و پیش از این کار، حدود ده سال، مترجم شفاهی و مدرس زبان بوده است.

ظاهرا این اولین تجربه شما در زمینه ترجمه است، چه چیزی باعث شد که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کنید؟

بله، درست است. کتاب، «دختری که رهایش کردی» اولین اثر ترجمه شده من است. ترجمه این اثر، حدود پنج ماه زمان برد. کتاب‌های خانم مویز همیشه برایم به‌عنوان یک خواننده که بالطبع از طرفدارانشان هم بودم، جذاب بوده. است. یکی از دلایلی که این کتاب را انتخاب کردم، این بود که خانم مویز از آن دسته نویسندگانی است که علاوه بر دارا بودن قلم سلیس و شیوا، توصیفات به جا و مناسبی هم از محیط پیرامون، هم از فضای داستانی به کار می‌برند. با توجه به علاقه شخصی‌ام پیگیر کتاب‌های زبان‌های اصلی جوجو مویز بودم، که به این کتاب بر خوردم و پس از خواندن رمان تصمیم به ترجمه‌اش گرفتم و پس از ترجمه با نشر میلکان ارتباط برقرار کردم و دوستان در نشر میلکان لطف کردند و این کتاب را منتشر کردند.

داستان‌های عاشقانه نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورها طرفداران خاص خودش را دارد. فکر می‌کنید دلیل محبوبیت آثار این نویسنده چیست؟

چون جوجو مویز عشق را راه‌حلی برای حل مشکلات می‌داند، در هر رمان یک موضوع اجتماعی را دستمایه قرار داده و بعد به ما نشان می‌دهد که با عشق هم می‌توان بر مشکلات غلبه کرد. مثلا در همین رمان دختری که رهایش کردی، سوفی با عشق بر جنگ غلبه می‌کند، اینکه عشق بتواند بر موضوعی چون جنگ غلبه کند این برای مخاطب جذاب است؛ شبیه این مساله را می‌توان در دنیای سینما با فیلم ماندگار کازابلانکا مثال زد، که راز ماندگاری‌اش همین بوده: اینکه عشق جنگ را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد درست مثل دختری که رهایش کردی.

چه حسی دارید که اولین کارتان با این موفقیت بی‌نظیر همراه بوده است؟

اینکه آدم در سال‌های نوجوانی اهل رمان و کتاب باشد و یکی از آرزوهایش این باشد که کتاب مورد علاقه‌اش را ترجمه کند، و حالا در سال‌های جوانی، این آرزو به بار بنشیند، شیرینی این حس غیرقابل وصف است. جا دارد از سرکار خانم پرهیزکاری و آقای پرهیزکاری عزیز که مقدمات و پایه‌های عملی شدن این آرزوی دوره نوجوانی مرا فراهم کردند، تشکر ویژه‌ای داشته باشم.

چه کتابی برای ترجمه در دست دارید؟

دو کتاب در دست چاپ دارم، یکی کتاب جذاب و خواندنی «پشت درهای بسته» از نویسنده‌ای انگلیسی به نام خانم بی.ای پاریس که اولین اثر این نویسنده است. این کتاب در ژانر روانشناسی جنایی است و یکی از بهترین رمان‌های سال 2016 در ژانر جنایی بوده است و دیگری را اجازه بدهید اعلام نکنم.

به نظر شما آثاری از این دست تا چه اندازه می‌تواند مردم را به کتابخوانی علاقه‌مند کند؟

متاسفانه مشکلی که در بیشتر رسانه‌ها و شاید هم حتی بیشتر دست‌اندرکاران حوزه کتاب مثل کتاب‌فروشی‌ها وجود دارد این است که خوب و بد بودن یک اثر را بر اساس ژانر آن اثر می‌سنجند نه خود اثر و از متر و معیار عمیق بودن برای ارزیابی یک کتاب استفاده می‌کنند، بنابراین در هر حالتی کتاب‌های فلسفی یا رمان‌های فلسفی با تم مثلا عاشقانه را  عمیق و عالی می‌دانند. اما بیشتر مردم هدفشان از کتاب خواندن سرگرمی است درست مثل سینما رفتن، همه قرار نیست فیلسوف باشند، همه قرار نیست مثلا آبی کیشلوفسکی را ببینند. بسیاری دیدن فیلم کازابلانکا را ترجیح می‌دهند، از این دو فیلم اسم بردم چون یکی یک فیلم فلسفی با تم عاشقانه و دیگری یک فیلم عاشقانه با تم جنگ است.(درست مثل دختری که رهایش کردی) اینکه فضایی ایجاد شود که مردم به کتاب مثل این مثال حوزه سینما نگاه و برخورد کنند بهترین کمک به افزایش نرخ مطالعه است، چیزی که در تمام دنیا متداول است. قرار نیست همه فلسفه بخوانند، قرار نیست با مطالعه حال مردم بد شود و به زندگی بدبین‌تر شوند. تازه من اعتقادم این است که کتابی مثل دختری که رهایش‌ کردی از خیلی از رمان‌های فلسفی قوی‌تر است، خوب و بد بودن در ماهیت اثر است نه در ژانر اثر. این را اگر ترویج دهیم به نظر من مردم بیشتر به سمت کتاب و کتابخوانی جذب شوند.

به‌عنوان یک انسان اهل فرهنگ چقدر در کارهای خیریه مشارکت دارید و فکر می‌کنید چه کمک‌های نیکوکارانه‌ای می‌توان برای ترویج کتابخوانی در مناطق محروم انجام داد؟

حتما کارهای خیر انجام می‌دهم ولی به نظر من، قبل از اینکه به نقاط محروم و کارهای بزرگ‌تر فکر کنیم باید از خودمان شروع کنیم. برای مثال، من و شاگردم سعی می‌کردیم وقتی کتابی تهیه می‌کردیم، با هم به اشتراک بگذاریم، شاید عملا یک کتاب خریداری می‌شد ولی تقریبا هر کتاب خریداری شده، توسط 6نفر مطالعه می‌شد.

امیدوارم روزی برسد که هموطنانمان، به اندازه توجه و اهمیتی که به گوشی تلفن همراهشان می‌دهند نگران کتاب و کتابخوانی باشند.

فرهاد سامانی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3