کد خبر : 710

هفته نامه "شهر امید" در چهل و چهارمین شماره خود نوشت:

گفت‌وگوی تفصیلی «شهر امید» با پروانه رسولی فرخ مدیر موسسه «دستان گرم مهرورزی».

 دنیای نیکوکاران، دنیای قشنگی است. آن‌ها برای همه زندگی می‌کنند و تلاش می‌کنند به هرکس در حد توانشان زندگی  ببخشند. زندگی به معنای عام کلمه تنها لذت تنفس نیست. آن‌ها به آدم‌های ساده و آسیب‌پذیر شهرهای بزرگ و هراس‌آور کمک می‌کنند که لذت شادی، نشاط، خوشبختی و آزادی را بچشند. وقتی تنها خوشحال کردن یک انسان از من نوعی هم یک خیر می‌سازد پس چه خوش اقبالند کسانی که لذت دیدن خوشحالی صدها و هزاران فرد را به چشم می‌بینند و نگاه آن‌ها را به زندگی روشن و پرامید می‌کنند. پروانه رسولی فرخ یک انسان نیکوکار و خوشبخت است. او با جمع دوستانه هشت نفره، خیلی ناگهانی قدم در راه فعالیت‌های خیرخواهانه گذاشت و اکنون با پنجاه انسان آزاداندیش اقدامات هدفمندی را در موسسه «دستان گرم مهرورزی» انجام می‌دهد و گام‌های بلندی را به سمت اهداف والا و انساندوستانه خود برمی‌دارد. او و دوستانش هدف بسیار ساده‌ای تحت عنوان شاد کردن دل انسان‌های نیازمند را داشتند. آن‌ها سالهاست که به این هدف و اهداف مهم‌تر و اقدامات سنجیده‌تری در زمینه فعالیت‌های خیریه رسیده‌اند.

گفت‌وگوی تفصیلی «شهر امید» با پروانه رسولی فرخ مدیر موسسه «دستان گرم مهرورزی» را در ادامه می‌خوانید.

لطفا خودتان را به طور مختصر معرفی کنید.

پروانه رسولی فرخ متولد همدان، کارشناس ارشد تکنولوژی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبایی و کارمند دانشگاه هستم.

انگیزه شما برای ورود به فعالیت‌های نیکوکارانه چه بود؟

با تعدادی دانشجو در فعالیت‌های فرهنگی مختلف در دانشگاه همکاری می‌کردم و آغاز فعالیت خیریه‌ام از همان زمان بود. یکی از شب‌های منتهی به شب یلدا در کنار یکدیگر مشغول همفکری درباره مسائل فرهنگی بودیم که ناگهان و لابه‌لای صحبت‌هایمان به این فکر افتادیم شب یلدای آن سال را برای خانواده‌های نیازمند، متفاوت و خاطره‌انگیز کنیم. من با این دوستان نگاه و دغدغه مشترکی به فعالیت‌های نیکوکارانه داشتم. دوستان پیشنهاد دادند که روی کمک به خانواده‌هایی تمرکز کنیم که قدرت خرید تنقلات و وسایل پذیرایی شب یلدا را ندارند. این فکر سبب شد که مبلغی پول از میان جمع خود جمع‌آوری و با آن اقلامی را برای آن شب تهیه کنیم. خوشبختانه شش سال پیش دو میلیون تومان پول جمع شد و توانستیم با آن چهل بسته شامل حبوبات، برنج، گوشت، میوه، شکلات و یک هدیه فرهنگی کارت‌پستال مهیا کنیم. این اولین فعالیت نیکوکارانه من و همچنین انگیزه‌ای برای ادامه این راه بود. در آن زمان بیست و پنج سال داشتم و هیچ تجربه دیگری در فعالیت‌های نیکوکارانه نداشتم. من بزرگ‌ترین عضو آن گروه بودم و دوستان همکار من در فعالیت شب یلدا بیست و نوزده ساله بودند که به‌تازگی وارد محیط دانشگاه شده بودند. لذت و آرامش  این کار  ما را به ادامه فعالیت‌های این چنینی مجاب کرد. شب عید، عید غدیر و نیمه رمضان بسته‌های غذایی تهیه و بین نیازمندان توزیع می‌کردیم. روز میلاد حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) به خانه سالمندان رفته و برای مادران و پدران جشن روز مادر و پدر برگزار می‌کردیم. بعد از چند نوبت که اقداماتی مانند بازدید از کودکان سرطانی، خانه سالمندان و... را انجام دادیم به فکر هدفمندسازی فعالیت‌هایمان افتادیم. قصد داشتیم که در چارچوب خاصی حرکت کنیم و به فعالیت‌های متفرقه بسنده نکنیم.

آیا اقدام بعدی ایجاد موسسه خیریه بود؟

بله، اساسنامه حدود 80 موسسه خیریه را مطالعه و فعالیت‌های آنان را بررسی کردیم و بر اساس آن‌ها اساسنامه‌ای را برای گروه خیریه خود تهیه کردیم. هدف از ایجاد موسسه را کمک به دانش‌آموزان مستعد بی‌بضاعت قرار دادیم. بر اساس اساسنامه به این دانش‌آموزان بورسیه تحصیلی می‌دهیم و تا زمانی که مستعد ارزیابی شوند و از این بودجه اختصاص یافته به بهترین نحو ممکن در راستای بهبود وضعیت تحصیلی خود استفاده کنند از آن‌ها تا هنگام ورود به دانشگاه حمایت‌های لازم مادی و معنوی را انجام می‌دهیم. ما دانش‌آموزان ابتدایی را جامعه هدف قرار دادیم و از آن مقطع تا دانشگاه آن‌ها را مورد حمایت قرار می‌دهیم. در کنار اجرای هدف اصلی موسسه خیریه چهار برنامه ثابت سالانه در شب یلدا، شب عید، برنامه نیمه رمضان و عید غدیر را نیز داریم. در نیمه ماه مبارک رمضان بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست را به افطاری دعوت می‌کنیم. به دلیل محیط دانشگاه که محیط کارم محسوب می‌شود با هنرمندان زیادی آشنا شدیم و دو بار در زمینه هنرهای تجسمی و عکس به نفع خیریه اکسپو برگزار کردیم. هنرمندان بسیاری آمدند و آثار خود را اهدا کردند که آن‌ها را فروخته و صرف امور موسسه کردیم. بازارچه‌های خیریه‌ای را نیز در فصل‌ها و مناسبت‌های مختلف برگزار می‌کنیم. چهار برنامه ثابت هر سال به قوت خود باقی است و بهتر از سال‌های گذشته برگزار می‌شوند اما تلاش داریم هر چه سریع‌تر به هدف اصلی تشکیل موسسه نیز جامه عمل بپوشانیم. در مورد کمک به دانش‌آموزان بی‌بضاعت فعلا در مرحله شناسایی این دانش‌آموزان هستیم و در حال حاضر تنها از هشت دانش‌آموز حمایت مالی می‌کنیم و اقدامات ما در این زمینه چندان گسترده نیست. فرایند دریافت مجوز موسسه خیریه حدود یک سال طول کشید. ابتدا از استانداری تقاضای صدور مجوز کردیم که به دلیل مهیا نبودن شرایط آن‌ها امکان‌پذیر نشد. اولین شرط آن‌ها برای صدور مجوز موسسه وجود میزانی پول مشخص در حساب موسسه خیریه بود که ما موجودی قابل‌توجهی در حساب موسسه نداشتیم. بنابراین به فکر دریافت مجوز از سازمان معاونت جوانان افتادیم و به این معاونت مراجعه کردیم. فرایند دریافت مجوز برای موسسه از این طریق بسیار آسان‌تر و بهتر بود. مجوز را در سال 93 اخذ و فعالیتمان را در چارچوب مشخص و تعیین‌شده آغاز کردیم.

کمی از گروه مشترک دوستانتان برایمان بگویید.

 آشنایی با جوانانی که دغدغه‌ای از جنس من داشتند بزرگ‌ترین شانس زندگی‌ام بود. آن‌ها بیشتر از من دغدغه فعالیت‌های نیکوکارانه را داشتند. در واقع دانشگاه دغدغه مرا به شکل منسجم‌تری شکل داد. بسیاری از این دوستان اکنون فارغ‌التحصیل شده‌اند و به شهرهای خود بازگشته‌اند اما  فعالیتمان را در همان تیم ادامه می‌دهیم و از این گروه جدا نشده‌اند. در ابتدا هشت نفر بودیم که به سبب دغدغه‌های مشترک و فعالیت‌های فرهنگی این کار را شروع کردیم. این عزیزان به دلیل اعتمادی که به من دارند مرا به‌عنوان سرپرست گروه انتخاب کرده‌اند.

اعضا برای کمک به برگزاری مراسم‌های مختلف موسسه به همدان می‌آیند و اگر به هر دلیلی امکان حضور پیدا نکنند کمک‌های مالی‌شان را در محدوده زندگی خود جمع کرده و به‌حساب خیریه می‌ریزند تا ما فعالیت‌های اجرایی را در همدان دنبال کنیم. کلیه برنامه‌ها در استان همدان برگزار می‌شود. به لطف خدا گروه هشت نفره ما اکنون پنجاه نفر شده‌اند و در واقع اعضای جدید افرادی هستند که به عناوین مختلف در جشنواره‌های موسسه شرکت کرده‌اند و سپس به خواست خود به گروه  اضافه شده‌اند. اغلب هنرمندانی که آثار خود را در اکسپو فروختند بعد از آن عضو موسسه شده و در برنامه‌ها با ما همکاری می‌کنند. آن‌ها با خواست قلبی به حضور در کنار گروه تمایل نشان دادند.

آیا فردی در زندگی با یک کلام یا حرکتی تاثیر عمیقی روی شما داشت که بتوانید اکنون از او به‌عنوان یک نیکوکار یاد کنید؟

سال‌های گذشته و در برهه‌ای از زمان درگیر مشکلات مالی شدم و برای حل مشکلم اقدام به گرفتن وام یک میلیونی کردم. در همان زمان یکی از همکارانم مشکل مالی پیدا کرده بود و به یک میلیون تومان پول احتیاج داشت. من بهترین کار را حل مشکل او دیدم و مبلغ وامم را به همکارم دادم و با تحمل سختی سعی داشتم مشکل مالی‌ام را به‌گونه‌ای دیگر حل کنم. از همکارم خواستم که پول را به اقساط به من برگرداند و او که مشغول تهیه جهیزیه دخترش بود از پیشنهاد من استقبال کرد. حدود دو ماه بعد به دلیل عدم پرداخت اقساط وام، برایم نامه فرستادند و مبلغ اقساط از حقوقم کم شد. اما حدود یک میلیون و نیم بدهی من از طریق کسی به حسابم واریز شد که اصلا تصورش را هم نمی‌کردم که بتوان روی کمک او حساب باز کرد و حتی نمی‌دانستم که او متوجه مشکل من شده و صحبت‌های مرا با مسئول بانک شنیده است.

آیا تغییر در شیوه مدیریت و هماهنگی موسسات خیریه با یکدیگر را در بهبود این وضعیت موثر می‌دانید؟

بله، ایراد و آسیب بزرگ موسسات خیریه عدم هماهنگی آن‌ها با یکدیگر است. به‌عنوان مثال در همدان سه موسسه خیریه دانش‌آموزان مستعد را حمایت می‌کنند یا در ایام ماه رمضان پنجاه موسسه بسته غذایی خیریه توزیع می‌کنند. خانواده‌هایی وجود دارند که از یک موسسه دو بسته غذایی می‌گیرند و در مقابل هستند خانواده‌هایی که اصلا کمکی دریافت نمی‌کنند. بنابراین به یک بانک اطلاعاتی از کل افراد تحت پوشش موسسات خیریه نیاز داریم. این بانک اطلاعاتی می‌تواند به پوشش‌دهی بهتر نیازمندان کمک کند.

شهرامید آرزو ضیایی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3