کد خبر : 797

هفته نامه "شهر امید" در پنجاهمین شماره خود نوشت:

علل عدم دریافت کارت حمایت تحصیلی در تحقیقات میدانی انجمن حامی:

می‌خوام درس بخوانم و دکتر بشوم، یک دکتر عمومی. اما اینجا نه، دوست دارم در کشور خودم باشم؛ افغانستان.

اسماعیل ده‌ساله است. در کنار تحصیل، با پدرش بعضی روزها سر کار می‌رود آن هم کارهای ساختمانی. خاطره‌ای از خاک و سرزمین خودش ندارد. دو ساله بوده که همراه خانواده مجبور به مهاجرت شده. حالا بعد از 8 سال زندگی در ایران هنوز هم قلبش برای خاک وطنش بی‌تاب است. او مانند سه برادر دیگرش، عاشق افغانستان است و وطنش را هم همانجا می‌داند. اسماعیل تنها نیست. جنگ، محبوبه و خانواده‌اش را هم روانه ایران کرده. بی‌پولی، عموی محبوبه را همراه خانواده برادر راهی کرده. آن‌ها چاره‌ای جز مهاجرت و ترک دیار نداشته‌اند. پدر و عموی محبوبه هم کارگرند. محبوبه می‌گوید: «عمو کار می‌کند تا برای خانواده‌اش در افغانستان پول بفرستد.»

امروزه مهاجرت از تبعات درگیری‌های سیاسی، منازعات مسلحانه، پدیدار شدن مشکلات زیست‌محیطی و تغییرات آب و هوایی و نابه‌سامانی‌های اقتصادی است. زمانی که این مشکلات صورتی بحرانی به خود می‌گیرد، به موج مهاجرت و پناهندگی (اعم از قانونی و غیرقانونی) هم شکل می‌دهد. منطقه جنوب آسیا با انبوهی از هویت‌های موزاییکی، جوامع چند فرهنگی، بحران‌های اقتصادی و سیاسی و منازعات قومی و جنگ‌ها روبه‌رو بوده و به‌شدت با مسائل مربوط به مهاجرت‌های اجباری و پناهجویی دست به گریبان است. در این بین ایران در حدود 40 سال گذشته با انواع و اقسام پناهندگان روبه‌رو بوده و به‌عنوان دومین کشور پناهنده‌پذیر در دنیا با حدود بیش از سه میلیون مهاجر عراقی و افغان شناخته می‌شود. از بین این تعداد پناهنده حدود یک و نیم میلیون نفر دارای کارت اقامت هستند و با پاسپورت مجاز در ایران زندگی می‌کنند و مابقی فاقد مدارک اقامتی هستند. آمار موجود در اداره اتباع می‌گوید تنها سه درصد از این افراد در کمپ‌ها زندگی می‌کنند و بقیه مثل مردم عادی در حال کار و زندگی هستند. وقتی از حضور پناهندگان کشوری جنگ‌زده به یک کشور صحبت می‌شود، ممکن است این تصور در ذهن نقش بندد که گروهی پناهجو در یک کمپ حضور دارند، گرسنه و قابل‌ترحم که البته این تصور طی چند سال گذشته و ناشی از حضور مهاجرین در اروپا و تصویری که از آنان نشان داده می‌شود شکل گرفته است. در همه جای دنیا پرداختن امور مهاجرین از عهده یک یا چند دولت به‌تنهایی خارج است. چنین امری باعث شده که سازمان‌های مردم‌نهاد بسیاری در این منطقه به موضوع پناهندگان بپردازند و تلاش کنند تا راهکارهای مناسبی برای کاهش آسیب‌های ناشی از پناهندگی فراهم بیاورند. در کشور ما تنها سازمان مردم‌نهادی که در این حوزه فعالیت می‌کند انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) است که از سال 1372 در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده است. آن زمان مقدمات اجرایی کار و فعالیت انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) در قالب یک فعالیت دانشجویی تعریف شد.

فاطمه اشرفی، یکی از همان دانشجویان داوطلب بود که در بوسنی حضور پیدا کرد و از بانیان و هم اکنون مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده است. او در مورد شروع ایده‌ای برای ایجاد این انجمن می‌گوید: «پس از آغاز بحران بالکان در سال ۱۹۹۲ میلادی (1370 شمسی) و پس از اعمال جنایات بی‌شمار انسانی در منطقه‌ بوسنی و هرزگوین، ایده‌ اولیه سازماندهی گروهی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران برای کمک به زنان و کودکان آسیب‌دیده از جنگ شکل گرفت. جنگ و بحران‌های سیاسی همیشه اولین تیر خود را به سمت محروم‌ترین گروه‌های انسانی یعنی «زنان و کودکان» نشانه می‌رود، به‌طوری که در بیشتر موارد زنان و کودکان آواره و پناهنده در معرض انواع وضعیت‌های دشوار قرار می‌گیرند. زنان و بچه‌ها که هم آسیب‌پذیرترند و در عین حال کم‌بهره‌تر، مجبور می‌شوند شهر و دیار خود را ترک کنند. رفتن و درگیر شدن با مسائل آنجا در حالی که قبل از آن زمان هیچ شناختی از سازمان‌های غیردولتی که در این زمینه فعال باشند وجود نداشت کار مشکلی بود. این حضور همراه با شناخت و ایده‌های جدید بود اینکه همیشه مشکلات در محدوده سرزمینی ما نیستند. این نگاه برای کمک به انسان‌ها، فراتر از مرزها و نه نگاه ملی یا هموطنی شکل گرفت. بعد از بازگشت به ایران در جلسه‌ای که شرایط بوسنی را نقل می‌کردم، فردی در آن جلسه گفت: شما 10 هزار کیلومتر رفته‌اید اروپا که به زنان آسیب‌دیده از جنگ کمک کنید؟ یک نگاه به دور و بر خودتان کنید ما خودمان یک کشور پناهنده‌پذیر هستیم و ببینید که جمعیت بسیاری از پناهندگان افغانستان و عراق در بی‌بضاعتی و ناتوانی در کشور ما حضور دارند. این تلنگری بود که موجب شد برنامه ما به داخل مرزها معطوف شود. با توجه به اینکه بخش دولتی به هیچ وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای فراوان این پناهندگان باشد، نیاز است که نهادهای مدنی و غیردولتی به این حوزه ورود پیدا کنند.»

به این ترتیب، انجمن حامی برای بهبود بخشیدن به وضعیت زندگی جمعیت بی‌شماری از زنان و کودکان پناهجو و پناهنده‌ عراقی و افغانستانی که در گوشه و کنار شهرها و روستاهای ایران ساکن شده بودند، به‌صورت رسمی وارد عمل شد و با تمرکز فعالیت‌ها بر جامعه‌ رو به افزایش زنان، کودکان و جوانان مهاجر و پناهنده‌ مقیم ایران، تلاش کرد با ارتقای توانایی‌های ذاتی این افراد، موقعیت آن‌ها را در چیره شدن بر محدودیت‌های موجود افزایش داده تا نقش شایسته‌ای در بازسازی نه‌تنها زندگی خود، بلکه جامعه و کشورشان به عهده گیرند.

مدیرعامل انجمن حامی از جامعه هدف و نحوه فعالیت انجمن می‌گوید: «گروه هدفی که ما در ایران با آن طرف هستیم اکثریتشان مردم افغانستان هستند، اما باز هم محدودیتی وجود ندارد و در گروه هدفمان افرادی هستند که از عراق، میانمار و سوریه آمده‌اند و علاوه بر این‌ها ما با استفاده از ظرفیت‌هایی که برایمان وجود دارد تلاش کرده‌ایم در مناطق محروم داخل کشور هم فعالیت داشته باشیم. آنجا تاکیدمان روی بحث ظرفیت‌سازی جامعه محلی است. یعنی تلاش برای دسترسی کودکان مناطق محروم و مناطق مرزی به مدرسه و آموزش. فعالیت‌های مختلفی در این حوزه انجام شده در بخش اقداماتی که حامی انجام می‌دهد ما تلاش کردیم که خودمان را محدود به فعالیت‌های حمایتی نکنیم. یعنی رویکرد توسعه‌ای برایمان مهم‌تر بوده. سعی کردیم با آسیب‌شناسی مسائل و مشکلات، اصلاح روش‌ها و الگوها و همچنین سیاست‌ها و با شناخت موانع، برای از بین بردن موانع عمومی که باعث جلوگیری از فعالیت گروه هدف است عمل کنیم و به‌عنوان یک حلقه واسط بین جامعه محلی و سیاست‌گذاران اقدام کنیم که خوشبختانه اقدامات خوبی انجام شد مانند بحث نظام آموزشی کشور که محدودیت‌هایی را برای دانش‌آموزان پناهنده و مهاجر داشت. از سال 78 با دیدن موانع آموزشی، به فکر تاسیس مراکز آموزشی افتادیم برای بچه‌هایی که به هر دلیلی نمی‌توانند وارد مراکز آموزشی دولتی شوند اما نباید از مدرسه دور شوند. نظام آموزشی را هم منطبق با نظام آموزشی ایران تعریف کردیم و اولین مدرسه در سال 87 در منطقه باقرشهر جنوب تهران با 167 دانش‌آموز افتتاح شد. در سال‌های بعد با اعلام نیازها و درخواست‌ها، تعداد مدارس گسترش پیدا کرد. در این مدارس تمرکز روی آموزش تنها نبود علاوه بر آموزش روی اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری این بچه‌ها کار شد. بچه‌هایی که متاسفانه هم در خانواده و هم در جامعه خودشان دچار خشونت هستند که بخش قابل‌توجهی از آن به عدم خودباوری و اعتماد به نفس این بچه‌ها برمی‌گردد.»

وقتی مدرسه سهم همه می‌شود

سرنگونی دولت طالبان در سال ١٣٨٢ در افغانستان و روی ‌کار آمدن دولت انتقالی، فرصتی را برای مهیا شدن زمینه‌های بازگشت میلیون‌ها مهاجر پناهنده افغان از سراسر جهان از جمله ایران به کشورشان فراهم کرد. نه‌تنها دولت‌های میزبان، بلکه سازمان‌های بین‌المللی و آژانس‌های سازمان ملل نیز سیاست‌ها و برنامه‌های حمایتی خود را تغییر دادند و جملگی با رویکرد بازگشت داوطلبانه پناهندگان و مهاجران افغان، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی‌های اجرائی خود را آغاز کردند تا زمینه بازگشت و بازسازی افغانستان از سوی میلیون‌ها افغان که از سر ترس و تهدید طالبان خانه و دیار خود را رها کرده بودند فراهم شود. در همین رابطه جمهوری اسلامی ایران همسو با سیاست‌های بین‌المللی بازگشت پناهندگان، با وضع قوانین و مقرراتی تلاش کرد تا زمینه‌های بازگشت میلیون‌ها پناهنده و مهاجر افغان را تسهیل کند. یکی از مقررات تنظیم‌شده مربوط به چگونگی دسترسی دانش‌آموزان مهاجر به آموزش بود که تا قبل از آن به‌طور نامحدود و بدون ملاحظه موانع اقامتی و حتی مالی در اختیار دانش‌آموزان مهاجر و پناهنده افغان قرار می‌گرفت. بخش‌نامه مربوط به آیین‌نامه ثبت‌نام دانش‌آموزان اتباع خارجی که در سال ١٣٨٣ به تصویب هیئت دولت وقت رسید، به دو نکته قابل‌توجه اشاره می‌کرد: یکی تأکید بر ضرورت وجود مدارک اقامت قانونی و دیگری وضع شهریه ثبت‌نام به‌عنوان تأمین بخشی از یارانه‌های دولت که برای آموزش اتباع خارجی هزینه می‌شود. این دو عامل در مسیر زمان نه‌تنها به دو مانع جدی برای ورود بسیاری از کودکانی که به هر دلیل مدارک اقامتی قانونی در اختیار نداشتند و درعین‌حال با مشکلات اقتصادی عدیده‌ای در خانه و خانواده روبه‌رو بودند بدل شد، بلکه موجب خارج شدن تعداد قابل‌توجهی از دانش‌آموزان افغان از مدارس رسمی کشور هم شد که به دلایل مذکور امکان ادامه تحصیل در مدارس دولتی را نداشتند.

در نتیجه تلاش‌های سازمان‌های غیردولتی و سایر نهادهای مدنی برای به چالش کشیدن سیاست‌های آموزشی دولت در خصوص دانش‌آموزان اتباع خارجی در ایران که با پشتوانه فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت دسترسی تمام کودکان افغان به آموزش صورت گرفت، تلاش‌ها در مورد مدارس ختم به خیر شد و سال 95 هیئت دولت مصوبه‌ای را تصویب کرد که آن مصوبه جدی‌ترین موانع دسترسی کودکان پناهجو به آموزش را از جلوی پایشان برداشت. حق تحصیل کودکان مهاجر و پناهنده به‌عنوان یک حق شناخته‌شده در کنوانسیون حقوق کودک و حقوق پناهندگان از مهم‌ترین الزامات جهت رشد جامعه پناهنده مهاجر، همواره از دغدغه‌های اصلی انجمن حامی و دیگر فعالان حوزه حقوق کودک بوده است. در تمام این سال‌ها تلاش شد تا از طرق گوناگون موانع مختلف دسترسی کودکان مهاجر به آموزش برطرف و مسیر بازگشت این کودکان به مدارس دولتی تسهیل شود. نتیجه این تلاش‌ها و اقدامات مثبت به بار نشست و به‌خصوص بعد از ابلاغ فرمان مقام معظم رهبری در ابتدای سال 1394 به‌عنوان فصل‌الخطاب سیاست‌های آموزشی کشور برای دسترسی تمام کودکان مهاجر به آموزش، با برگزاری نشست‌های کارشناسی متعدد و گفت‌وگو با اشخاص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار بسترسازی مناسب جهت کاهش شکاف اجتماعی بین جامعه میزبان مهاجر، ایجاد تغییرات مثبت در افکار عمومی و نگرش‌های اجتماعی، یکی از پیشروترین و توسعه‌یافته‌ترین قوانین در زمینه حمایت از پناهندگان و مهاجران در جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت 1395 تصویب شد. اصلاحیه آیین‌نامه آموزش اتباع خارجی در تاریخ 1 اردیبهشت 95 به تصویب هیات وزیران رسید. طبق این آیین‌نامه کودکان مهاجر فاقد مدارک اقامت قانونی نیز می‌توانند با دریافت کارت ویژه حمایت تحصیلی در مدارس دولتی ایرانی ثبت‌نام و تحصیل کنند. این آیین‌نامه همچنین با ممنوع کردن هرگونه تبعیض نسبت به کودکان مهاجر در مقابل کودکان ایرانی امکان تحصیل برابر دانش‌آموزان مهاجر با شرایط ثبت‌نام همانند دانش‌آموزان ایرانی تا مقطع دیپلم را ایجاد کرده است.

در تحقیقی میدانی که از سوی انجمن حامی (حمایت از زنان و کودکان پناهنده) و در میان هزار نفر از کودکانی که امکان دسترسی به مدارس دولتی را در چهار استان کشور در سال تحصیلی ١٣٩۶-١٣٩۵ نیافته بودند انجام شد، ٣۶ درصد به دلیل نبود اطلاع‌رسانی مناسب برای دریافت کارت حمایت تحصیلی، ٢٢ درصد ناتوانی از پرداخت هزینه‌های کمک به مدرسه،  ١۵درصد تکمیل ظرفیت مدارس، ١٠درصد کبر سن کودکان، ١٠درصد عدم ثبت‌نام از دارندگان کارت اقامت سایر شهرستان‌ها، پنج درصد نقص مدارک هویتی و دو درصد نیز به دلیل نابردباری اجتماعی در محیط‌های آموزشی، ثبت‌نام و تحصیل در مدارس دولتی را از دست داده بودند.

مریم روستایی

ارسال نظر

advertise advertise advertise advertise advertise advertise advertise
02188004648 , 02188004647 تهران خیابان بیست و هفتم کردستان خیابان اول خیابان بیست و هشتم پلاک 20 تهران خیابان نامجو نبش کوچه محلوجیان پلاک 2 واحد 3